گنجور

حاشیه‌ها

Abdi در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

باعرض سلام وادب..بله بنده هم بادوستان هم عقیده هستم بیت دوم مصراع اول اینگونه ست چوماه نو ره نظارگان بیچاره ..سلامت وشاد باشید

سهند اطلسی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

سلام و دروود

در مورد مَثَل قصاب مفهوم محتمل تری که بنده به ذهنم میرسه این هست:

از اونجایی که در کل شعر از اول راندن و آزمایش و بعد پذیرفتن حرف میزنه

«نهلد کشته خود را کشد آنگاه کشاند» نیز به همین معنیست و کشاند به معنی پذیرفتن و جذب هست. همانطور که قصاب اول حیوان رو در محل زبح میکنه و بعد دنبال خودش میکشه تو خونش.

در مورد کلمه نهلد هم جالبه که در زبان کردی این کلمه هنوز استفاده میشه. بعضی زبان شناسا اعتقاد دارن که کلمات بیشتری از زبان پهلوی در زبان کردی موندن تا زبان فارسی. واسه همین خوشبختانه کلمات این چنین بسیار در اشعار مولانا هستند که معنیش برای من که کردم راحت تر هست. مثل اونجا که مولانا میگه «هله هُش‌دار در این شهر دو سه طررارند....» در کردی ما به مواظب باش میگیم (هُش و به) به معنی هوش داشته باش، همون هُش‌دار...

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۲ در پاسخ به ارکیده سالم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:

سلام و با تشکر، در اندازهٔ راهنماییِ دیگران نیستم اما همین که اینجا و در محضرِ حافظ هستیم بیانگرِ میلِ ما به آن شراب است که انواعِ گوناگون دارد و شرابِ عشق و شرابِ آگاهی از آن جمله اند. پس اگر بیتی از حافظ چنان بر دل و جان بنشیند که مست و از خود بی خود گردیم و یا لطیف شده و اشکی بریزیم بدون تردید از شرابِ حافظ بهرمند و مقیمِ میخانه اش هستیم. پس بنظر می رسد ما دقیقاََ نباید کارِ خاصِ ذهنی و بیرونیِ دیگری بکنیم بجز جهد و کوشش در شنیدنِ سخنان و اسراری که مکشوفِ آن بزرگان بوده است و البته که دیدنِ جهان از دریچهٔ چشمِ آنان، چنانچه خود فرموده است؛

در حریمِ عشق نتوان زد دم از گفت و شنید

زانکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

 

یوسف شیردلپور در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

هر کس به خان و مانی دارند مهربانی

من مهربان ندارم نامهربان من کو...

دراینجا منظور شاعر کاملاً مشخصه البته بطورکنایه وناز کشیدن معشوق! گاهی ممکنه عاشق به معشوق بگه بلا یا بلای جان

بازهم کنایه خریدن ناز معشوق و بعضاً جایی عاشق به معشوق میگه درد بی درمان، چراکه همیشه عاشق است که بدنبال معشوق میدود از معشوق ناز و کرشمه... از عاشق تمنا خریدار به هربهایی❣️❣️🌹

همایون در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

دریافت جلال‌دین و عرفان او پس از آشنایی با شمس و یکی شدن با او از جدایی ها دور میشود و بسوی آمیختگی می‌رود، جدا کردن ها کار عقل است کوچک را از بزرگ و سفید را از سیاه و تن را از جان و روش را از تاریک جدا میکند و شناخت ساده و آسان را طلب میکند این شناخت به مستی نیاز ندارد و کار هشیاران است  شناخت مستی بخش در آمیختگی و بی مرزی پدیدار میگردد

یوهان امین در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۴ در پاسخ به بیگانه دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

آفرین

دم شما گرم

حرف منم همینه

یوهان امین در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۳ در پاسخ به آشفته آنم دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

احسنت

آفرین

بالاخره یکی حرف دل منو زد

مولانا و وحشی بافقی رو در حد یک خواننده زپرتی پاپ میارن پایین

خدا خیرت بده هموطن

دمت گرم

یوهان امین در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

من نمیدونم به چه چیز این موزیک ابتدایی و آماتور همه میگن زیبا و قشنگ و شاهکار و بی‌نظیر؟

