احمد اسدی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۴ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:
دوست گرامی آقا رضا، سپاس فراوان از توضیحات شما
Luminous در ۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۳ در پاسخ به حمید فاتح نیا دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶:
برای طنز !!؟؟؟
عجبا ، دیدگاه تو برای من متمسک به طنز است
اینکه با عشق حقیقی و ابراز کردنش توسط شاعر مخالفید دال بر این نیست که بخوای شعر را با دید یا تفکر خودت معنا کنی
اینطور که معلوم است به دیدی انحرافی دچار و از معنا و مفهوم عیان شعر گریزان !
اون موقع بر چه حسبی یا با چه دلیل واضحی میگی مقبول نیست ؟
ابراز عشق به خالق جهان چه مشکلی دارد که ازش گریزان هستی؟
ببین قسمت کثیری از شاعران یا اشعاری که امروزه در جهان معروف هستند از عشق به حضرت عشق و ابراز آن لبریز هستند و این حقیقت بر کسی پوشیده نیست
و کسی که توان دیدن این حقیقت را ندارد بهتر است بجای تحمیل تفکرات سوخته اش ، چشمانش را باز کند و با قلبش شعر را بخواند و با تحقیق راجب زندگینامه و سرگذشت و طبع شاعر سعی در فهم موضوع شعر کند
شاعران برای تو و امثال تو معمولی هستند و بخاطر همین تفکر همینطور هم با زاویه بسته به اشعار و شعرا نگاه میکنید
اما در واقع همه ی ما میدانیم که اکثر شعرا انسان های راه رفته و اهل طریقت بودند و سلوک داشتند و همگی عشق حقیقی و باقی را که هو الباقی و هو الحبیب هست جویا و خواهان بودند
برای همین گفته اند : عاشقان را ملت و مذهب خداست
پس منکر این مصرع هم هستی!!!
تعداد کثیری از کسانی که امروزه ما آنها را شاعر خطاب میکنیم سالکان حق و جویای عشق بودند و با تحقیق راجب سرگذشت و زندگی آنها میتوان راحت به این موضوع پی برد
مولانا : همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد، صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »غزل شمارهٔ ۷۷۴
این بیت کاملا به فنا فی الله اشاره دارد اشاره به وصال به معشوق حقیقی و پایان دادن به هجران و فراق دارد
و تعداد این دست بیت ها بسیار هست و در همین جا هم میتوان یافت
بهتر هست راجب مفاهیم عرفانی زلف ، چشم ، گیسو ، رند ، قلندر ، باده ، میدان و .... تحقیق کنید
دوستان متوجه منظور هستند البته شما باید تحقیق کنید و از تفکرات سوخته دست بکشید
با این تفاسیر با چه دیدگاهی انکار میکنی !
ختم کلام این شعر زیبا را مجدد بخون همانطور که اشاره شد....
هو خیر حبیب و محبوب
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
جناب همایون وصال
این غزل حافظ تمام ابیات آن یک حالت خاص مانند الهام ویا چیزی شبیه آن را بیان می کنند که بر حضرت حافظ مرتبط است .متاسفانه هد سخنی را به عالم بالا وپیامبر و... وصل کنیم .
ره به ترکستان بردن است
پیامبر ما در اوج کمال است و بی نیاز از مدح است وغزل حافظ چه حال دل خود را گفته باشد و غیره در اوج.
در آخر یاد آور شوم به دوستی که گفته بود فرشته ژن است یا مرد باید گفت خاموشی بر دانا شکوه است وبر نادان پرده پوش
محمد اسکندری کتکی hobbyhorseup۳@gmail.com در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
که گر به پای در ایم برند بر سر دوشم .این صحین تر هست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:
تفاسیر بالا در مورد این غزل یادآور این کلام مولاناست که می فرماید
هر کسی از ظن خود شد یار من
وز درون من نجست اسرار من
یکی آن را با حدیث حضرت علی منتسب کرد
ودیگری چون بسیاری غزل را عرفانی خواند
اما توجه باید کرد حافظ استاد ایهام است
استفاده از کلمه تو در مصرع
عشق تونهال حیرت آمد
بسیار زیباست زیرا مخاطب تو هم می تواند معشوق زمینی باشد وهم اسمانی .
وزن ورویف وموسیقی شعر نیز آنچنان است که حافظ مزمون را کوتاه کند واصلا شعر ضعیفی نیست هرچند که شاید سروده ای آشنا نباشد
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
حافط خود استاد استقبال از اشعار دیگران است .وچون گوهر تراشی ماهر به بهترین نحو الماس معانی را از معدن خارج می کند.
به هرحال کسانی که به استقبال سخن حافظ رفته اند خود را رنجه کرده اند .
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
فرخ اسمی است هم زنانه وهم مردانه .مانند عزت و...
اینجا حافظ رندی خود را در ردیف به خوبی به کار برده که مشخص نباشد مخاطب زن بوده یا مرد.
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
اینکه بعضی از ابیات از این غزل را درمورد پیامبر یا امام زمان بدانیم بیراهه رفتن است.
چه ایرادی دارد معشوق زمینی باشد .همه چیز را به عرفان وعالم بالا متصل نکنید
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:
وزن شعر
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
شهریار آریایی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه بویِ ریا شنید
سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
***
درود و صد درود به خواجهی شیراز که کافرکیش است و دشمن شیخ و زاهد. حافظ اگرچه مجهّز به جهانبینی علمی مدرن نبوده است امّا جان بیداری دارد که رهنمای او برای رسیدن به پختگی در مسیر زندگی است. حافظ را به خاطر کافرکیش بودنش دوست دارم. آنانی که نسبتهای اسلامی و آیات قرآن به وی میدهند سخت در اشتباه اند.
