گنجور

حاشیه‌ها

یه بی سواد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:

اینجا همه چقدر منم منم میکنن، ماشالله همه هم ادیبان بی ادبی هستن که فقط خرفهای بیخود و الکی میزنن.
برای نخستین بار پیامهای زیر یه شعر رو در گنجور خوندم، حالم بهم خورد. نمیخواد باسواد باشید، به کم آدم باشید.

سهراب منفردنیا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

با سلام
لطفاً بیت هفتم مصراع اول را تصحیح بفرمایید ، کلمه قبله صحیح است

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
در عمق معنای بیت مطلع این غزل ، یک پیغام و یک پاسخ نهفته و چنین می نماید که حافظ کسی را مخاطب ساخته ودر پاسخ او که شعر تر و نشاط آور در خواست دارد، می فرماید خاطری که افسرده واندوه بار است ونمی تواند شعر شادی آفرین بسراید تا بی دردها با ساز وطرب بخوانند و شادی کنند و بلافاصله اضافه می کند که لُبّ مطلب و علت و سبب را گفتم و همین قدر توضیح کافی است. آیا این استباط صحیح است ؟ ما می دانیم که حافظ در اوایل سلطنت شاه شجاع که روابط فیما بین حسنه بود در مسافرتهای شاه و ردّ وبدل نامه ها، غزلهایی نیز جهت خواندن در مجالس شاه برای او می فرستاده است و بهترین گواه براین مطلب این ابیات است:
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشـتاب هـان که اسب وقبا می فرستم
اما چندی می گذرد و دیگر این شاعر، غزلهای نشاط انگیز برای شاه نمی فرستد و تصوّر بر این است که به نحوی از اواستفسار شده باشد که چرا شعر تر وتازه نشاط آفرین نمی سرایی واو در پاسخ گفته باشد:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
و مفاد ابیات بعدی در این غزل گواه براین است که شاعر به شاه می گوید اگر انگشتری زنهار از تو دریافت کنم و مستظهر به عنایات تو باشم سر بر آسمان می سایم و به دنبال آن در کمال استغنای طبع و به نحوی که علت کدورت فیما بین نیز بازگو شده باشد می فرماید: ای دل از طعنه و گزند حسود غمناک مباش شاید خبر و مصلحت نهایی تو در این نهفته است و این اشاره یی است به آیه 216 سوره بقره : وَعَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَعَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرُّ لَکُم وَاللهُ یَعـلَمُ وَانْتُم لاتَعلَمُونَ . ( چه بسا چیزها که برای شما ناگوار است ولی خیر شما در آن است و چه بسا چیزها که شما دوست داریدو شر وفساد شما درآن است و خدا داناست و شما نمی دانید .) آنگاه شاعر در کمال شهامت بدترین ناسزاها را نثار طرف مقابل کرده و می گوید هر کس از این قلم ایهام ساز من معنای واقعی ایهام آن را درک نکند لاشه حرامی است بی هنر، هر چند که نقاش چین باشد و در این بیت ، عبارت نقشش به حرام طوری انتخاب و جا افتاده است که هم معنای هیکل بی هنر و هم معنای این نقش بر او حرام باد را افاده می کند . این گونه هنر نمایی های حافظ است که کسی را یارای رقابت و برابری با اونیست و سرها را در پیش کلک خیال انگیز او به تعظیم وا می دارد . جالب تر ازهمه درمقطع این غزل پاسخگونه قهر آمیز ، شاعر بار دیگر به شاه شجاع یادآوری می کند که اینطور نیست که من از خصایل وصفات رندی خود دست شسته باشم ، ما همانیم که هستیم وهمان خواهد بود.

حسین،۱ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
این عشوه و دلبربایی تو ، چشم صاحبدلان را به تو معطوف میکند، همه ی مردم به تو چشم دوخته اند.

hasan soltani در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
ای یار تصور نکن اینان که از پس و پیشت نگرانند ادمای کمی هستند بلکه هر کدامشان صاحینظر و اهل بینشند.

آرش ثروتیان در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:

با سلام لطفا در بیت زیر رسر به رسد تصحیح شود:
تا هرچه رسر ز نیش آن نوش
دارم به فریضه تن فراموش
ضمنا پیش از بیت فوق، بیت زیر جا افتاده است:
باقی پدر که ماند از آدم
تا خون پدر خورم زعالم

kr در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

با سلام ضمن تشکر از سرکار خانم شهلا، من به برنامه 686 گنج حضور مراجعه کردم ولی این غزل تفسیر نشده است. این غزل در برنامه 207 گنج حضو ر روخوانی شده ولی تفسیر نشده است. این را فقط محض اطلاع عرض کردم. با سپاس.

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۹:

در بیت 5 روح من درست است .

سید احمد مجاب در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:

شهریارا غزل (نغز) تو قولیست قدیم

سید احمد مجاب در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:

(اصل دل را نبود تفرقه، ای جان بازآ!)

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۳:

مولانا در غزل 858 نیز میفرماید:
سالی دو عید کردن کار عوام باشد / ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید
در مورد مصرع" تا کهن هاش را جدید کنند،همانطور که دوستی در کامنتی نوشته و چنانچه در نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر آمده، کهن هاش درست است (نه کهنه هاش)

کرمانشاهی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۸:

تگل در بیت آخر یعنی دوخت. ما تو کرمانشاه به دوختن لباس پاره یا دوخت زدن میگیم تَقَل زدن

شمس در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۸:

به گمان این کوچک، این غزل زیبا ارادت حضرت مولانا را به حضرت ولی عصر نشان میدهد. به خصوص بیت اول که به صراحت به آن اشاره شده است.
سپاس از سایت گنجور

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۶:

غزل شماره 800 . 836 و 838 با اندکی اختلاف مشابه هم هستند

رضا شکیبا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

احسنت محسن جان.
بر دانش سرشارت و استدلال محکمت باید رشک برد. وجود چون تویی با این حجم دانش باعث افتخار ایران و ایرانیان است. از کدام دانشگاه مدرک گرفته اید این اندازه مستحکم سخن می رانید و سخته حرف می زنید. باید دهانه ای در کره ماه یا دماغه شاخ افریقا را به نام تو کرد. حیا هم چیز خوبیه پروفسور.

شهرام همائی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۷:

در مصراع دوم ، باید اینچنین باشد :
هر چند جفا ، دو دستِ آمال ببست

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

امروز گر از سلطان رندی طلبد توشه/
فردا ز در رندی توشه طلبد سلطان
گر زادره مکه توشه است به هر شهری/
تو زاد مداین بر تحفه ز پی شروان
هر کس برد از مکه سبحه ز گل حمزه/
پس تو زمداین بر تسبیح گل سلمان
این بحر بصیرت بین بی شربت ازو مگذر/
کز شط چنین بحری لب تشنه شدن نتوان
ابیات اخر به نوشته دکتر محمد روشن به این گونه می باشد

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
رشته مبارزه مخالفان و قشریون، با حافظ که دارای انگیزه ظاهری صیانت از شریعت وباطنی بر پایه رقابتهای سیاسی و دسته بندیهای محلی استوار داشت ، سر دراز دارد بطوری که که سهم اعظم دوره حکومت شاه شجاع را در می گیرد وبه همین دلیل در اکثر غزلیات این دوره شاعر ایهاماتی مبنی بر گلایه حافظ از رقیبان و بی اعتنایی شاه شجاع استنباط می شود .
شاعر در مطلع غزل، خلوت با یار را در حالی دلپذیر می داند که یار با او موافق وهمدل باشد نه اینکه او مانند شمع بسوزد و محبوبش در انجمن به رقیبان روی خوش نشان دهد. در بطن تشبیهی که حافظ در این بیت به عمل آورده این مفهوم اسنتباط می شود که حافظ می خواهد بگوید که شمع دو صفت دارد یکی میسوزد و خود را فدامی کند دیگری اینکه به مجلس نور می بخشد و فیض می رساند اگر قرار باشد که سوختن و نابود شدن شمع بر عهده من باشد و نوربخشی به انجمن سهم رقیبان من باشد.دیگر در این خلوت یار با یار هیچگونه لذتی متصور نیست و منطوق کلام او این است که درباره شاه شجاع به نحوی در آمده که من شمع سوزان آن شده ام و رقیبان بهر بهرداری از آن مجلس می کنند و یار هم که شاه شجاع باشد یار من نیست؟
این نکته را باید توجه داشت که کنایه گفتن و گلایه کردن واعتراض به شاه وقت را نمی شود صریح و بی پرده تر از این بیان کرد و بیان حافظ در واقع شاهکار ایهام و اشاره است ونباید اکنون که قرنها از آن زمان گذشته این ایهامات را توجیهاتی متکی به خیال وپندار تصور کنیم بلکه با دقت در بیان شعری حافظ به میزان مهارت وشجاعت ذاتی او بپردازیم.
شاعر دربیت دوم حالت اعتراض خود را با بیانی دیگر تقویت می کند و می گوید من برای این شاه و درباری که هر روز یک اهریمن ( مخالفین اصولی حافظ) در آن صاحب نفوذ است ، پشیزی ارزش قائل نیستم. و بلاخره شاعر از اینکه در شیراز طوطی از زغن کم ارزشتر شده نفرین کرده می گوید ای مرغ همای سعادت که سایه ات بر سر هرکس باشد شاه می شود سایه ات را از این شهر و دیار برگیر که اینجا طوطی شکر شکنی چون من از زاغ و زغن بی ارزشتر است و این نفرین بزرگی است به شاه شجاع اما اگر به دیده انصاف بنگریم چه کسی دیگر چون حافظ قادر است این سقمونیای تلخ کلام را چنین با چاشنی تعبیر متحول کرده و تلخی آن را بپوشاند به نحوی که عامه مردم جنبه ظاهری معنای کلام را پذیرا شده و از آن لذّت ببرند.شاعر گویی برای مردمان قرون واعصار بعد در این باره سخنی دارد و برای آنکه مردم پی به میزان گرفتاری بزرگ او ببرند بیت پنجم این غزل را می آفریند و می گوید هر انسان بصیری می تواند( در هر عصر وزمان ) از سوزی که در سخنان من نهفته است پی به مکنونات قلبی من ببرد. بلاخره شاعر برای انکه از شاه شجاع در آخر سر دلجویی کرده باشد در مقطع کلام خود می افزاید که اگر حافظ باده زبان با درشتی و وتهوّر گله مند از اوضاع است در پیش تو غنچه وار مُهر بر دهان می زند . حقیقتاً مهارت شاعر بزرگ ایران در تنظیم این تابلوهای سیاسی که به نام غزل شهرت یافته اند تحسین بر انگیز است.

م حاتمی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:

در نظر سبکتکین عیب ایاز میکنی
سبکتکین که خود بواسطه لیاقت و استعداد ذاتی از بردگی و غلامی در در در دربار الپتگین به امیری رسیده بود ، خود به ایاز که مهتر و خدمتکار دربار وی بود ، به لحاظ لیاقت و کاردانی او علاقه خاص داشت و او رابه مناصب بالای لشکری و کشوری گماشت. واین مصرع اشاره به عیبگویی بیهوده و نابجا از کسی که خود سرشت و سرنوشتی همچون سبکتکین داشته ، در حضور سبکتکین میکند . که در نظر سبکتکین نه تنهاخوشایند نیست ، که آزار دهنده نیز هست.

احسان بهزادنژاد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۸:

فکر می کنم بیت آخر اینطوری معنی بشود:
چه بسا که وقتی کار یا صحبت یا بهانه ی مصاحبت تمام می شد، دوباره نقصانی یا بهانه ای پیش می کشیدم تا آن صنم نگوید که: وقت دیدار تمام شد

۱
۳۰۲۷
۳۰۲۸
۳۰۲۹
۳۰۳۰
۳۰۳۱
۵۷۱۹