محسن چاوشی هروقت جرات کرد یه کنسرت بده و به بهانه‌های چرند مختلف از زیرش در نرفت بعد از ۲۰ سال، اون موقع تاژه میاد توی صف که بشه درباره‌ش نظر داد

وگرنه با صدای ادیت شده و دستکاری شده عمه بزرگه منم سلاین داینه

حمید شیخ محمدی خسمه در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۴ در پاسخ به احمد آذرکمان 0490300669.a@gmail.com دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۳:

سلام جناب احمد آذرکمان

مطالب و توضیحات جنابعالی در مورد شعر ز دست و دیده ... بابا طاهر بسیار متین و کامل بود و حق مطلب را تا حد زیادی ادا کرده است. بضاعت بیش از این ندارم چیزی به آن اضافه کنم.

 

فرهود در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان:

گَوز: بر وزن «حوض» یعنی جوز، گردکان‌، گردو.  «گوز پوده» یعنی گردوی پوک و تهی.

 

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی:

ابیات پایانی مفهوم مهم و سنگینی دارن که معمولا جایی بهشون اشاره نمیشه

ارکیده سالم در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:

با سلام و سپاس فراوان از وقتی که قرار میدید و اشعار رو برامون باز میکنید. سلامت و پاینده باشید. من یه سوال دارم . ممنون میشم راهنمایی کنید. می خوردن یعنی اینکه من باید چه کار کنم دقیقا؟ تبعات می عارفانه رو که رشد روح و ... هست رو میفهمم. ولی خب اقدام عملی اصطلاح می خوردن چیه ؟ باید چه کنم که مصداق همون می خوردن باشه؟ باید توجه به اینکه در ظاهر هم می خوردن یک عمل آگاهانه و ارادی هست. ممنون میشم راهنمایی کنید

 

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۸ در پاسخ به اکبری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیه‌السلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست می‌دارم:

دیار با تشدید روی ( ی ) خونده میشه

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیه‌السلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست می‌دارم:

هست این ایاک نعبد حصر را

 

در لغت و آن از پی نفی ریا

 

هست ایاک نستعین هم بهر حصر

 

حصر کرده استعانت را و قصر

 

منظور از حصر و قصر چیست ؟

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما می‌بینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمی‌بینید آن را:

چون ندارد سیر می‌راند چون عام

 

بر توکل می‌نهد چون کور گام

 

بر توکل تا چه آید در نبرد

 

چون توکل کردن اصحاب نرد

 

وآن نظرهایی که آن افسرده نیست

 

جز رونده و جز درندهٔ پرده نیست

 

تفسیر لطفا

 

زهره دیوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

پیوند به وبگاه بیرونی

شرح ساده‌ی غزل

B H در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۰ در پاسخ به فاطمه زندی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

به نظر من معنی مصرع اول این هست که «بدی‌های دوست هم برای من خوبی‌ست.» به این قرینه که مصرع دوم می‌گوید که «مهم نیست دشمنان درباره‌ی دوست چی ‌می‌گویند.» خلاصه شاعر به قول امروزی‌ها پشت دوستش درمی‌آید در مقابل کسانی که می‌خواهند cancelاش کنند. به عبارت دیگر مصرع اول در دفاع از دوست است در مقابل دشمن، نه از خود در مقابل دوست.

مهری رزم‌جو در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:

بیت هشتم: حیف است اگر تو را با هرکه در دنیاست برابر (قرار) دهند و اگر به (ازای) هرچه در آخرت است تو را بخرند، گویا رایگانی خریده‌اند. قدر و ارزش تو از هرچه در دنیا و آخرت است برتر است. 

مهری رزم‌جو در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به صادق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:

اگر درباره کسی غیر از تو حرف و حدیثی داشته‌ام این خلاف عهد و پیمانم با تو و عشق تو نیست زیرا همه بر سر زبان من جای دارند(نه در دلم) و تو در عمق جان من هستی و به زبان نمی‌آیی. 

۱
۵۴۱
۵۴۲
۵۴۳
۵۴۴
۵۴۵
۵۷۴۵