برمک در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۲:
مرد گرامی بچار چیز جهانست
با خرد و خیم و خوگ و گیاخنیهpad čahār tis mard burzišnīgtar bawēd, pad xrad ud xēm ud xōg [ud] wiyāxanīh.
به چهار چیز مرد برزشنیگتر بود، با خرد و خیم و خوی [و] ویاخنیه
اندرز اوشنر داناگ
#دینکرد_ششم، بند C63 آمده:
az #wiyāxanīh hangāmīg-saxwanīh, ud az hangāmīg-saxwanīh pad-xrad-gōwišnīh, ud az xrad-gōwišnīh pad-gāh-gōwišnīh bawēd ud az saxwan ī pad-gāh ud -hangām guftan mard xwarrah ī xwēš abzāyēd. /
از آهستگی، بهنگام سخنی و از بهنگام سخنی، بخردگفتاری و از خردگفتاری، بهجاسخنی باشد و از سخن بهجا و بهنگام گفتن مرد فرّه خویش افزاید.
Persian ARB در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
بین تمام خواننده هایی که این شعر رو خواندند، هژیر مهرافروز یه چیز دیگهس.
به نظر میاد که ایشون اول شعر رو درک کرده و بعد اون رو به یک اثر موسیقایی درجه یک تبدیل کرده.
رسول لطف الهی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
ولی یک عده میگویند عرفانیست منظورش
خالد معاضدی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۸۲:
هرچند ز کار خود خبردار نه ایم
هرچند از نقش خود در عالم بی خبریم ! یا به گفته ای دیگر هرچند سر از کار حیات و آمدوشد خود در نیاورده ایم
بیهوده تماشاگر گلزار نه ایم
معلوم است که هدفی را دنبال میکنیم یا مسلم است که بهر کاری آمده ایم
بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک
بی کار نه ایم اگرچه در کار نه ایم
اهالی علم هرگاه کتابی را مطالعه میکنند در مواضعی که برایشان سوالی در رابطه با متن بوجود می آید در کنار سطر مورد نظر علامتی میگذارند که یعنی در این ناحیه سوال دارم ! و در مرور با دیدن این علامات در سطور مشار مداقه ی بیشتر میگمارند . این علامات در حاشیه ی کتاب نوشته می شوند. با این مقدمه معنی چنین میشود
به مانند نقطه ای که در حاشیه ی کتابی گذاشته باشند , اگرچه در متن کتاب دخیل نیستیم اما بهر کاری هستیم ! و اشاره به موضوعی داریم
در نگاهی عمیق تر بنظر میرسد شاعر میگوید کمترین نقش ما در هستی نقطه ی شک بودن در حاشیه ی کتاب جهان است . یعنی در حیات دقت کردن و تفکر کمترین کار ماست
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
هر چند این موضوع بر واعظ شهرمان دشوار است، اما تا زمانی که ریاکار و ظاهرفریب باشد مسلمان واقعی نیست(واج آرایی حرف س)
۲- آری به مکتب رندی بپیوند و جوانمرد باش! چارپایی که شراب نمیخورد و انسان حقیقی نمیشود هنری ندارد( هنر انسان حقیقی در مستی حقیقی است)
۳-برای دریافت فیض، درونی زلال بایسته است. آری هر سنگ و خاکی، مرجان و مروارید نمیشود.
۴- دلا خشنود باش! تنها اسم اعظم حق تاثیر گذار است و دیو با مکر و ظاهرسازی مسلمان نمیشود(تلمیح به داستان ربوده شدن انگشتر سلیمان توسط دیو و بازگشت پادشاهی به سلیمان- تعریض به واعظ)
۵- و من عاشقی پیشه کردهام( و مست از این شراب) آرزو دارم این هنر مقدس چون هنرهای دیگر بینصیبی و محرومی نیاورد(آسمان کشتی ارباب هنر میشکند- فلک به مردم نادان دهد زمام مراد)
۶- معشوق، دیشب چه زیبا میگفت، که فردا تو را به کام دلت میرسانم. خدایا کاری کن که به وعدهاش عمل کند.
۷- زبباییات را با خوشرویی میخواهم تا خاطرم پیوسته پریشان نباشد.( خانلری:حسن تو را)
۸- ای حافظ! ذره تا همت عالی نداشته باشد در جستجوی چشمه زرین خورشید(اولین بار متنبی" عین الشمس" را به کار برد)نخواهد بود.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
یپرم خان در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۱ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » خلقت زن:
با سلام قطعا داستان رهی معیری و مریم فیروز را نشنیده اید رهی عاشق مریم بود ولی مریم فیروز دلباخته اندیشه چپ کیانوری شد و رهی در این عشق سوخت چپ ها دو شاعر ایرانی را سوزاندند یکی رهی معیری به دست مریم فیروز و دیگری فروغ فرخزاد به دست کاوه گلستان
سارای سارای در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۳:
زیباست
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۷ - جمال حق:
خوش است باده یِ رنگینِ جام عمر، ولیک
مجال نیست که پیمانهای بپیمائیم
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۶ - جان و تن:
جامه یِ رنگینِ ما آز و هوی است
هر چه بر ما میرسد از آزِ ماست
در هوس افزون و در عقل اندکیم
سالها داریم اما کودکیم
جان رها کردیم و در فکر تنیم
تن بِمُرد و در غمِ پیراهنیم
برگ بی برگی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸: