دکتر امین لو در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
مصرع دوم بیت هفتم به صورت زیر صحیح است.
که دانا ز گفتار او برخورد
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسپندان
نباید به بهانه نجات پلنگ جان گوسپندان را ندیده گرفت.
سعدی کسی نبوده که مانند ما گزافه گوید.میگوید پلنگ و نه پلنگان چرا که یک قلاده آن میتواند گوسپندان بسیاری را نابود کند.
آدم گیر این ابو زغنبود ها بیفتد ولی به این اداره و آن دستگاه نه
محمد رضا جواهرمنش در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:
سلام
شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری پیوستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟
ساسان در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:
شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری بنشستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟
بینام در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۵:
جهان بر براندیش تنگ آوریم
درست :جهان بر بداندیش تنگ آوریم
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
چو من جا افتاد که چو من(ما) بسیارانند.
اینهایی که از دزد دفاع کنند انشاالله که گرفتارش شوند تا بفهمند.قصاص انسانی ترین قانون اسلام است.
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
ه/زا/ر/سا=مفاعلن
ل/پ/سز/مر=فعلاتن
گ/شر/ب/ین=مفاعلن
بو/یی=فعلن
یک روز خورد و خسته از سر کار برگردی و ببینی دار و ندارت پخش و پلا!شناسنامه و دسته چک و مدارک و کتاب و لباس هر یک سویی
.در همه دیر مغان نیست عاشق شیدایی/خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
فردای آن روز از هشت تا چهارده درگیر بانک و گزارش دزدی باشی.
ساعت 14 با سختی یک چیزی بنویسی و همین که میخواهی دکمه ارسال را فشار دهی یک پیامک از حساب بانکی بیاید برق قطع و کامپیوتر خاموش شود.
بیزار بیزارم از کسانی که برای دزد دلسوزی میکنند و بر قصاص خرده میگیرند.
دزد روان آدم را نابود میکند و نه تنها جسم و مال.
محسن_۰۰۸۹ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:
چقدر زیباست این غزل ، چقدر فوق العاده
بیت آخرش رو انگار نه انگار سعدی قرن ها پیش گفته، با توجه به مفهوم پیام که امروزه با توجه به در دسترس بودن گوشی های موبایل، با زندگی روزمره مون گره خورده انگار سعدی همین دیروز این بیت رو گفته؛
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
ن،ن در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:
حسین خان
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
نظر شما را می پسندم با این توضیح که مولوی زردی روی خود را، رستم می بیند که بسیار استوار است ، اما با لعل لب یار شفا میابد ، و لب یار را، زال دستان ، که زردی روی ِ او را می کُشد و محو می کند.
تا نظر دوستان چه باشد.
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:
آن شاخ ها خود را شاخ مجازی نیز می خوانند.
چه نام درست و به جایی!!
sunset در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۵:
به نام خدا
سلام
در مصرع اول از بیت آخر "سد فرسنگ" نوشته شده که با توجه به معنی بیت، ظاهرا باید "صد" نوشته بشود.
شعر خیلی خوبی هست؛ و یک دنیا حسرت عاشق را انتقال می ده.
سورنا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
فروغی سعدی را برای نسل نو و دنیای جدید زنده کرد .
شاید کلمه درست برای شعر آخر بینبویی باشد اا تلفظ این کلمه بسیار دور از ذهن است .
کاری نکنیم مردم از شعر سعدی دور شوند
من شعر را
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی .
صحیح می دانم
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
این عبارت مفهوم قربانی کردن را در خود دارد.
عاشق با مشاهده و ادراک زیبایی چنان مست و شوریده می شود که می خواهد در آن محو و ذوب شود و از دست خودش خلاص شود و سراپا او شود.
مانند اینکه اگر شما خرگوش باشید و خوراک شیر شوید بخشی از وجود شیر خواهید شد. دیگر خرگوش نیستید بلکه شیر هستید. اگر پروانه در آتش رود دیگر پروانه نیست. آتش است. آتش نشانان حادثه پلاسکو آن دم که خود را به آتش سپردند عاشق و مست و شوریده بودند. ضمن این که کسی که در راه زنده نگاه داشتن راستی زیبایی نیکویی جان می سپرد نمی میرد بلکه بخشی از آن راستی و زیبایی و نیکویی ازلی می شود.
تو گویی آن راستی و زیبایی و نیکویی او را بلعیده است.
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:
بانگ هدهد گر بیاموزد فتی
راز هدهد کو و پیغام صبا
گویا از به کار بردن عبارت راز هدهد می خواهد بگوید در هر آفریده ای از جهان رازی «چیزی شبیه ژنوم» یا فراتر وجود دارد که قابل تقلید و تکرار نیست و منحصر به آن موجود است. بانگ هدهد کجا و تقلید آن بانگ کجا!
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب:
سوم باب عشق است و مستی و شور
نه عشقی که بندند بر خود به زور
شگفتا که قرن ها پیش هم از این عشق های الکی مانند عشق های شاخ! های اینستاگرام بود. عشقی که فریاد می زند که آن را بسته اند بر خود به زور!
مولانا نیز الکی و راستین را بربسته و بررسته نام می نهد:
بربسته و بررسته غرقند در این رسته
تا با همگان باشد از عین ابد خنده
***
گر بخواهی ور نخواهی با چراغ
دیده گردد نقش باز و نقش زاغ
ورنه این زاغان دغل افروختند
بانگ بازان سپید آموختند
بانگ هدهد گر بیاموزد فتی
راز هدهد کو و پیغام سبا
بانگ بر رسته ز بر بسته بدان
تاج شاهان را ز تاج هدهدان
بررسته مانند اندامی است که خود به فرمان طبیعت روییده است و بربسته مانند اندام های پروتزی است که طی تقلید ناشیانه ای از طبیعت به خود بسته اند. شاید آن هم روزی به تکامل برسد!
کسی چه می داند؟
علی رحیمی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » منظومهها » چهار خطابه » خطابهٔ دوم:
بیت 12، مصرع دوم بین کلمات فاصله افتاده است، ر از ت جدا شده صحیح باید این باشد: " خشک و تر و ظاهر و باطن بسوخت"
مصرع اول بیت 23 هم به ظاهر باید این باشد:"گر چه ز جور خلفا سوختیم"
بیت 29 هم در مصرع دور ک و ز از هم جدا افتاده: " کز ..."
افشین در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
سلام بر دوستان
چرا پروانه در آتش میرود؟
همایون در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۲:
هر انسان مانند جملهای است که هر بار میخوانی معنی نویی میدهد
هر انسان در هستی نقشی دارد که در شرایط گوناگون این نقش را به صورت دیگری بازی میکند که هستی هرگز کاری تکراری نمی کند و یک کار را دو بار انجام نمی دهد زیرا آن چه که یکتا هست همیشه یکتا باقی میماند و هستی محل حضور یک است
حتی کار یک برگ را در جای خود هیچ چیز دیگری نمی تواند انجام دهد هر چیزی در جای خود یکتا و یگانه است و ناگزیر از اجرای نقشی است که هستی به او میدهد، این راه راز ورزی در هستی است که هستی پر از راز هاست و به دنبال خط خوانی است تا این رازها را بخوند
رضا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
طلعت : روی ،رخسار
معنی بیت: ای معشوق، روشنایی وگیرایی ِ رخسارتو راماه ندارد توازماه نیززیباتری، گل باآن همه لطافت وزیبایی درقیاس با گل روی تو،ازگیاه نیزکمتراست.
عارضش رابه مثل ماهِ فلک نتوان گفت
نسبتِ دوست به هربی سروپا نتوان کرد
گوشه ی ابروی توست منزل جانم
خوشترازاین گوشه پادشاه ندارد
معنی بیت: گوشه ی ابروی دلکش تومنزل آسایش وآرامش جان عاشق من است. باصفاترازگوشه ی ابروی تو، حتّاپادشاه نیزندارد.
عمری گذشت تابه امید اشارتی
چشمی بدان دوگوشه ی ابرونهاده ایم
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد
رخ منوّردوست به آینه تشبیه شده است. شاعربازبانی عاشقانه به معشوق بی تفاوت خویش هشدارمی دهد که هوای عاشقان خودراداشته باشد وگرنه....
معنی بیت: تا چه پیش آید وچه نتیجه ای حاصل گردد ببینیم دودِآه دل عاشق من که ازعشق تودرسوز وگدازاست با آئینه ی رخسارتوچه خواهدکرد. ای محبوب می دانی که آئینه تاب وتحمّل آه ودود دل راندارد وزودکدر وتارمی گردد پس قبل ازاینکه این اتّفاق رخ دهد دل عاشقان خودرابدست آور.
مکن کزسینه ام دودِ جگرسوز
برآید همچودود ازراه روزن
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت
چشم دریده ادب نگاه ندارد
"گل نرگس" درادبیات عاشقانه کنایه ازچشم معشوق است لیکن دراینجا گُستاخی نموده ودربرابرچشم معشوق دست به خودنمایی زده است.
معنی بیت: گستاخی نرگس رانگاه کن که در حضور توجرات شکفتن پیدا کرده است. نرگس عجب بی حیاییست که درمحضرتوادب رامراعات نمی کند.
نرگس طلبد شیوه ی چشم توزهی چشم
مسکین خبرش ازسر ودردیده حیانیست
دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ آشنا نگاه ندارد
معنی بیت: بارها به تجربه به چشم خویش دیده ام که توباآن چشمانِ سیاه وجفاکاری که داری جانبِ حرمتِ هیچیک ازآشنایان وعاشقان رانگاه نمی داری وهمه رامی آزاری.
برآن چشم سیه صدآفرین باد
که درعاشق کشی سحرآفرین است
رَطل گرانم ده ای مُرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد
رَطلِ گران : پیاله وپیمانه ی بزرگ وسنگین
مرید خرابات: ای کسی که ارادتمند خرابات ودست اندرکارمیخانه هستی.
شادی شیخی که: به سلامتی شیخی که
خانقاه: مکان عبادتگاه صوفیان، درقدیم رسم براین بوده که هرکس که دارای موقعیّت های اجتماعی بوده، عدّه ای را دورخودجمع کرده وخانقاهی برپا می نمود واز اینطریق به کسب شهرت و اعتبار ونام می کرد.
خانقاه ندارد: در بند خانقاه ونام ونشان نیست.
معنی بیت: ای کسی که دستی درخرابات(میکده) داری برای من پیمانه ای بزرگ وپُرازشراب بیاور تابسلامتی شیخی بنوشم که دربندِ خانقاه ونام ونشان واعتباراجتماعی نیست.
منم که گوشه ی میخانه خانقاه من است
دعای پیرمغان وردِ صبحگاه من است.
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد دادخواه ندارد
دادخواه: کسی که شکایتی دارد وحق خودرامی طلبد.
معنی بیت: ای دل بی تابی مکن خون بخوروهیچ شِکوه وگلایه مگوی که آن معشوق بسیار دل نازک است و فریادهای شِکوه وگلایه را نمی تواندتحمّل کند.
حافظ اندیشه کن ازنازکی خاطریار
برو ازدرگهش این ناله وفریادببر
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
آستین به خون جگر شستن: خون خوردن و خون گریستن و با آستین خود اشک خونین پاک کردن.
معنی بیت: طریق عشق طریقی شگفت انگیز ومتفاوت است هرکسی نمی تواند دراین طریق گام برداشته ویا دوام بیاورد. بگو به هرکسی که قصد دارد دراین جاده قدم بگذاردوبه سوی سرمنزل مقصود حرکت کند باید خون دلها بخورد وآنقدرخون گریه کند که ناگزیرشود باآستین خود اشک خونین پاک کند وآستین اش باخون شسته شود.
زآستین طبیبان هزارخون بچکد
گرم زتجربه دستی نهندبردل ریش
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد
تطاول: تعدّی وتجاوز، گردنکشی ونافرمانی،دست درازی.
آن سیاه: آن زلف سیاع
معنی بیت: تنها من نیستم که قربانیِ گردنکشی زلف توشده ودل وجانم به یغما رفته است، چه کسی سراغ داری که همانند من قربانی نشده باشد وداغ آن زلف سیاه بردل نداشته باشد؟
ززیرزلف دوتا چون گذرکنی بینی
که ازیمین ویسارت چه بیقرارانند
حافظ اگر سجده ی تو کرد مکن عیب
کافرعشق ای صنم گناه ندارد
معنی بیت:ای معشوق، حافظ اگرتوراسجده کردخُرده مگیر ،هیچ اشکالی ندارد برای کسی که طریق عشق رابرگزیده،ازدین خارج شده وکافر محسوب می شود گناه معنایی ندارد سجده کردن بربُت ازسوی کافرشگفتی ندارد.
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بَر
که دعایی زسرصدق جزآنجا نکنی
سیاوش مرتضوی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شهزاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمیبچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده: