جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:
شیرین بیان چوتو سعدی ندیده کس
شیرین کلام گشت چو کردی بیان دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
از خاک تا به سما ثنا گوی سعدیند
سعدی به رسم ادب می کند سلام دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
دو جهان خرمی از گفته سعدی دارد
زانکه آشفته ودیوانه شد اندر غم دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
شعرتو سعدیا به کمال وبه حسن وفر
باشد به فروبه حسن وکمال دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:
عالم نشانده به دل خود کلام سعدی را
سعدی نشاند به خاک دل خود نهال دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:
زسعدی شیرین سخن ربود هستی را
کسی ندید به عالم چومن فقیر از دوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
جمله جهان واله شعر وغزلهای من
سعدی شیرین سخن واله وشیدای اوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
بوی بهشت زدنیای سعدی است
زیرا جهان غرقه شعر وکلام اوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
سعدی هزار باغ بهشت است وزین سبب
برجنت جمال لطیفش هزار اوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
همچو سعدی کس به زیبایی نگفتی وصف دوست
کین به زیبایی چو آن است وان زشیرینی چو اوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
جمال نیک تو چون کلام سعدی گشت
که هرکه دید بگفتا عجب نیکوست
شهریار آریایی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
در بیت هشتم میگوید:
مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان
که پیر داند مقدار روزگار جوانی
که حاکی از شاهدبازی شیخ اجلّ در روزگار پیریاش است.
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
چون روی تو شعر سعدی
شیرین وقشنگ ونیکوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:
جهان ز شعر تو سعدی شکر نمی خواهد
که شربتی مفرح وجان فزا وبی نیکوست
اسماعیل در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
در مصرع دوم بیت ششم، بنظر «تیغ» درست است ، «تیغ گشودن» و «سپر گرفتن در برابر تیغ» مصطلح تر است. بنظر مقصود شاعر این است: وقتی در برابر یک تیر کوچک او، کوه با آن عظمت شکاف میکند، من چگونه در برابر تیغ(شمشیر) او با یک سپر بایستم. البته تیر و تیغ معنای ثانویه دارند. شاید در گذر تاریخ و رسیدن اشعار به دست ما این واژه دستخوش تغییر و تحریف شده است، شاید هم این تنها برداشت من باشد!
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
شعر سعدی باغ رضوانست در خاک جهان
زانکه چون رویت نگارا دل فریبست ونکوست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
سعدی از معجزه این سخن چون شکرت
در عجب خاطر هر چشم حقیقت لین است
امین مروتی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
شرح غزل شمارهٔ ۴ دیوان شمس (اِی یوسفِ خوشنام ما)
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
محمدامین مروتی
این شعر بیش از آن که غزل باشد، به دلیل قوافی درونی اش، تبدیل به یک چهارپاره یا حتی مثنوی شده است. اگر هر مصرع را یک بیت بدانیم، می توانیم آن را به شکل مثنوی یا چارپاره بنویسیم.
اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما،
مخاطب می تواند شمس تبریزی باشد که برای مولانا، به زیبایی و خوشنامی یوسف است. جام تشخص مولانا را شکسته و او را از دام این تعین نجات داده است.
ای نورِ ما، ای سورِ ما، ای دولتِ منصورِ ما،
جوشی بِنِه در شورِ ما؛ تا مِی شَوَد انگورِ ما
شمس برای مولانا نور و شادی آورده. هم نور معرفت و هم شادمانگی. شمس بخت پیروزمند مولاناست. مولانا از او می خواهد در شور و شیدایی اش، جوش و خروشی نهاده شود تا از انگور به می تبدیل شود. یعنی مست شود.
ای دلبر و مقصودِ ما، ای قبله و معبودِ ما،
آتش زدی در عودِ ما؛ نَظّاره کُن در دودِ ما
شمس دلبر و مقصود و حتی معبود مولاناست. عود دلش را به آتش کشیده تا از دود این آتش، بوی خوش معنا ساطع شود.
ای یارِ ما، عیّارِ ما، دامِ دلِ خمّارِ ما،
پا وامَکش از کارِ ما؛ بِستان گِرو دَستارِ ما
شمس یار عیار است که دل مست مولانا را به دام انداخته. از او می خواهد او را رها نکند و به جایش عقل یا دستار تشخص مولانا را گرو بگیرد. دستا راستعاره ای است برای تشخص و حتی عقل.
در گِل بِمانده پایِ دل؛ جان میدهم چه جایِ دل؛
وَز آتشِ سودایِ دل، ای وایِ دل، ای وایِ ما
پای دل مولانا در گل مانده و حاضر است جانش را هم بدهد و از آتشی سوزناک و عاشقانه، دل بیچاره از دست رفته است.
28 آذر 1403
ایرج زعفرانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:
⚜️ کـُـــــ غزلیات ـــــ|ـــــ سعدی ــــیــٰات ⚜️
🌹Zafarani.7@🌹
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲: