گنجور

حاشیه‌ها

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

آدرس صحیح صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفته اند نکویی کن و در آب انــــداز
ز کوی میکده برگشته ام ز راه خطا
مــــرا دگر ز کـرم با ره صواب انــــداز
این سه بیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمید رضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

جاوید مدرس اول رافض در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

*********************
شرح غزل (178) حافظ
*********************
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
(رمل مثمن مخبون محذوف)
**************************
1-هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
***
معانی لغات:
مَحرَم : کسی که اذن دخول در حَرَم و خانه شخصی رادارد ( ناظم الاطباء) ، اهل سَرّ و آنکه در نزد وی بتوان راز را به ودیعه گذاشت ( ناظم الاطباء ) .
حَرَم : حَرَم سرای ، اندورن ، سرای .
در انکار بماند : در انکارخود پا برجا ماند، در بیاعتقادی خود باقی ماند، به صورت منکر و در ناشناختن و ناپذیرا ماندن بماند.
***
تأویل عرفانی:سعادتمندی که شد محرم دل واو را شناخت و حقیقت او کما هو حقه دریافت آن شخص در حرم یار با یار همخانه شدو همان جا بماند.و کسی که هنوز خود را نشناخته او را کی شناسد.او همه در انکار خواهد ماند.
**
معنی معمول:
کسی که راز نگهدار دل شد در سرای محبوب بماند ( جز محارم شد) و آنکه راه ورسم راز داری را ندانست ( دور ماند ) و در بی اعتقادی خود باقی ماند .
**********************************
2-اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
***
معانی لغات:
از پرده برون شد: عنان اختیار از دست داد، پرده دری کرد و رسوا شد.
عیب مکن : خرده مگیر.
نه در پرده پندار بماند: در پرده پندار و اوهام و ظن و گمان باقی نماند.
***
تأویل عرفانی: دل من اگر از پرده پارسایی ریاییبرون شد و مست و رسوای عالم گشت دل ما را عیب مکن ای صوفی لفظی و تلبیس کار صد شکر ایزد که دل ما مثل دل شما نه در پرده پندارکه از دید زهدو تقوی و پارسایی ریایی رهیده شد.
***
معنی معمول: اگر دل من عنان اختیار خود را از دست داده ، پرده دری کرد برآن خرده مگیر . سپاس خدای را که در پرده اوهام باقی نماند .
**********************************
3-صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
***
معانی لغات:
واستدند : باز پس گرفتند .
واستدند از گرو می همه رخت : همگی رخت خود را از گرو شراب در آوردند .
خانه خمّار: خانه شراب فروش .
دلق: خرقه.
***
تأویل عرفانی:دلق بروجه رسوایی و بد نامی ما که در گرو خمار است ولیکن صوفیان کذایی بواسطه هوش وریا رخت تلبیس خود که ستر بر ریا کاری شان بود را واستدند ولیکن رخت ما بئاسطه مدهوشی
ما در خانه خمار باقی ماند.
***
معنی معمول: صوفیان دیگر همه رخت و لباس خود را از گرو و شراب به در آوردند تنها خرقه ماست که در خانه شراب فروش باقی مانده است .
**********************************
4-محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
***
معانی لغات:
محتسب: حساب کننده .- داروغه ،مأمور حکومت که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر است .
فسق: هر کار زشت، گناه‌آلود، و غیراخلاقی.
***
تأویل عرفانی:از روی اصطلاح محتسب عقل را گویند که خود را شیخ الاسلام دارالبدن میداند و منکر عشق و ارباب عشق است
***
معنی معمول: محتسب زمان (پدر شاه شجاع امیر مبارز الدین) خودشو به شیخی و مسلمانی زد واتفاقی نیفتاد، تنها داستان ( مستی ) ماست که همچنان بر سر کوچه و بازار ( در دهان مردم ) مانده است .
**********************************
5-هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
***
معانی لغات:
میِ لعل: شراب قرمز .
آبِ حسرت: اشک حسرت ، کنایه از دانه اشکی که در پلک چشم باقی مانده و خشک شده و حسرت فرور ریختن از چشم گهر بار را دارد .
***
تأویل عرفانی:هر می محبت خالص که رنگ نور آنسرخ و براق است-که از آن دست نورانی ساقی باقی –جل شأنه –ستدم و نوشیدم از حسرت مشاهده صفای آن می لعل ولطافت دست ساقی ،گویا در دل من آب حسرت شدو از راه چشم قطره ریزبماند.براقی و نورانیتش باعث تراوش از چشم شد.
شَرِبْنا عَلی ذِکْرِ الْحبیب مُدامةً / سَکِرْنا بِها مِنْ قَبْلِ اَنْ یُخْلَقَ الْکَرْمُ
ترجمه : نوشم از یاد تو وز باده آن مست مدام / پیش از آنی که شود تاک بخلقت الزام
لَها الْبدْرِ کَأسٌ وَ هِیَ شَمْسٌ یُدیرُها/ هِلالُ وَ کَمْ یَبْدُو اِذا مُزجَتْ نَجْمُ
ترجمه : جام بدرش مـَثـَل خوروهم او را ساقی. / چون هلالی که حبابش بود او را انجام (انجام =انجم)
***
معنی معمول: هر شراب سرخی که از آن دست بلورین گرفتیم به صورت اشک حسرت در آمد و در بین پلکهای گهر بار باقی ماند
**********************************
6-جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
***
معانی لغات:
جز دل من کز ازل: به جز دل من که از ازل .
عاشق رفت: عاشق باقی ماند ، عاشقانه به رفتن ادامه داد.
***
تأویل عرفانی: جز دل من که از ابتدای سلوک تا انتهای آن حیرانست .با وصف آنکه جاودان کسی را نشیدم که در کار حیرت بماند.
***
معنی معمول: به غیر از دل من که از ازل تا ابد همچنان عاشق پا برجا باقی ماند، شنیده نشد که کس دیگری در کار عشقبازی به صورت همیشگی باقی بماند .
**********************************
7-گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
******
تأویل عرفانی:متعارف است که گل نرگس را بیمار میگویند.به لحاظ زردی او یا به سبب آنکه نرگس به سر شاخ تمایلی دارد
میگوید:نه تنها در مشاهده جمال تو از راه حیرت آب حسرت در دیده من جاری است و نه تنها آنش (نرگش شدنش) شیوه چشم تو حاصلش نشد بیماری عایدش گشت
***
معنی معمول: گل نرگس ، خود را به بیمار زد تا شاید حالت چشم تو را حاصل کند، آن حالت را بدست نیاورد اما بیماری باقی مانده باشد.
**********************************
8-از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
***
معانی لغات:
صدا: پژواک ، بازتابِ آواز .
گنبد دوار :گیتی ،چرخ فلک کنایه از گنبد گردنده آسمان .
***
تأویل عرفانی:از صدای دولت آمای سخن عشق نشنیدم خوشتریادگاری که که در این گنبد دوّارقلک بماند
***
معنی معمول: از پژواک سخنهایی که د رباره عشق گفته اند یادگار خوشایندتری ندیدم که در زیر این گنبد کبود پیچیده وتنین انداز باقی مانده باشد.
**********************************
9- داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
***
معانی لغات:
زُ نّار : بندی که زرتشتیان به هنگام عبادت در پیشگاه آتش مقدس بر کمر بندند و به هنگام خواندن اوراد باز کرده برآن دست می کشند.
***
معنی معمول:
خرقه یی داشتم که عیبهای فراوان مرا در زیر خود پنهان می کرد . این خرقه برای تهیه می ومطرب به رهن گذاشته و زنار کمر من آشکار شد.
در جا دیگر گوید: خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست/ پرده ای بر سر صد عیب نهان میپوشم
**********************************
10- بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
***
معانی لغات:
صورت چین: نقش و نقاشی چین .
حدیث: رویداد تازه ، سرگذشت ، رویداد.
***
تأویل عرفانی:در جناب ساقی باقی که نه تنها در مشاهده جمال تو از ره حیرت آب حسرت در دیده من جاری استبلکه در مشاهده جمال تو صورت چین که نه حس داردو نه هوش چنان حیران شد که حکایت حیرت او همه جا چه بر در دیوار چه غیر ذالک ضرب المثل بماند.
***
معنی معمول: آثار و صورتگری های زیبای صورتگران چینی ، در برابر چهره دلربای تو چنان شگفت زده شد که آثار ان حیرت درهمه جا بر در ودیواری که این آثار هستند باقی مانده .
**********************************
11- به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
***
معانی لغات:
تماشاگه : تماشاگاه ، جای تماشا.
***
تأویل عرفانی:این دل من که از ابتدای سلوک لغایت آن حیرانست وجهش آنست که به تما شاگاه آن محبوب جمیل دل حافظ روزی بدین اراده که باز آید رفت و حال آنکه بطریق دوام حیران بماند و بخود باز نیامد.
***
معنی معمول: رزوی دل حافظ برای تماشا به تماشا گاه زلفش رفت تا پس از تماشا باز آید اما برای همیشه در آن بند گرفتار آمد.
**********************************
تهیه تدوین (جاوید مدرس )(رافض)
**********************************
تأملی بر شرح: جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
این غزل را حافظ پس از قتل شاه ابواسحاق و در زمان حکومت امیر مبارز الدین سروده و بازگو کننده نظرّیات شاعر و مقایسه یی است که در بین شاه ابواسحاق و امیر مبارز الدین به عمل می آید .
شاعر در بیت اول یک اصل مهم عرفانی را می گنجاند و می فرماید کسی که می خواهد از اسرار کاینات سردرآورد باید محرم دل باشد و هر چه را عارف کامل گفت از گوش جان بشنود و باز گو نکند و اگر نتوانست چنین کاری را انجام دهد به ناچار در ردیف منکرین راه ورسم عرفان در آمده و نامحرم تلقی خواهد شد . در بیت دوم می گوید اما به من عیب و ایراد مگیر که دل توهم پردهدری کرده و لب به گفتار گشوده یی، من خدای را شکر می کنم که دلم در پرده اوهام باقی نماند . اینجا برای آنها که معتقدند حافظ مرید فلان دسته یا طرفدار بهمان طریقه بوده است جای مناسبی است که به عمق معنای این بیت توجه کامل نمایند و همانطور که در مقدمه گفته شد از گفته خو د او در یابند که حافظ به پشت همه پرده ها سر زده و از مکنونات قلبی همه صاحب پردگان آگاه شده و بعد از پرده بیرون آمده و خدای را سپاس می کند که از پرده های گوناگون بدر آمده و مرید کسی نشده و خود صاحب معلوماتی شده که آنها را در جای غزلها به صورت عقیده خود باز گو می کند .
شاعر دربیت سوم غزل ، به تعبیراتی که در زمان امیر مبارزالدین برای حفظ شعائر شرع بوجود آمده اشاره می کند و می گوید صوفیانی که در گذشته شراب ومی و میخانه بودند ، حال همگی حفظ ظاهر کرده و تسلیم نظریات امیر مبارزالدین شده با او کنار آمدند تنها یکی منم که هنوز صدای اعتراضم بلند است و در بیت چهارم در تأیید مفاد بیت سوم در مضمون دیگری می گوید : خرقه پوشان متظاهر و محتاط همگی مست بودند با ظاهری متشرّعانه از دست امیر مبازرالدین جان به سلامت به در بردند تنها نام من بر سر زبانها به عنوان فاسق باقی نمانده است .
مصراع اول این بیت به صورت : ( محتسب شیخ شد وفسق خود از یاد ببرد) نیز در نسخ آمده و احتمال داده می شود که این صورت اولیه شعر بعدها توسط حافظ به صورت بالا در آمده و همین صورت اولی اقوی دلیلی است بر اینکه این غزل در زمان محتسب یعنی امیر مبارزالدین سروده شده و شاید به عنوان احتیاط تغییر داده شده باشد . اجمالاً شاعر در بیت پنجم اشاره به خوشیهای که در زمان شیخ ابواسحاق کرده دارد و می گوید همه آن شرابهای شادی ، اشک حسرت شد و در چشم من خُشکش زد . شاعر در ابیات بعدی و با مضامین زیبایی که به کار گرفته گوشه چشمی به عشق و طرفداری خود از شیخ ابواسحاق و یاد ایام گذشته می کند و در بیت مقطع منظور شاعر از تماشاگه زلفش) اشاره صریحی است به رلفان بلند و مشهور شاه شیخ ابواسحاق و شاعر بدینوسیله می خواهد به ما بفهماند که این غزل را در اندوه و فراق چه کسی سروده و ساخته و پرداخته است . زیرا این پادشاه دارای زلفهای بلندی بوده که حافظ در جای غزلهایی که برای او سروده آن را دستاویز مضمون خود قرار می دهد. در پایان اشاره به این نکته ضرور ی است که حافظ مضمون بیت هشتم غزل خود را از نظامی گرفته آنجا که در لیلی و مجنون می گوید:
هر نیک و بدی که در نوایی ست در گنبد عالمش صدایی است
. الحق چه بهتر از عهده آن بر آمده است.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
تهیه تدوین جاوید مدرس (رافض9

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

آدرس صحیح صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

جان را به لب آر و بوسه‌ای خواه
تا جانت فرو شود به جانش.....

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان:

آدرس صحیح صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

فرهاد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

گویند مفلسی مقروض چون ازعهده ٔ ادای همه ٔ دیون برآمدن نمی توانست به اشارت یکی از وامخواهان اظهار جنون را در جواب مطالبت هر طلبکاری کلمه ٔ پلاس می گفت به این شرط که چون دائنان بر دیوانگی او یقین کرده پراکنده شوند وام او را بگزارد.مرد چنین کرد و وام خواهان او را دیوانه پنداشته کم کم از مطالبت دیون خویش دست بازداشتند. چون وامخواه نخستین به پیمان رفته به تقاضای دین خویش آمد مفلس درجواب او نیز این کلمه بگفت و او متحیر مانده گفت باهمه پلاس با من هم پلاس ؟ :
چند گوئی سنائی آن من است
با همه کس پلاس با من هم .
سنائی

فرهاد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

امارت و امیرنشینی‌ امارت از نظر ماوردی به سه‌گونه «استکفا»، «خاصه» و «استیلا» تقسیم می‌شود.
2- امیر خاصه همانند امیر استکفا، از اختیارات وسیع بهره‌مند نیست، بلکه خلیفه برای انجام کارهای ویژه‌ای همچون سازمان‌دهی سپاه، دفاع از قلمرو اسلامی، جلوگیری از توهین به مقدسات اسلامی، اجرای مجازات‌ها و اعزام کاروان‌های حج، به انتخاب ونتصاب امیری دست می‌زند که به «امیر خاصه» معروف است. امیر خاصه نمی‌تواند به جمع‌آوری خراج و صدقات و نیز جهاد بپردازد. در مقابل، در تمامی کارهایی که اوامر خلیفه درباره آن‌ها موجود نیست، صرفاً تا زمان دریافت و وصول دستورات خلیفه، می‌تواند به رأی شخصی عمل کند. صفات و ویژگی‌های امیر خاصه در حد وزیر تنفیذ است، با این تفاوت که امیر خاصه باید مسلمان باشد تا صلاحیت رسیدگی به امور مسلمانان را در چهارچوب وظایف مذکور داشته باشد. «1»
نام کتاب : اندیشه سیاسی مسلمانان نویسنده : شیرودی، مرتضی جلد : 1 صفحه : 96-97
پیوند به وبگاه بیرونی

محمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » هلال محرم:

در بیت 8 شعر به جای ایچره می توانست ایچینده (در داخلش) استفاده کرد

فرهاد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

خاصبک از دو بخش خاص (مخصوص، ویژه) و بک(بیک ، بزرگ) تشکیل شده و شخصی بوده که به یک کار خاصی گمارده می شده و امروزه مامور مخصوص گفته می شود. خاصبک نهان یعنی امیر یا نگهبان ویژه اسرار نهان

ناصر جداری در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۰:

با سلام. دو دوست اشاره کرده اند که وزن بیتِ " عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون" غلط است و متن مصرع باید عوض گردد. در حالی که استادان عروض واقفند که صرفا باید لحن خوانش مصرع تغییر یابد؛ به نحوی که "عقل" به "از" متصل گردد. سپاس

منصور قربانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۲۴ - فی نغمات الجنان من جذبات الرحمان:

یعنی هرچه تورا

بابک بامداد مهر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

اگراین غزل راباصدای استادشجریان گوش کنیدبه این مطلب که درک کلام وارائه آوای متناسب باآن کارهرکسی نیست.
بخصوص نحوه خوانش
شکرآن راکه تودرعشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده دیداربیار
حتما برای بزرگان خوانندگی هم درس آموزست

پدرام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دوستان و همرهان عزیز
شرحی بر این غزل خواندم که ذیلا به اختصار در اینجا می آورم . شما چقدر با این تعبیر موافقید ؟
این غزل در زمان شاه شجاع و در دوره یی که حافظ باشاه روابط حسنه ومراوده و رفت وآمد داشته ، سروده است و از مفاد ابیات و ایهامات آن چنین برمی آید که شاه شجاع تلویحاً وعده مقررّی مناسبی را به حافظ داده بود لیکن کمتر از آن پرداخت کرده و در نتیجه سبب کدورت و نارضایتی حافظ شده و این شاعر چیره دست،گله ها و توقعّات خود را در ای غزل گنجانیده تا شاید سبب تغییر تصمیم و عقیده سلطان شده و مقرری او زیادتر گردد.
مطلع غزل دارای ایهامی است که حاکی از پشتیبانی شاعر در نزدیک شدن به در بار بوده و چنین مستفادمی شود که بیشتر حالت گلایه دارد زیرا در بیت دوم تلویحاً شاعر می گوید که مننمی توانم دست از میل باطنی خودم که تقرّب به آن سلطان محبوب است بکشم و در بیت سوم با مضمونی زیبا و جمله زیباتر خود را شیفته خال سیاه صورت شاه شجاع جلوه می دهد که داین آن را در نظر خویش مجسم می بیند.
شاعردر ابیات چهارم الی هشتم با شکوه وگلایه از بخت بد خود از محبوب انتظار دارد که شاه شجاع به عهدی که بااو بسته وفادار و پای بند باشد. آنگاه در بین نهم حرف قاطع خود را باز گو می کند و به شاه می گوید با اندک هدیه مرا گول مزن عقاب سفید بلند نظرم ، باشه نیستم که به دنبال صید حقیر و کوچک باشم . چنین مضامینی می رساند که فر ق است بین شاعر مداح قصیده گویی که به بیش وکم خرسند است تا شاعر بلند نظری که قدر خود وکلام خود را می داند ودر مقام اعتراض بر می آید .
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

پدرام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

حسین عزیز
بسیار ممنون و سپاسگذارم . با تعبیر حضرتعالی چقدر این بیت زیبا میشود .
صد درود بر روان پاک چنین شاعر گرانمایه ای

... در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و پنیر » بخش ۴ - قال المولوی المعنوی:

این حکایت عیناً از مثنوی نقل شده، از دفتر چهارم.
البته شیخ بهایی ابیاتی رو اضافه کرده و از بیت
عقل در تن حاکم ایمان بود / که ز بیمش نفس در زندان بود
به بعد سروده خود شیخ بهایی هست.
با احترام

سرمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

دوستان عزیزم،،سلام،،،استفاده ها بردم از مطالب زیبای شما عزیزان،،،هر دو طرف دارای نظریه های جالبی هستند.هم عزیزانی که میگن منظور حافظ از این شعر،شیطانه و هم عزیزانی که فرمودند منظور در مورده مقام پادشاهی انسانه،،ولی مشکل من فراتر از این حرفهاس،،واقعا نیاز به کمک دارم.اونم اینه که شما اول وجود شخص حافظ رو باید اثبات کنین و سپس ثابت کنین این اشعار متعلق به همچین شخصی هستند،،،قدیمی ترین نسخه مکتوب کتاب شعری منسوب به شاعری بنام حافظ،متعلق به سیصد سال پیش هستش،،دوم آرامگاه حافظ بدستور رضا شاه و بر روی قبری که مردم محلی شیراز ادعا میکردند ،آنجا مقبره عارف بزرگی است،ساخته شده است...قرین به نود سال پیش؟!؟!
درماندگی من از دو جهت است،که وقتی در زمان فعلی و با وجود اینهمه تکنولوژی ،یک کتاب در دو نشریه و چاپخانه مجزا ،دچار تفاوتهای کم یا بعضا زیاد میشه،چجوری باور کنم که اولا اشعار حافظ متعلق به ایشون هست و دوما اینکه اصلا دستخوش تغییرات شگرف نشده؟
در مورد کتاب سازی داستان جالبی از یکی از ناشران قدیمی اصفهان شنیدم که میگفت ،یکی از کتابهای آگاتا کریستی رو که ناشری از تهران چاپ کرده بود،برای امضا به نویسنده ارائه کردم،خانم آگا کریستی پس از اطلاع از کتاب ترجمه شده با بهت و حیرت اعلام کرده بود،من نویسنده این کتاب نیستم.این ناشر عزیز اصفهانی که سالها پیش فوت نمودند در ادامه تعریف کردند که پس از شنیدن این مطلب توسط ناشر تهرانی تحقیق بعمل اومد،کاشف بعمل اومد که مترجم با هنرمندی ناب،داستان کوتاه خودش رو با شخصیت سازی به سبک آگاتا کریستی و در قالب داستان خانم مارپل نوشته و برای فروش بیشتر به اسم نویسنده قالب کرده بود.
خب من وقتی میبینم که تو دهه چهل شمسی ،کتاب سازی میشه،چجور مطمئن باشم که برای حافظ که هفتصد سال پیش زندگی میکرده«بفرض صحت»،کتاب سازی نشده باشه؟
یا اینکه در طی این هفتصد سال اشعار ایشان تغییر پیدا نکرده باشه؟

۰۰ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

برای تفسیر این شعر باید شعرای "ایرج میرزا" رو خوند
به به.
.

دکترحامدکمیلی خراسانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

در بیت دوم اگر حروف مقطعه رو به هم بچسبانیم
کلمه ی فرابه در مصرع اول به معنی گشاده رویی و غَلَفَ که عربی هستش به معنی عشق در مصرع دوم بیت دوم مشاهده میشود
معنای بیت دوم به صورت امیانه میشه
با شادابی عشق به دستم بریز

عباس پالاش در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » چند رباعی » شمارهٔ ۴:

بیت دوم مصرع دوم
آئینه کجست و دیده احوال چکنم
احوال نادرست است و احول منظور بوده
دیده احول یعنی چشم احول یا لوچ یا کج‌بین یا دو بین

۱
۳۰۹۵
۳۰۹۶
۳۰۹۷
۳۰۹۸
۳۰۹۹
۵۷۱۶