مهدی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱ - تأمل در سرمایهٔ بدخویی: رشک، سپردن سپاه به دشمن و نبود خرد:
محلی هم در زیبد گناباد وجود داره معروف به درب صوفه که محل دفن پیران ویسه وزیر افراسیاب پس از جنگ با ایران و کشته شدن به دست گیو هستش. دکتر زمانی تمامی این ها رو در کتابش توضیح میده. با آرزوی سربلندی برای ایران عزیز و زخم خردمون
مهدی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱ - تأمل در سرمایهٔ بدخویی: رشک، سپردن سپاه به دشمن و نبود خرد:
سلام خدمت همه ی ایرانیان و ایران دوستان. بنده اهل شهرستان گناباد از استان خراسان رضوی هستم. در رابطه با مطلبی که دوست عزیزمون در رابطه با منطقه کلات و قلعه فرود گذاشته بود میخواستم مطلبی رو هم بنده عرض کنم. قلعه فرود و کلات مربوط به شهرستان ما میشه. البته با استناد و مستدل. علاوه بر آثار باقی مانده از این قلعه که در 30 کیلومتری راه گناباد به فردوس قرار داره آثار دیگه ای هم به جا مونده که ثابت میکنه این شخص و این قلعه در این مکان بودن. جنگی که بعد از کشته شدن فرود اتفاق میافته بر اساس نوشته های شاهنامه جنگ پشن هستش. این جنک در منطقه ای به همین اسم اتفاق میافته. در چند کیلومتری شرق گناباد. روستای نوده پشن از توابع خراسان در اطراف همین روستا وجود داره. دشت پشن و یا روستای پشن الانه آثار زیادی ازش باقی نمونده. ولی بقایای به جامونده ثابت میکنه که قبلا در این محل شهر باستانی پشن وجود داشته. بعد از این جنگ جنگ یازده رخ اتفاق میافته که ادامه ی جنگ ایران و تورانه. جنگ یازده رخ هم در محلی به نام ریبد یا زیبد اتفاق میافته که در 30 کیلومتری جنوب غربی مرکز گناباد قرار داره. استناد این هم اشعار شاهنامه و بقایای موجود هستش. مرحوم دکتر عباس زمانی در کتاب (گناباد، پیر تاریخ) مشروحاً تمام این وقایع رو توضیع داده و از لحاظ علم باستان شناسی این ها رو کاملا مستدل عنوان کرده. محلی هم در زیبد گناباد وجود داره معروف به درب صوفه که محل دفن پیران ویسه وزیر افراسیاب پس از جنگ با ایران و کشته شدن به دست گیو هستش. دکتر زمانی تمامی این ها رو در کتابش توضیح میده. با آرزوی سربلندی برای ایران عزیز و زخم خردمون.
گمنام-۱ در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
شگفتا !
برخی ایرانیان چنان فریفته "ابزاربندی "اروپاییان اند
که سه پیاله می جمشید ، کاشف شراب را نیز به
یونانیان نسبت می دهند. !!
خوف دارم! اینان مهر و زردشت، نوروز ، اسلام و تشیع ، فروسی و خیام و...،.را نیز دارای ریشه ها و اصل و نسب یونانی بدانند.
علی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
شجریان شعر رو ویرون میکنه واقعا عالی خونده این غزل رو و زیباتر کرده
سینا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۸۷:
اجرای بی نظیر علیرضا افتخاری واقعا فراموش نشدنی هستش
نادر.. در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۲:
.. مست شدم مست ولی اندککی باخبرم
زین خبرم باز رهان ای که ز من باخبری ..
عباس توکل در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیرکبیر میرزاتقیخان رحمهالله گوید:
سلام. با شنیدن این شعر، از طرفی خوشحال و سرکیف میشویم از ذوق فراوان قاآنی و از طرفی ناراحت میشویم از این همه چاپلوسی و اغراق نسبت به یک انسان! به هرحال میگویند مرحوم امیر کبیر با زبان طنز و شوخی چنین به قاآنی پاسخ داد:
هر آنچه هستمی بگو، وز آنچه نیستم نگو
به مقعد دروغگو، چنارها و منارها
م. اشراق در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
آن دولت به "این دولت" تصحیح میگردد!
شعر می آید به " شعر میگوید" تصحیح میشود!
---
پاسخ: متن کاملا صحیح و مطابق متن چاپی تصحیح فروغی است .
محمد مهدی لشکری زاده در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
دو بیت نخست این غزل زیبا بر سنگ مزار وکیل الرعایا، کریمخان زند حک شده است. (در عمارت کلاه فرنگی باغ نظر شیراز )
محمد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۶:
بهتر است بیت دوم : ( ور شکرخنده ایست شیرین لب
آستینش بگیر و شمع بکش ) هم نوشته شود زیرا بدون آن مفهوم حکایت رسانده نمی شود
مهشید ب. سر در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » پشیمانی:
بی خحصلی و خواری من بین که در این باغ
بی حاصلی درست است
بی حاصلی و خواری من بین که در این باغ
محمدعلی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:
سلام.
به نظر من منظور از "سگی بگذار"در بیت سوم ، گذشتن ار صفات حیوانی و رسیدن به آدمیت و عشق است و با صلح و در وحدت زیستن است.
محمد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۶:
اگر به جای من از کلمه منم استفاده بشه از لحاظ وزن عروضی شعر با مشکل روبرو میشه . لطفا دقت کنید
کیوان در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:
این شعر به رودکی نیز نسبت داده شده من در رباعیات رودکی هم خوانده ام شاید به رودکی نزدیک تر باشد.
khayatikamal@ در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۸۰:
4778
nabavar در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:
قافیه ی تقوا که باید تقوی باشد دو بار تکرار شده که در غزل معمول نیست
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
درج حاشیه پیرامون عشق در بیت اول
● درودهای فراوان بر شما رستگاران پیشانی سپید . امیدوارم وقت از وجود شما خوش و مبارک باشد.
■ درون این دقایقی که در بساط داریم می خواهم نیم نگاهی نازک کنم به سمت (عشق) ، که اینک یکی از رُکن های غول پیکر فرهنگ ایرانی است و انگار نه انگار که روزگاری محمدبن زکریای رازی و یا افرادی مانند ناصرخسرو تلاش هایی انجام داده اند برای مبارزه با عشق ، و ایرانیان را در مقابل (فرهنگ ارادت) دعوت کرده اند به (فرهنگ اراده) . آقای محمد دهقانی در ترجمه ای که از کتاب طب روحانی اثر محمدبن زکریای رازی داشته ، نوشته است ما قصد نداریم که بگوییم خردستیزی بهتر است یا عشق ستیزی ، بلکه می خواهیم نشان دهیم که ذهن ایرانی ها چگونه می تواند در زمان نه چندان درازی از موضوعی به موضوع دیگر روی بیاورد و بگذارد که چهره ی موضوع اول را غبار فراموشی بپوشاند . این کتاب زمانی نوشته شده که چارچوب فکر ایرانی (خِرد) بوده و نه (عشق).
✓ رازی وقتی داشت می نوشت که (عشق) ، آدمی را در مقابل دیگری خفیف می کند و نمی گذارد به امور جدی عالم فکر کند نمی دانست چیزی نزدیک به دو قرن بعد ، (عشق) در فرهنگ ایران به ارزشی پایدار تبدیل می شود. البته عشقی که رازی با آن می جنگد و آن را از ویژگی های ناپسند آدمی می داند به هیچ روی ، رنگ صوفیانه ندارد .
✓ رازی قبل از پرداختن به موضوع عشق ، ابتدا (لذت) را تعریف می کند و می نویسد فردی را در نظر بگیرید که زیر سایبانی نشسته است ، سپس زیر آفتاب بیابان ، چند ساعت راه می رود . طوری که از گرما رنجور می شود . حالا دوباره به زیر سایبان برمی گردد . به قدر رنجی که از آن گرما کشیده است از آن سایبان لذت می برد . پس قبل از هر لذتی ، رنجی وجود دارد . خارج شدن از حالت طبیعی ، نرم نرمک اتفاق می افتد ولی پیدایش لذت یک هویی و ناگهانی است . گرسنگی و تشنگی هم همین طور است . آرام آرام گرسنه و تشنه می شویم . هر چقدر که از این گرسنگی و تشنگی رنج ببریم ، از خوردن و آشامیدن لذت می بریم . البته بعد از برطرف شدن رنج گرسنگی و تشنگی ، هیچ چیز عذاب آورتر از آن نخواهد بود که دوباره ما را به خوردن و آشامیدن مجبور کنند . نقطه ی بحث این جاست : کسی که دارد لذت را می چشد به رنج قبل از آن توجهی ندارد.
✓ رازی می نویسد حیوانات به حد طبیعی دفع شهوت می کنند و وقتی از (رنج) آن به آسایش رسیدند آن را رها می کنند ولی آدمیان به وسیله ی عقلی که عامل برتری انسان به حیوان است به خیال های لطیف و نهانی دست پیدا می کنند و آن را (عشق) می نامند و در ایجاد این خیال های لطیف و نهانی زیاده روی هم می کنند و از لذتی به لذت دیگر کوچ می کنند . در حقیقت عاشقان دایم برای خود (رنج آفرینی) می کنند و هیچ گاه با آسایش رخ در رخ نمی شوند. بسیاری از آنان به خاطر بی خوابی ، اندوه و بی اشتهایی ، مجنون ، وسواسی و لاغر می شوند .
✓ رازی می نویسد کسی که افسانه ی عاشقان و سخن شاعران نازک دل را می خواند و به موسیقی دلدادگان گوش می دهد ، در مقابل گرفتاری های عشق از خود اراده ای ندارد .
✓ آقای محمد دهقانی در مقدمه ی این بحثِ زکریای رازی آورده است : روح ایرانی وقتی نتوانست (پهلوانانه) با واقعیات زندگی روبه رو شود ، به پستوی درونش خزید و زندگی خود را میان اوهام و خیال بازآفرینی کرد و به قول حافظ به (عیش نهانی) روی آورد . موضوع عشق در ایران با علاقه ی همگانی روبه رو ، و توسط صوفیان به (نهاد) تبدیل شد و البته ناگفته نماند هر چیزی که به نهاد تبدیل شود پویایی اش را از دست می دهد .
با دخل و تصرف در شیوه ی نگارش :
احمد آذرکمان
@farhangema110
پیوند به وبگاه بیرونی
رضارضایی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
جناب آیت اله نجابت دنبال بهانه ای بوده تاساعتی حرف بزند شما زیادجدی نگیرید. متن یک خطبه ی نمازجمعه را از دو واژه "ثلاثه غساله" درآورده اند؟ عجب کاشفی !!!!!! درخت گردکان به این بزرگی!! درخت خربزه الله اکبر!!! ایشان اگر قصد تشریح همه غزلیّات حضرت حافظ را داشته باشند، قطعن تا آخر عمر باید پای سخنان گهربار ایشان نشست شاید عمر کفاف ندهد همه رابتوان شنیدن!!!
بیژن در ۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
در بیت اول منظور حافظ کاملا روشن است . میخواهد بگوید که نقد او ازصوفیان که در بسیاری از غزل هایش آنها را نقد میکندشامل همه نیست . بلکه با انهایی است که خرقه آلوده اندو مستوجب آتش. ( در دوران حافظ صوفیان پر مدعا و ریا کار و عوام فریب بسیار بودند و حافظ خطر آنها را بیش از هر جریانی می دانست .)
محمد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵: