گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله:

تا نیاید وحش تو غره مباش

 

تو بدان گلگونهٔ طال بقاش

 

یعنی چه

کوروش در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله:

اهل آن عالم چو آن عالم ز بر

 

تا ابد در عهد و پیمان مستمر

 

منظور از (بر) چیست

مسعود نژادحاجی فیروزکوهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را:

این بیت مرتبط با مقام صبر و جایگاه والای آن در کلیه شئون زندگیست از جمله کسب رزق و بر این اساس روایت کردیده « الصبرُ مفتاح الفرَج » با صبر و شکیبایی گشایش ها محقق خواهد بود از سویی حضرت مولانا مسئله رزق و روزی را مرتبط با توکل به حضرت حق دانسته چنین می سراید:

هین توکل کن ملرزان پا و دست / رزق تو از تو زِ تو عاشق ترست

فی الواقع وصف رزاقیت پروردگار لا ینتاهی و بدون مرز است و بذ همه مخلوقات تجلی می یابد و روزی همچون عاشقی مجنون به دنبال ما می آید و در پی روزی دویدن انسان پیامی ست از ناحیه «من جعلی»که باید نادیده اش گرفت.

خسرو ترقی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۸ - در مدح پادشاه اسلام:

نام این بخش مدح ملکشاه سلجوقی است و تقدیم نامه بدوی

هادی اسدی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ سعدی » مجالس پنجگانه » شمارهٔ ۴ - مجلس چهارم:

چقدر این مجالس پنجگانه ی حضرت سعدی زیباست هرروز هم میخونم بازم برام لذت بخشه. ممنون از سایت خوب شما🙏🌹

 

 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۲۰۶:

تا کنم تازه دگر شیوه منصوری ...

درود بر شما 

  در مصرع دوم جان بسر دار کنم صحیح است لطفاً اصلاح بفرمایید. 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۲۰۵:

پرتو حسن او بدل دیدم عاشق مست بیریا گشتم

درود

  نوشتن بیریا  بدین صورت صحیح نیست  لطفاً اصلاح بفرمایید .

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۸:

مولوی در اشعار دیگرش نیز این موضوع را در قالب داستان فردی که به دیدار معشوقش میرود و چون در میزند ندا می آید کیست؟ میگوید منم. میگوید برو . و سالی میگردد تا پخته میشود و باز میگردد. تا میگوید تویی تو و در گشاد میشود.

اشاره لطیف است به اینکه سالها در خانه را میزدیم غافل از انکه از درون در میکوفتیم.

در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموش و او در فغان و در غوغاست

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۸:

ان الله یهدی من یشا و یهدی من یشا

الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الضلمات الی انور والذین کفرو اولیا هم اطاغوت یخرجونهم من النور الی الضلمات ....

اول اوست و اخر اوست

 

 

عیچکس ابن هیچکس در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۷:

خواجه اشارت به روز الست دارد که با معشوق یکی بوده است . همان نیستان مولویست که تا از آن دور افتاده است بر سوز و گداز است که ازآتش ان بر دود است. و اگر در دو دنیا دوباره به ان وحدت دست یابد خود را سودمند میداند و اهل فلاح . و در انجا اگر رسد که خویش را در او یابد آرزوی فنای در او را دارد.

برمک در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:


بکوی باده فروشان هر آنکه ره دانست
بجز کشیدن می کارها تبه دانست
 کسی که مهر تو ای سرو  کج کله دانست
نشست شاهی و آیین بارگه دانست
همیشه کار جهان نزد او بهنجارست
هر انکه شیوه و هنجار ان نگه دانست
چنین ستیز و ستم چرخ از کجا آموخت
مگر که شیوه آن چشم دل سیه دانست
نه هرکه افسر خود کج نهاد و تند نشست
روند شاهی و آیین بارگه دانست
نوشته اند به بنداد آریانشاهی
که داد میهنشاهی همیشه شه دانست
نشست تخت کیانی نه جای سالوس است
که جانشینی کورش کبوجیه دانست
برون ز  میهن آزادگان بهشتی نیست
وگرنه پیر مغان راه ان فره دانست
زلعل مغبچگان انکسی بنوشد می
که کارهای دگر سربسر گنه دانست
یلان یلان برود تا در بهشت آزاد
هرانکه شیوه رادی ببزمگه دانست
دلم ز مهر تو ای دیدگان شیواتیر
چنان گریست که کیوان شنید و مه دانست
چو غنچه با لب خندان به باغ جا دارد
هرانکه شیوه رندان بی کله دانست
بیار باده و با یاد شاه ایران نوش
که فر خسروی و داد و رست و ره دانست
به تاجداری ان شاه پهلوی نازم
که مهر میهن و سرداری سپه دانست

فره= بسیار

 

برمک در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۴ در پاسخ به لسان الغیب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

پنهانی ساغر زدن حافظ را نه تنها محتسب که پادشه نیز انرا دانست

جاوید عزیزی مهر در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۴ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی می‌کند:

درودها...منسوب به صامت بروجردی است،

امیر "گمنام" در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

درود بر حافظ دوستان گرامی شرح صوتی این غزل را می توانید در کانال تلگرامی زیر گوش کنید: پیوند به وبگاه بیرونیl

امیر "گمنام" در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

درود بر حافظ دوستان گرامی شرح صوتی این غزل را می توانید در کانال تلگرامی زیر گوش کنید: پیوند به وبگاه بیرونیl

kaveh kaveh در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

به نام او

در غزلیات حافظ جان به لغات باید توجه ویژه داشت به طور مثال در این غزل بیت زیبا و پر مفهوم که نظر کمترین را جلب نمود 

بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل

بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد

می باشد توضیحا بهای هر چیزی را عقل تعیین می نماید و آدمی با پرداخت آن حق مالکیت بدست می آورد لذا در این بین حضرتشان بهای باده لعل را خود عقل بیان می دارند که در تفسیر انسان به چنان نتایج پر مفهوم می رسد که به اجبار سکوت اختیار می کند چرا که شرحش در اینجا میسر نیست در حدیث قدسی می فرماید دل محل ظهور تجلیات انوار الهی است . لذا عقل را هزینه کن و از این تجارت سود کن آزمودم عقل دور اندیش را بعد ازین دیوانه سازم خویش را... التماس دعا

فرهود در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست می‌خوانَد آری صورت قرآن را درست می‌خواند:

روی به معنی آوردن اگرچه اوّل ...

که اگر معنی آن صورت آدمی می‌رود‌، لحظه‌ای در خانه‌اش رها نمی‌کنند.

منظور از معنی در اینجا «جان آدمی‌» است.

 

فرهود در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی » بخش ۲:

و در وی شکاری بسیار، و اختلاف ...

درخت گشن یعنی درختی انبوه شاخه‌.

درختی گشن برگ‌، بسیار شاخ  «اسدی‌»

این قسمت به‌این شکل نیز نوشته شده‌:

«در حوالی آن بر درختی کشن‌ (یا گشن‌)، خانه داشت.»

که در اینصورت ممکن است کشن نام درختی سخت‌چوب باشد.

بگفت این و برداشت گرز کشن (یا گشن‌). عثمان مختاری‌، شهریارنامه.

 

ریحانه فرنقی زاد در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

غزل بسیا زیباییست.

برمک در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

 

یکی نامه سوی برادر به درد

نوشت و سخن‌ها همه یاد کرد

نخست آفرین کرد بر کردگار

کزو دید نیک و بد روزگار

دگر گفت کز گردش آسمان

پژوهنده‌مَردم شود بدگمان

گنه‌کارتر در زمانه منم

ازیرا گرفتار آهرمنم

که این خانه از پادشاهی تهیست

نه هنگام پیروزی و فرهیست

ز چارم همی‌بنگرد آفتاب

کزین جنگ ما را بد آید شتاب

ز ناهید و تیر ما را گزند

نشاید گذشتن ز چرخ بلند

چنین است و کاری بزرگست پیش

همی سیر گردد دل از جان خویش

همه بودنی‌ها ببینم همی

وزان خامشی برگزینم همی

دریغ این سر و تاج و این داد و تخت

دریغ این بزرگی و این فرّ و بخت

کزین پس شکست آید از تازیان

ستاره نگردد مگر بر زیان

۱
۵۳۱
۵۳۲
۵۳۳
۵۳۴
۵۳۵
۵۶۵۹