گنجور

حاشیه‌ها

محمودی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۲ - هدیۀ عاشق:

تحلیل های هوش مصنوعی خیلی بی ربطن، مخصوصا خلاصه اش. لطفا یا عوض کنید یا کلا حذف کنید آدم رو به اشتباه می اندازه. ممنون.

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

عزیزان در خون نشستن یاقوت کنایه از رنگ این سنگ است و به این معناست که اگر قیمتی شده به‌خاطر خون دل‌هاست که خورده.

فرمود: جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

در هیچ‌کجای تاریخ جواهری‌ها سنگ و‌گوهر را لای خون نمی‌گذاشتند.

مِهتی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۳:

مصلحت طلبی سعدی، تفکر برانگیزه.
اینکه همچین داستان زیرکی نوشته باشی، اول از همه خودت باید فرد زیرکی باشی.
سعدی سعی بر این داره که بگه با کسی که جنگ روا میداری، زد و خورد داره. به قولی، هر رفتی یه اومدی هم داره؛ و همچنین سعی بر این داره که بگه با هرکسی نباید وارد مجادله یا ارتباط شد، چون با پایین بودن خودش تو رو هم پایین میکشه.

مِهتی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

واقعا جالبه
چیزی که امروز به عنوان حقوق فرزند گفته میشه، سعدی در سال ها قبل بیان کرده.
پدر و مادری که بدون توجه به خواسته فرزندشان، آن را به دنیا اوردند و حال، برای سود خود ان را روانه مرگ کردند. آمدن و رفتنش در تصمیم خود نبود.
سعدی باز هم به تواضع و فروتنی اذعان دارد و میگوید نباید تا زمانی که منسبی داریم به کسی ظلم را روا بداریم. هرکس حق و حقوقی دارد و همین یک جمله مهری بر تمام مطلب است:
هلاک من اولی ترست از خون بی گناهی ریختن...

سفید در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۰:

 

از طبع منحرف مطلب خلق معتدل

 

 

سفید در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

 

طبع بر گنج حقیقت قفل و شرع آمد کلید

تا دهد زان گنج بیرون گوهر اسرار را... 

 

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲ (که همه اوست هر چه هست یقین - جان و جانان و دلبر و دل و دین):

طابَ رَوحُ ‌النَّسیمِ بِالْأَسْحار
أَینَ دَورُ النَّدیمِ بِالْأَنوار
وزش نسیم در سحرگاهان پاک و جانبخش است
کجاست (چه شد؟)گردش می روشن و نورانی در دست یاران هم پیاله ؟

أَ کُئوسٌ تَلَأْلَأَتْ بِمُدام
أَمْ شُموسٌ تَهَلَّلَتْ بِغَمام؟
آیا جام هایی است که پیوسته می درخشند؟ (معنی ایهامی: مدام معنی شراب نیز دارد- کجاست جام هایی که با شراب داخلش می درخشند؟)
یا خورشیدهایی که از پس ابرها می درخشند؟

سفید در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۱:

 

برد جامی را به کویش سیل اشک اما چه قدر 

در چنان بستانی این خاشاک آب آورد را...

 

 

چقدر لطیف است... 

 

رضا از کرمان در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت:

نیست غیر نور آدم را خورش از جز آن جان نیابد پرورش

اقا کوروش درود 

 در مصرع دوم باید خواند :

از جُزِ آن، جان نیابد پرورش

یعنی بجز آن، بغیر آن جان پرورش نخواهد یافت 

شاد باشی

 

سفید در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:

 

من نقش خطت بستم روزی که قلم با خود

می زد رقم هستی این لوح زبرجد را...

 

 

پیچیدگی باشکوه این بیت را ببینید...

 

سفید در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:

 

ای پیکر روحانی از زلف بنه دامی

در قید تعلق کش ارواح مجرد را...

 

 

وای چه بیت باشکوهی...

 

همیرضا در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:

نقل قول صریح شیخ سعدی از حکیم ابوالقاسم فردوسی در بوستان:

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است

در شاهنامهٔ گنجور که مطابق نسخهٔ مسکو است وجود ندارد و در شاهنامهٔ استاد خالقی مطلق در بخش فریدون (اینجا، بیت آخر صفحه) به این شکل آمده است:

مکش مورکی را که روزی‌کش است

که او نیز جان دارد و جان خوش است

محسن شهری در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت:

تمام حاشیه های این قطعه از عزیزان راخواندم گویا جنابشان بوسه بر کون خر زدند و اینجانب را مثنوی بی تفسیر خوشتر آمد تا تفاسیر دوستان ...

مِهتی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۱:

مفهوم و برداشتی که از این حکایت داشتم
شماره 21
سعدی سعی دارد بگوید بهتر از جنگ و مجادله که از ابتدا مشخص است بازدنده ایم، خودداری کنیم.
اگر اتفاقی برای ما میوفتد یا اینکه کسی ظلم بر ما روا میدارد، بهتر است صبر پیشه کنیم چون حال دوران دائما یکسان نباید و گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.
بنده به انتقام اعتقادی ندارم اما فکر میکنم سعدی به صورت استعاری از انتقام استفاده کرده ولی خب بعید هم نیست که منظورش همون انتقام هم بوده باشه...

مِهتی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۰:

مفهوم و برداشتی که از این حکایت داشتم
شماره 20
از نظر بنده، سعدی سعی دارد بگوید که مهم نیست چه منصبی و مقامی داریم، برتری ما این است که به خلق اگر بتوانیم کمک کنیم و اسیب نزنیم
اگر امروز نیروی اسیب زدن به کسی را داریم، چون نیرومندیم؛ بعید نیست روزی از پای در افتاده باشیم و کسی دیگر به ما ظلم روا دارد، زیرا نیرومند است...

مِهتی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۳ در پاسخ به خودخلاصی دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۴:

فکر میکنم منظورش این باشه که ما چون اومدنمون دست خودمون نبود، باید به این واقف باشیم که از کی و کجا رفتنمون هم واقف نیستیم؛ پس بهتره تسلیم باشیم در برابر مرگ...

مِهتی در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۹ در پاسخ به مهرزاد چوپانی دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

دوست عزیز کی گفته خیام مسلمون و معتقد به معاد بوده؟
عمر خیام در اکثر رباعیات فعل و انفاعالات دنیا رو زیر سوال میبره و گاها دنیای دیگر رو حتی نادیده میگیره

من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

این هرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

این تنها نمونه ای از این شکل اعتراضات خیامه...

پیروز در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۹ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

در نسخه که بنده دارم بدین گون نوشته شده

"حقاّ که چنین است درین روی ریا نیست"

طاهری در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

و سعدی که پرچمدار عشاق جهان‌ست...

دوستی میگفت اگر بزرگان نیز از این شرابهای آب انگوری دنیوی مست بودند و چنین شاهکار هایی خلق می‌کردند چرا امروز این نوشیدنی ها این کارها را نمیکند؟ بی جهت نگفته اند که:

مستی ما از شراب معنویست

شور ما نای و نوای مثنویست

یا در جایی دیگر:

مستی عشق نیست در سر تو

رو که تو مست آب انگوری...

برمک در ‫۱ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:

 

همان گنج‌ها را گشادن گرفت

نهاده همه رای دادن گرفت

گشادن در گنج را گاه دید

درم خوار شد چون پسر شاه دید

همان جامه و گوهر شاهوار

همان اسپ تازی به زرین فسار

همان  جوشن و خود و زوپین و تیغ

کلاه و کمر هم نبودش دریغ

۱
۳۸۳
۳۸۴
۳۸۵
۳۸۶
۳۸۷
۵۷۲۵