روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
دل ز ما گوشه گرفت
It means my heart is upset '
My heart went to a corner as it felt it is not confident but a stranger
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
آن سلسله مشکین کو
Means where is that perfumed chain
Selsele means chain
It is a metaphor for hair of beloved
Hair of beloved looks like a chain because it pulls the lover wherever it wants
میترا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان:
دوست عزیز تبکم از توضیحات بی اندازه عالی و مفید شما سپاسگزارم - واقعا برای من شخصا این توضیحات عالی بود و واقعا چقدر وضعیت کور و کر و برهنه ای که ازدیدن نزدیک عاجزند و تصور می کنند از دور آگاهند و نیز شدت توهماتشان در مواجهه با جهان - درباره خودم شخصا صادق است - دردی و حماقتی بزرگتر از این توهم دانایی و عمل و حرکت کردن براین اساس نیست - بدبختانه چنانکه باید خطرش را درک نمی کنم با آنکه نسبت به آن در خودم آگاهم...
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
عقل دیوانه شد :
Means wisdom turned crazy
In fact means wisdom's gone
سعید در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
در آلبوم وصال مستان به آهنگ سازی استاد محسن نفر و آواز حسام الدین سراج اجرا شده. این آلبوم جزو لیست بیپ تونز نیست.
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
اشارت دانستن چیزی مانند دانستن زبان رمز است ،مانند حرکات چشم و ابرو یا ادا و اطوار خاص در صورت و بدن که میان دو نفر معنای روشن خاصی دارد !
اهل بشارت یعنی لایق شنیدن خبر خوش .
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند
یعنی خبر خوش را به کسی میدهند که زبان رمز می داند .
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
یعنی رمز ها و اسرار بسیاری هست ،آن محرم یا خودی یا confident کجاست تا رمز ها را به او بگویند .
می دانید "محرم" یعنی چه ویجی عزیز؟
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات مپرسید که هشیار کجاست
اینجا جهان به میخانه ای تشبیه شده و آدم ها مانند جام هایی هستند و جان هایی که درون این جام هاست مانند می !
هر که به این میخانه پا گذاشت مست و خراب است چون مانند جام تا گلو از می لبریز است ، در چنین میخانه ای سراغ از هشیار مگیرید .
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
درود ویجی گرامی
از اینکه اشعار پارسی می خوانید و لذت می برید راستی دل خوش می شوم .
شب تار همان شب تاریک است .اگر به داستان موسی در bible یا قرآن مراجعه کنید خواهید دید که موسی و عیالش در شب تاریک به نوری بر درخت برخوردند .
عذرا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره:
امروز در کلاس مثنوی استاد خواند: فرجه صندوق نو نو مُسکِر است
سیدعلی ساقی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
خوشا شـیـرازووضع بی مثالش
خداوندا !نگهدار از زوالـش
خوشا : صوت یا شبه جمله است ، چه خوش است ، چه زیباست
وضع : وضعیت ، موقعیت
زوال :نیستی ، نابودی
شیراز و موقعیت بی مانندش چه زیبا و نیکوست خداوندا شیرازرا ازنیستی و نابودی حفظ کن
ز رکـنـابـاد مـا صـــــد "لـَـــــوْ حَـشَ الله"
کـه عـمـر خـضـر مـیبـخـشــد زلالـــش
رکناباد : از قنات های معروف شیرازبود
لـَوْحَـشَ الله : مخف "لا اَوْحَشَـهُ الله است یعنی خدواند آن را ویران و بیابان و جای وحوش نگرداند ، اصطلاحاً یعنی چشم بد از او به دور باد
زلالش : آب زلالش ، آب گوارایشدر اینجا "تشبیه مضمر"ی هم آورده : آب رکناباد را به "آب حیات" تشبیه کرده . این بیت و بیت بعد در توصیف مکان های خرم و زیبای شیراز و دوبیت موقوف المعانی هستند.
