گنجور

حاشیه‌ها

Rahmanism در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶۴:

البته که من تخصصی در ادبیات ندارم، اما به نظرم اگه به همون شکلی که در تصاویر پیوست شده منبع کاغذی از گنجینه گنجور اومده، نوشته می‌شد (به عبارتی مثل بقیه غزل‌ها)، بهتر بود و خواندنش هم راحت‌تر بود.

جواد مظفری در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴:

در بیت: "کعبه‌مان عجب شد و لاشه در آن قربان

وای و صد وای برین کعبه و قربانش"

به نظر میاید در مصرع اول به جای "قربان" "قربانی" باید باشد.

 

 

بهزاد دماوندی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۳:

در یکی از حاشیه ها خوار ری به شکست ری معنا شده بود که به نظر می رسد نام برکه یا مرغزاری ست که در ری بوده است . 

Sarina Ahmadi در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:

خیلی شبیه شعر حافظ است 

 

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۵:

دوستان اگر امکان دارد این ۳ بیت را معنی کنید تا دقیق بفهمیم که هنر بهرام در شکار این شترمرغ ها چه بوده است.

سپاسگزارم 

همی برشکافید پرشان به تیر

بدین سان زند مرد نخچیرگیر

 

به یک سوزن این زان فزون‌تر نبود

همان تیر زین تیر برتر نبود

 

برفت و بدید آنک بد نامدار

به یک موی‌بر بود زخم سوار

سیده فاطمه حسینی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان):

صادق سرمد شعرش را در 1309 خطاب به ملک الشعرا بهار سروده  و بهار در 1311 پاسخ او را داده است.

شعر صادق سرمد این است:

رسم سخن شد خراب ای ملک ملک شعر/ نوح صفت زن بر آب کاین فلکی فلک شعر

بحرش بحران فزاست طوفانش ناخداست

عالم و هرچه دروست جوهریست / زیر و زبر مغز و پوست در طلب برتریست

وز پی کسب کمال جمله به جنگ و جدال

اصل سخن نیز هم پیرو این قاعده است / هر که جز این زد رقم حرفش بی فایده است

به که نگوید سخن به که ببندد دهن

منکر این ادعا در خور توبیخ ماست / شاهد این مدعا صفحه تاریخ ماست

هر عصر و هر زمان یک سبک و یک زبان

چون ز دم مروزی شعر عجم تازه شد / هر که نوین کرد زی صاحب آوازه شد

شد چو «شهید» و «شهیق» شعر «دقیقی» دقیق

طفل رضیع سخن از نفس رودکی / برد دل انجمن با همۀ کودکی

طفل و حدیث از بلوغ؟ اینست اصل نبوغ

تا به مرور دهور چرخ فلک قوسی است / زیر فروزنده هور صحبت فردوسی است

کاو سخن آورد نو برد ز یاران گرو

هر کس از شاعران اصل سخن نو نهاد / لاجرم از همسران سر شد و شد اوستاد

شد به سخن آوری فرخی و عنصری

باز به دور زمان عصر نظامی رسید / تازه سرایی بدان شاعر نامی رسید

لاجرم ایام او تازه شد از نام او

بیخود در شاعری سعدی، سعدی نشد / زآن به سخن دیگری سعدی بعدی نشد

کو سخن از تازه گفت تازه به اندازه گفت

از پس سعدی سخن باز به حافظ رسید / حافظ خواجو شکن سحر سخن آفرید

زد به کمال و جمال سکۀ سحر حلال

این دو چو بستند لب لب نگشادست کس / بر تو نیاید عجب کآنهمه از پیش و پس

با همۀ ما و من هیچند اندر سخن

هیچند آری که خیر ز آنهمه آثار نیست / تکرار آثار غیر غیر از نشخوار نیست

خود چه بود کارشان حاصل نشخوارشان

آری یک صائب است در همه طول قرون / کو به سخن صاحب است سبکی هندی نمون

وز پی سبک نواش جمعیتی پیرواش

سر بقا ای «بهار» نیست به جز نوشدن / حاصل کهنه شعار چیست به جز هو شدن

چون به سخن سروری بر تو سزد رهبری

پیشقدم شو که من همقدمی ثابتم / گر تو کنی انجمن من به سخن ساکتم

ور تو گریزی ز رزم من نکنم فسخ عزم

بهمن ماه 1309

دیوان صادق سرمد ، 1347 ش، به کوشش جمیله سرمد، ص 174- 175.

علی رضا نیک پی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۳:

در کتاب "دیروز تا امروز، شرق تا غرب" نوشته فرانکلین دی لوئیس به ترجمگی حسن لاهوتی آمده که این شعر مربوط به اندیشیدن جلال‌الدین برای سفر سوم خود به دمشق هستش که البته افلاکی اشاره میکنه که در راه دمشق سروده شده. (ص. ۲۵۶)

 

که هردو مربوط به اخرین غیبت شمس بوده که گفت غیبتی میکنم که هیچ کس نتواند مرا پیدا کند.

 

نقل قول از کتاب (ص. ۲۵۷):

«حُسْنا» (پریان) شاید به واقع تحریف کاتب باشد به جای «حَسْیا» که منزلی است در راه دمشق به حمص؛ «چشمهْ بونواس» نیز ممکن است از تحریفات کاتب باشد به جای «باناس» یا «بانیاس»، که نام رودخانه‌ای یا قناتی بوده جاری در زیرزمین و از جانب شمال‌غربی به دمشق وارد می‌شده است؛ همچنین، «سُوَیْدا» شاید در اصل «شُوَیْکا» نوشته شده است - «شُوَیْکَه» از نواحی شمال خاوری دمشق.

 

 

رضا مساحی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۶ در پاسخ به پویا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

سلام. من به نقل از اساتید عرض می کنم که ؛ زمانی دیر دارید آشنایی؛ به نظر صحیح میباشد.

جانان تیام در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۹ در پاسخ به ! دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۱۶:

مگا مهستی رو از نزدیک میشناسی؟

شاعر بی‌حیایی هیت و راحت میگه

جانان تیام در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۱۶:

انتساب به رودکی صحیح نیست.

رودکی که کس ندارد، ک..ر دارد و خودش در ..س دیگران میگذارد.

این بیت مال مهستی گنجوی است

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:

مسیحایِ مجرد را برازد

که با خورشید سازد هم وُثاقی

مجرد در اینجا یعنی روحِ خالص و پاک از آلودگی ها و مسیح روحِ مجرد است که گویند در آسمانِ چهارم سکنی گزیده است و حافظ می فرماید تنها روحِ مجرد شایستگیِ پیوستن به خورشید یا خداوند را دارد. البته می تواند اشاره ای هم به مجرد بودن به معنای عدمِ ازدواجِ حضرت عیسی باشد .

بهزاد جان بزرگی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

زِ راهِ خِرَد بِنگَری اَندکی ...

قل هو الله احد

aseman در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲:

بسیار عالی ممنون از گنجور 

جامع و مفید 👏👌

سید مهدی میری در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

جناب حافظ اینجا هم عشق و ارادت خودش را خدمت امیرالمومنین علی ع  نشان میدهد.هم در بیت آغازین، هم پایانی. عدد ابجد کلمه (طالع) مساوی ست با ۱۱۰. پس بجای طالع بذارید (علی ع) 

عباس جنت در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۳:

همی‌پیچی به صد گون چشم ما را / به صد صورت جهان را می‌نمایی

زمانی صورت زندان و چاهی / زمانی گلستان و دلربایی

همان یک چیز را گه مار سازی / گهی بخشی درختی و عصایی

 اشاره به توحید پیمبران الهی است.

مثالی لایق آن روی خوبت / بسی شب‌ها ز حق کردم گدایی

اولین  وظیفه انسان شناسائی مظهر ظهور الهی است. در اینجا مولانا دعا می‌کند که لیاقت آن را داشته باشد

 از این هم درگذشتم چونی ای جان / که این دم رستخیز سحرهایی

منظور از رستاخیز و قیامت قیام پیامبران الهی است 

  حدیثی است از پیامبر اکرم که میفرماید " منم آدم  و نوح و موسی و عیسی "

چو اول هم توی و آخر توی هم / ز کی دانم وفا و بی‌وفایی

 دوم آن است ای آن کت دوم نیست / که رنج احولی را توتیایی

تمام پیامبران الهی رنجهای زیادی تحمل کردند سوال دوم مولانا این است که چرا این رنجها را قبول میکنند 

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۲:

کاش روزی وروزگاری بود

باغ گل بود ونوبهاری بود

اندوه هجر کمتر بود

دولت وصل با نگاری بود

صد هزاران سخن گو هست

همچو سعدی کجا هزاری بود

هر دو عالم نهم ازکف

با تو سعدی دمی اگر قراری بود

تقدیم به استاد سخن ۲۳ مهر ۱۴۰۳

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۳:

جناب شبرو شعیب با ضمه خوانده نمی شود .به خاطر وزن شعر ش عیب بخوانید

ستایش حسینخانی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

سلام و وقتتون بخیر

بنده چطور میتونم خوانش انجام بدم؟

Farhad Abbasi در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

این رو از روی نسخ وجدی گذاشتم

دل چو بغم شاد زیست  مهرو وفا  زوطلب 

غم چو گوارا فتاد برگ و نوا زوطلب

یا بدعا  غیر درد از در یزدان مخواه

یا بطلب گر خوشی ترک دعا زوطلب

چون روش عهدما کرده فلک واژگون

تشنه رسی چون بخضر زهر فنا زوطلب

آنکه کشد یکشراب زو مطلب درد صاف

وآنکه خورد نوش زهر درد و دوا زوطلب 

از چه روی نزد شیخ جانب عرفی شتاب

مطلب اگر های و هوست خیزو بیا زوطلب

 

 

Farhad Abbasi در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ عرفی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۱۰:

بله از صد راهی صحبت میکنه که هیچ کسی از آنها عبور نکرده.

( صد راه و ز هیچ رهگذر گردی نیست )

این مصرع از نسخ وجدی هست

۱
۵۱۵
۵۱۶
۵۱۷
۵۱۸
۵۱۹
۵۶۸۹