گنجور

حاشیه‌ها

 

فکر می کنم خرقه از سر درآرودن مردمک اشاره به سفید شدنش داشته باشد. یعنی از انتظار زیاد چشمش سفید و کور شده

محیا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷


بنام خداوند بزرگ
حضرت مولانا، اسرار بزرگ هستی را برای فهم آسانتر مردم در قالب تمثیلهایی این چنین بیان می دارد. حاشیه شماره ۵ که دوست عزیز آنرا ذکر نموده اند می تواند منظور واقعی ایشان از این تمثیل باشد.

علیرضا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۰ دربارهٔ بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد


واژه طهمورث درست نیست بایستی تهمورث باشد.

کیهان ص در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۶:۱۷ دربارهٔ طهمورث


This is also listed among Mowlavi’s poems. Please verity and remove one of listings

پاسخ: ممکن است به هر دو منسوب باشد، بیشتر رباعیات منسوب به ابوسعید منسوب به شاعران دیگر هم هست.

Behrooz Parhami در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۴۸


با درود و سپاس

مصرع دوم بیت چهارم. کلمه ی “می” جدا از هم نوشته شده. مصرع اول بیت ششم کلمه ی “بسرد” به جای “به سرد” نوشته شده. همینطور در بیت آخر” بشام” به جای ” به شام”


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پری در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ گریهٔ بی‌اختیار


نعره هذا حسین از او .صحیح است.
نی نی ورا صحیح است

پاسخ: با تشکر، در مورد اول «زود» با «او» و در مورد دوح «نی» با «نی نی» جایگزین شد. ضمن آن که ذکر شمارهٔ بیت در هنگام ذکر اغلاط موجب تسریع کار تصحیح می‌شود.

طاهره طباطبایی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است


گفت که تو زیرککی مست خیال و شککی

پاسخ: دوستانی که به دیوان شمس دسترسی دارند، درست این مصرع را به ما اطلاع دهند.

Anonymous در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۳


لطفا بیت چهارم را به این صورت تصحیح فرمایید:
زان رو به شکل سوزن عیسی شدم که تو
باریک تر ز رشته باریک مریمی


پاسخ: با تشکر، مطابق فرموده «عیشی» با «عیسی» جایگزین شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۷:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۸


dar kargahe koozegari boodam doosh
didam do hezar kooze gooyaye khamoosh
har yek be zabaane haal baa man migoft
koo koozegaro koozekharo koozeforoosh

پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است. تغییری اعمال نشد.

kave در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۶:۰۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱۷


من نظر شخصی خودمو می نویسم البته تعصبی نسبت بهش ندارم و ممکنه اشتباه باشه.
در بیت اول میگه آنان که محیط فضل و آداب شدند ، به نظرم یعنی آنان که دور یا اطراف فضل بودند و به درون آن راه نیافتند . در جمع کمال شمع اصحاب شدند . یعنی در جمع افراد با کمال فقط توانستند در محیط پیرامون آنها شمعی را برای آنها روشن نگاه دارند. در بیت دوم میگه که اینگونه افراد چون خودشون اهل فضل نبودند و فقط ادعاشو داشتن راه به جایی نبردند و با اینکه تلاش مختصری کردند نابود شدند و نامی هم ازشون باقی نموند.
لطفا نظرتون رو چه خوب و چه بد حتما بنویسید. ممنون

مزدک در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۴


مسرا دوم به جای پهنای ، پنهای نوشته شده است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

kasra در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ بخش ۲ - حکایت در این معنی


با درود
خواستم پیشنهاد کنم حتما این شعر را با صدای همایون شجریان و به آهنگ سازی علی قمصری تحت عنوان نقش خیال گوش بدید!

تانیا در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ غزل ۴۷۱


فکر کنم که مصرع آخر به این صورت است:
معلوم شدم که هیچ معلوم نشد

البته جایی نخواندم. فقط به این صورت شنیده ام.

پاسخ: با تشکر، تصحیح فروغی مطابق متن است، تغییری اعمال نشد.

وحید در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹۳


من زیاد با نظر شما موافق نیستم. چون از مجموع اشعارش این مفهوم بر می آید که قدر هر لحظه زندگیت را بدان، از هر لحظه برای خوشی استفاده کن و غم دنیا را به خود راه نده، همچنین به خودت غره مشو که همین خاک و کوزه و … از تو بهترانی بودند که مغلوب چرخ فلک گشته اند.
در کل چند حس را تلقین می کند: ۱/ بی خیالی و حرس دنیا را نخوردن ۲/ مشکوک بودن به تمام چیزهایی که یقین داشته ای ۳/ مغرور نشدن

وحید در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۱


من یاد دوران عاشقی خودم میفتم از بس این شعر غوغاست و ساده

مهدی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


سلام نمیخواهم چیزه خاصی بگویم فقط میگم من این شعرو خیلی دوست دارم.
به نظرم پروین از بهترین شاعران ایران بوده

نیکی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۹ دربارهٔ دو همدرد


این ناشناس که معبر به دین رباعیات بود، چرا اینجا حاشیه نداده است..؟ برداشتم این است که یحتمل جایی برای تعبیر به قرآن و دین و پرده اسرار ندارد.

وحید در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۵


با سلام، بیت اول این شعر نوشته نشده و کاملا مشخص است غزل که نمی شود در بیت اولش همقافیه نداشته باشد.
بیت اول آن اشتباها در غزل شماره ۳۹۰ ثبت شده که در آنجا نیز مشخص است که آن بیت برای آن شعر نیست. بیت اولش اینگونه است :
با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم - ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم

پاسخ: با تشکر، مطابق فرمایش شما تصحیح شد.

امیر افتخاری در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۲


اشعار وحشی بافقی دارای لطافت خاصی است که در شعر شاعران دیگر کمتر به چشم می خورد این غزل شباهت بسیاری به یکی از قصاید معروف سعدی دارد که با این بیت شروع می شود به هیچ یار مده خاطر وبه هیچ دیار که بر و بحر فراخ است وادمی بسیار ویکی دیگر از ابیات زیبای ان این است کدام دوست بتابد رخ از محبت دوست کدام یار بپیچد سر از ارادت یار

سونیا ندیم فرد در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ غزل ۲۲۲


شمس تبریز جونکه شد مه مان( یعنی ماه ما) درست است.

پاسخ: با تشکر، طریق نوشتن معمول مَهِمان همینی است که در متن آمده و آن را جدا نمی‌نویسند. تغییری اعمال نشد.

سروش در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۶۷


[صفحهٔ اول] … [۳۰۹۷] [۳۰۹۸] [۳۰۹۹] [۳۱۰۰] [۳۱۰۱] … [صفحهٔ آخر]