مـیــان جـعــفــر آبـاد و مـُـصـلـّیٰ
عـبــیــــر آمـیـــــز مـیآیـــد شـمـالــش
شمال : (با کسر یا فتح اول درست است نه با ضمّه) ، باد شمالی ، نسیم شمالی "جعفرآباد" از محلّه یا روستاهای نزدیک شیراز بوده . "مصلّیٰ " هم از تفریحگاهای شیراز بوده......... بقیه درادامه مطلب
خوشا شـیـرازووضع بی مثالش
خداوندا !نگهدار از زوالـش
خوشا : صوت یا شبه جمله است ، چه خوش است ، چه زیباست
وضع : وضعیت ، موقعیت
زوال :نیستی ، نابودی
شیراز و موقعیت بی مانندش چه زیبا و نیکوست خداوندا شیرازرا ازنیستی و نابودی حفظ کن
ز رکـنـابـاد مـا صـــــد "لـَـــــوْ حَـشَ الله"
کـه عـمـر خـضـر مـیبـخـشــد زلالـــش
رکناباد : از قنات های معروف شیرازبود
لـَوْحَـشَ الله : مخف "لا اَوْحَشَـهُ الله است یعنی خدواند آن را ویران و بیابان و جای وحوش نگرداند ، اصطلاحاً یعنی چشم بد از او به دور باد
زلالش : آب زلالش ، آب گوارایشدر اینجا "تشبیه مضمر"ی هم آورده : آب رکناباد را به "آب حیات" تشبیه کرده . این بیت و بیت بعد در توصیف مکان های خرم و زیبای شیراز و دوبیت موقوف المعانی هستند.
مـیــان جـعــفــر آبـاد و مـُـصـلـّیٰ
عـبــیــــر آمـیـــــز مـیآیـــد شـمـالــش
شمال : (با کسر یا فتح اول درست است نه با ضمّه) ، باد شمالی ، نسیم شمالی "جعفرآباد" از محلّه یا روستاهای نزدیک شیراز بوده . "مصلّیٰ " هم از تفریحگاهای شیراز بوده است.
نسیم شمالی که از طرف کاریز رکناباد – که آب گوارایش مانند آب حیات و خدواند آن راحفظ کند – میآید و از میان جعفر آباد و مصلّیٰ میگذرد چقدر خوشبو و معطّر است .
بـه شیـراز آی و فـیـض روح قـُـدســـــی
بـجــوی از مـردم صـاحـب کــمــالـــــش
فیض : بهره
روح قدسی : روح پاک
به شیراز بیا و از روح باکمالات وپاک مردمش بهرمندشو وفیض معنوی بگیر
کــه نـــام قـنـــد مـصــری بـُـرد آنــجــــا ؟
کـه شیـریـنـان نـدادنـــــد انـفـعـالـش ؟!
قند مصری : قند منسوب به مصرکه به شیرینی شهره داشت.
شیرینان : دلبران شوخ و ظریف
انفعال :شرمندگی ،پشیمانی
چه کسی نام قند مصری را در شیراز بردهاست که دلبران شیرین کار شهر آشوب باشرین کاری های خوداو راپشیمان وشرمنده نکرده اند؟
قند مصری درمقایسه باشیرینی دلبران شیرازقابل تعریف نیست.
صـبـا ! زان لـولی شـنـگـول سـرمـست
چـه داری آگـهـی ؟ چونست حالـش ؟!
صبا : باد صبا
لولی :کولی
شنگول : زیبا ، رعنا ، شوخ و ظریف
"لولی" همان "کولی" است ، کولیان به ظرافت در حرکت و رقص و دلبری معروف بوده اند .
ای صبا ! از آن دلبر شوخ و ظریف چه خبر داری ؟ حالش چطور است ؟
گـر آن شـیـریـن پـسـر خــونــم بـریـــــزد
دلا ! چـون شـیـر مـادر کـن حــلالـش
شیرین پسر: مغبچه ، شاهد زیباروی مذکر
"خون ریختن" کنایه از کشتن است .
ای دل ! اگر آن پسر زیبا و لطیف مرا بکشد ، خون مرا همچون شیر مادر حلالش کن مـکـن از خــواب بـیــــــــدارم ، خــدا را !
کـه دارم خـلـــوتـی خـوش بـا خـیـالـش
خدا را : را حرف سو گند است ، تو را به خدا سوگند میدهم . ترا بخدا مرا از خواب بیدار مکن که من با رؤیای دوست در خواب بزمی دلپذیر دارم .چـرا حـافــظ ! چو میترسیدی از هجر
نـکــردی شـُـکـر ایـّـام وصــالــش
ای حافظ ! تو که از روزگار هجران و فراق میترسیدی چرا قـدر روزهایی را که در کنارش بودی ندانستی ، روزگار هجران در ازای ناسپاسی از وصال است .
محسن شیرازی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۵:
سلام
فاصله بین "ما" و "مور" حذف شده و به صورت مامور نوشته شده است.
فرشید در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹ - تشنگی:
کافر و مومن چو روی خوب تو بینند
بت شکند آن و این به کعبه کند پشت
احمد رحمت بر در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
(مربوط به بیت دوم بند هجدهم):
پی غلط کردن ؛ باشتباه افتادن :
پی غلط کرده چو خرگوش همه شیردلان
راه تنها شده تا کعبه بتنها بینند.
خاقانی .
از آن ره بجایی نیاورده اند
که اول قدم پی غلط کرده اند.
سعدی .
برگرفته از واژهنامه دهخدا:
پیوند به وبگاه بیرونی
محسن اسماعیلی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵:
جالبه فکر نمیکردم انقدر آدم با حس های دقیقا و کاملا مشترک در مورد این آهنگ یهویی اینجا ببینم :-)
همه چیز این آهنگ جفت و جور و معرکست
سلامتی ایران و شعرای نامیش که عاشقانه ترین و لطیف ترین زبان دنیاست..
سیدمهدی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۹:
سلام
مصرع اول بیت آخر چنین درست است:
درون ماهی ای دریا که دیده است
با سپاس از زحمات شما
احمد رحمت بر در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:
در آدرس زیر میتوانید معانی بسیاری از ابیات این شعر را بیابید:
پیوند به وبگاه بیرونی
سیدمهدی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۹:
سلام
مصرع دوم بیت دهم جنین درست است:
به درد او غم دل را دوا توانی کرد
با سپاس از زحمات شما
سیدمهدی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۹:
سلام
مصرع دوم بیت دهم جنین درست است:
به در او غم دل را دوا توانی کرد
با سپاس از زحمات شما
ج م در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
نگه بر وادی عرفان چه زیباست
چو نقش گلبنی دربافت دیباست
چه افکار بدیع از ذهن خلاق
پدید آمد به سعی در کار رزاق
به تلطیف نگاه خشک دوران
بدیل ترس، عشق گردید میزان
به تهذیب نفوس و شوق دیدار
صفای باطن ما شد پدیدار
هزاران نکته زین راه عرفان
به نظم آمد بلطف اهل میزان
جهانی شد سخندانان ایران
و حکمت شد مکمل نطق یونان
چه خوش گویدسخن درگلشن راز
سخن را وه چه زیبا کرده آغاز
“من و تو عارض ذات وجودیم
مشبک های مشکات وجودیم
همه یک نور دان اشباح و ارواح
گه از آیینه پیدا گه ز مصباح”
به تعبیر دگر گویم من این راز
که هر جزیی دهد رنگی به انباز
ز رنگ جز هاست میسور دیدار
که ذات آمد از این اجزا پدیدار
چون اجزا از تناسب کل گردید
جهان زیبا از این معمور گردید
نادر در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰: