سیده فاطمه حسینی
تاریخ پیوستن: ۱م دی ۱۴۰۰
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۷ |
ویرایشهای تأیید شده: |
۷۰ |
سیده فاطمه حسینی در ۶ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۶ در پاسخ به Minoo Shalchizadeh دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۷ - دیر زیاد آن بزرگوار خداوند:
لغتنامه دهخدا گرم . [ گ ُ ] (اِ) غم و اندوه و زحمت سخت و گرفتگی دل و دلگیری باشد. (جهانگیری ) (برهان ) (آنندراج ) :
گر درم داری گزند آرد بدین
لیکن او را گرم درویشی گزین .
بدین زاری و خواری وگرم و درد
پراکنده بر تارکش خاک و گرد.
سیده فاطمه حسینی در ۱ سال قبل، سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۲ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
درباره «به سامانم ...»، دکتر شفیعی در مقدمه کتاب اسرار التوحید (جلد یک/ ص200) یادآور شده اند که یکی از معانی «به» «از» است و در متون کهن ازجمله اسرارالتوحید نمونه های فراوانی دارد. سپس به همین بیت حافظ اشاره می کنند و می گویند «تصور من آن است که این استعمال تا قرن هشتم رواج داشته و همان است که در این بیت حافظ می خوانیم: بسامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری
سیده فاطمه حسینی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مستزادها » مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان):
صادق سرمد شعرش را در 1309 خطاب به ملک الشعرا بهار سروده و بهار در 1311 پاسخ او را داده است.
شعر صادق سرمد این است:
رسم سخن شد خراب ای ملک ملک شعر/ نوح صفت زن بر آب کاین فلکی فلک شعر
بحرش بحران فزاست طوفانش ناخداست
عالم و هرچه دروست جوهریست / زیر و زبر مغز و پوست در طلب برتریست
وز پی کسب کمال جمله به جنگ و جدال
اصل سخن نیز هم پیرو این قاعده است / هر که جز این زد رقم حرفش بی فایده است
به که نگوید سخن به که ببندد دهن
منکر این ادعا در خور توبیخ ماست / شاهد این مدعا صفحه تاریخ ماست
هر عصر و هر زمان یک سبک و یک زبان
چون ز دم مروزی شعر عجم تازه شد / هر که نوین کرد زی صاحب آوازه شد
شد چو «شهید» و «شهیق» شعر «دقیقی» دقیق
طفل رضیع سخن از نفس رودکی / برد دل انجمن با همۀ کودکی
طفل و حدیث از بلوغ؟ اینست اصل نبوغ
تا به مرور دهور چرخ فلک قوسی است / زیر فروزنده هور صحبت فردوسی است
کاو سخن آورد نو برد ز یاران گرو
هر کس از شاعران اصل سخن نو نهاد / لاجرم از همسران سر شد و شد اوستاد
شد به سخن آوری فرخی و عنصری
باز به دور زمان عصر نظامی رسید / تازه سرایی بدان شاعر نامی رسید
لاجرم ایام او تازه شد از نام او
بیخود در شاعری سعدی، سعدی نشد / زآن به سخن دیگری سعدی بعدی نشد
کو سخن از تازه گفت تازه به اندازه گفت
از پس سعدی سخن باز به حافظ رسید / حافظ خواجو شکن سحر سخن آفرید
زد به کمال و جمال سکۀ سحر حلال
این دو چو بستند لب لب نگشادست کس / بر تو نیاید عجب کآنهمه از پیش و پس
با همۀ ما و من هیچند اندر سخن
هیچند آری که خیر ز آنهمه آثار نیست / تکرار آثار غیر غیر از نشخوار نیست
خود چه بود کارشان حاصل نشخوارشان
آری یک صائب است در همه طول قرون / کو به سخن صاحب است سبکی هندی نمون
وز پی سبک نواش جمعیتی پیرواش
سر بقا ای «بهار» نیست به جز نوشدن / حاصل کهنه شعار چیست به جز هو شدن
چون به سخن سروری بر تو سزد رهبری
پیشقدم شو که من همقدمی ثابتم / گر تو کنی انجمن من به سخن ساکتم
ور تو گریزی ز رزم من نکنم فسخ عزم
بهمن ماه 1309
دیوان صادق سرمد ، 1347 ش، به کوشش جمیله سرمد، ص 174- 175.
سیده فاطمه حسینی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۱ در پاسخ به سیـنا --- دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۵:
سلام فکر می کنم به این صورت است:
انسان در وطن = شرار در سنگ خارا
غربت= خارج شدن شرار از سنگ به وسیلۀ آهن
شرار (جرقه آتش) در درون سنگ است که پس از برخورد با سنگ دیگر و یا آهن آشکار می شود. می گوید ماندن در وطن شرف دارد بر غربت همان طور که شرار آتش از سنگ خارا دل بر نمی دارد. و در درون آن نهفته است.
سیده فاطمه حسینی در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۹ - تاریخ وفات سالک قزوینی:
ماده تاریخ فوت سالک قزوینی برابر است با 1085ق.
سیده فاطمه حسینی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به حسن رحمانی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲۵:
سلام؛ من این معنی را پیدا کردم
ﺷــﻮﺥ ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺵ ﻭ ﻣﺤﻜﻢ ﻭ ﺳــﺨﺖ ﺩﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻯ. (ﻏﻴﺎﺙ ﺍﻟّﻠﻐﺎﺕ)
در لغت نامه دهخدا با صورت "شلائین" ثبت شده است.
سیده فاطمه حسینی در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۵ در پاسخ به علی رستمی دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳: