گنجور

حاشیه‌ها

اتاکارینا ... در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۷:

سایت فوق العاده‌‌ای دارید

فقط ای کاش معنی اشعار رو هم اضافه میکردید..

به در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ فلکی شروانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳ - ترکیب بند:

کرد آب در هوا گهرآمیغ میغ را

برق آزمود بر سر هر تیغ تیغ را

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ در پاسخ به محمد حسین شعفی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۷:

باید مانند خر به تمسخر و ظلم دیگران تن بدی  یعنی مانند گاو فربه شدن پی حرف دیگران هم به تنت کشیدن داره

Abdul Ahad Fardeen در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۳:

بیت ۶ مصرع دوم 

هر چند دٓوم سر به هوا ریشه سوارم

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۵:

اینسان که شعر تر به دفترت بود سعدی

چو روی یار  لازم است دفتر تو بوسیدن

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

از سخن ساخت بهشتی به جهانش سعدی

عشق سرخوش ازاین سبزه وریحان دیدن

Abdul Ahad Fardeen در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۳:

چون غنچه اگر جمع شوم گل بکنارم

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

همچو سعدی کس نمی بیند به اعجاز سخن

شاعری زیبا کلام و ساحری سحر آفرین

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵:

ز خوبی وطراوت شعر سعدی

ژمین بگرفت آنک وقت پروین

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:

چوشعر تو سعدی به جمله آفاق

که دید دلاویز و دلبروگلگون؟

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

هر نفسی بی گمان چرخ بگوید به ناز

مرغ غزل خوان من سعدی خوش گوی من

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:

گر دلت بگرفت یارا شعری از سعدی بخوان

کن دوای جسم وجان از شربت شیرین من

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

نیست به روی ودر سخن چون صنم وتو سعدیا

در حد ودر    جمال او     در حدودر کمال من

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:

سزای تو سعدی سریر سخن

ندیده جهان کس هماورد من

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۸:

روی او چون شعر سعدی آبروی عالم است

گر نظر دارم به رویش دیگر عیب من مکن

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:

ای یار بخوان زشعر سعدی

شعر همه را دگر رها کن

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۰ در پاسخ به مبارکه عابدپور دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۳:

بیت آخر معنیش میشه کسی که پر حرفی می کنه اگه حرف حق هم بزنن حمل بر سخن بی سر و ته یا محال و نشدنی می کنند به زبان عامیانه کسی که پر گویی کنه می گن چرت وپرت می گه و محل به حرفش نمیزارن

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۳:

در کتاب پیش روی من بیت آخر به جای مزاج،فراخ سخن به معنی پر گوی پرحرف اومده 

گرچه بر حق بود فراخ سخن

حمل دعویش بر محال کنند

همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:

هرچند خاصیت نوشته و شعر آنست که خواننده شخصیت مستقل و گوینده نیز شخصیت جدایی از خود متن دارند و هرگونه تفسیر می‌توان از آن داشت

غزل پیش از پختگی جلال‌دین و ملاقات شمس سروده شده است و از یگانگی و مستی بهره‌ای ندارد و از شخصیت غایبی میگوید که گویی پشت این جهان است و با شاعر شوخی دارد و در دهان او می‌کوبد اگر کلامی از روی مستی بگوید 

قمر پشت میغ و باغ و خرابه و گل و گل عذار و اینکه شعر مرا در بند کرد و شکار فرار کرد و دزدی مرا فریفت و دزد را گم کردم هرچند دوران مهارت شعری شاعر را میرساند اما سرشار از آشفتگی روانی و خود شیفتگی است 

سید حسین اخوان بهابادی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۷:

گر دُرد،طلب، رهبر این قافله بودی
کی پای ترا، پرده خواب، آبله بودی؟
دُرد:درد ( dord ) ته مانده شراب است. و آن آخر راه سالک است که مستی آن چون از وحدت وجود است با مستی هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست.
آبله: تاول

------------------

پای ابله ماندن(در دیکشنری آنلاین آبادیس) پیشنهاد کاربران:

کاربر:برکه

سخن پوشیده و کنایه است از عاجز و ناتوان بودن.

کنایه از صفت است و در اینجا باید با هوشیاری از صفتی به صفت دیگر برسیم.

کاربر:مـجـتـبـی عـیـوض صـحـرا

تحمّل رنج بسیار کشیدن، کنایه از خسته و فرسوده و درمانده شدن

۱
۴۶۷
۴۶۸
۴۶۹
۴۷۰
۴۷۱
۵۶۹۱