گنجور

حاشیه‌ها

حسین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۶:

سید علی عزیز
در مصراع چهارم «می نوش» فعل امر تأکیدی است یعنی به خوشدلی بنوش نه «می» به معنی شراب
پاینده باشید

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۷:

در مصرع دوم بیت سوم شود به جای بود درست است . (مطابق چاپ قهرمان )

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۳:

در بیت دوم مردم دون صحیح است .

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
این غزل همانطور که ابیات الحاقی آن به آن گواهی می دهد ، برای سلطان اویس انتخاب و ارسال شده است، لیکن برخلاف نظریه آنهایی که عقیده دارند این غزل در پاسخ دعوتنامه سلطان اویس سروده شده ، باید گفت که فرق است بین غزلی که اراده تامه ، برای موضوع و شخص معینی سروده شده باشد با غزلی که قبلاً با انگیزه دیگری سروده شده و با الحاق چند بیت به آن در زمان دیگری ، برای شخصیتی ارسال شود.
روی سخن در غزل بالا به هیچ وجه با سلطان اویس نیست . این غزل از یازده بیت تشکیل شده که هفت بیت اولیه غزلی است مستقل و چهار بیت پایانی آن را شاعر به هنگامی که مایل بوده است تا پاسخی به دعوت نامه سلطان اویس بدهد ، به آن ضمیمه کرده و برای او ارسال نموده است .
بنابراین در اینجا سه مطلب بایستی مورد شرح قرار گیرد:
1- شأن نزول این غزل مستقل اولیه و منظور شاعر از سرودن آن .
2- نظر شاعر درباره سلطان اویس و دعو ت او ومفهوم واقعی سه بیت الحاقی .
3- سخنی درباره بیتی که شاعر تخلص خود را در آن آورده است .
*
1- دقت در معانی هفت بیت اولیه این غزل و مقایسه برداشت کلام با مفاهیم مشابه و مکرّری که با همین مضامین در غزلهای دیگر سروده شده ما را به این نتیجه می رساند که شاعر ، این غزل را در دفاع از نظریه و برداشت خود از نحوه زندگی و آنچه را که زیر نامِ فلسفه زندگانی هرکس می توان نام برد ، سروده و روی سخنش با رقیبان و مخالفین اصولی خود ناصحینِ متشرّع بوده و به منظور مقابله با آنها نظرّیات خود را به نحوی به زیور کلام و تشبیهات آراسته که در قالب طنز ، برداشت شخصی خود را از مفهوم و تفسیر آیاتی چند از قر ان کریم نیز بازگو کرده باشد ، امری که همیشه مورد مخالفت متشرعین صاحب نفوذ وقت ، و سر منشاء مقابله آنها با حافظ بوده است.
حافظ از آنجا که استاد ایهام و طنز در این دو هنر ، کار پردازی بی نظیر است . ، بعضی از مضامین خود را به نحوی بازگو می کند. و با کلمات آرایش می دهد. که طرف مخالف بلافاصله ذهنش متوّجه آیه یی از آیات قرآن شده و منظور حافظ را در می یابد ، منظوری که چندان موافق با برداشت اصولی طرف مخالف نیست و این هنر شاعر در مجالس خواصّ اهل شریعت برای حافظ در دسرمی آفریده است .
برای توضیح بیشتر می پردازیم به شرح ایهامات و کنایاتی که مسلماً از روی قصد و در قالب طنز در این غزل به کار گرفته شده است :
شاعر مطلع غزل را با آمدن گل در اوّل بهار شروع کرده و بر ساغر کشیدن و شراب نوشیدن تأکید دارد . شاید در بدو امر ، خواننده امروزی آن را امری طبیعی قلمداد کند اما برای شاعری که متّهم شاعر به تجاهر به فسق و اِبا حَهِ شراب و منکرات شده و مخالفین کمر بسته مواظب در مقابل خود دارد اگر شروع غزلی باز دم از باده و ساده بزند ، این اقوی دلیلی بر استقامت و پافشاری بر عقیده و مبارزه جویی او است .
شاعر در بیت دوم و در مصراع دوم صحبت از گوهر وصدف می کند که اینهم به ظاهر امری طبیعی است اما ایهام مورد نظر شاعر ، آیه 24 سوره طور و آیه 22 سوره واقعه است که به ترتیب : وَ یَطُوفُ عَِلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤمَکنُون . (وگرداگرد آنها می گردند غلامانی که مال آنهاست و به مانند مروارید در صدف اند . ) وَ حُورٌعَینٌ کَاَمثالِ اللُّؤلُؤءِ المَکنُونِ . و ( حوران سیاه چشم چون امثال مرواریدی که در صدف نگاشته شده اند.) و ما می دانیم که در سورة طور خداوند متعال با سوگند های مکرّر در تأکیدعذاب گناهکاران تأکید دارد و همانطور که ذات احدیّتش مبشّر و منذر است پس از آن به پرهیزکاران وعدهای بهشتی می دهد. که آیه 24 یاد شده یکی از آنهاست . همینطور در سوره واقعه خداوند متعال از واقع قیامت و اهل بهشت سخن می گوید و مزایای اوُلئِکَ المُقَرّبون را بر می شمارد که آیه 22 آن سوره را برای آنها : جَزاءً بُما کانوُایَعمَلون می داند و هر دو این سوره ها در سفارش به تقوی و اطاعت از دستورات شرع این دنیاست تا به بنده مؤمن در آخرت این نعمتها ارزانی شود، اما حافظ در بیت دوم غزل خود در مقام مقابله با مفاد آیات سخن گفته و می گوید :
زمان خوشدلی دریاب دُریاب که دائم در صدف گوهر نباشد
یعنی بالصّراحه می گوید نقد امروز را به نسیه به فردا مده و در جای دیگر معلوم نیست که این گوهر ها در صدف باشد یا نباشد!
ملاحظه کنید که این گونه سخن گفتنها در پرده ایهام که هنوز پس از 700 سال اکثر خوانندگان پی به عمق نظرّیه شاعر نمیبرند تا چه حدی به زیبایی ماهرانه در لفافه ایهام پیچیده شده است ! امّا این دلیل نمی شود که از چشم خواصّ ، مخصوصاًمشایخ شریعت زمان حافظ که چهار چشمی مواظب اعمال و اقوال او هستند دور بماند .
شاعر در بیت سوم باز مطلب وقت را غنیمت دان که سکّوی عقیدتی اوست، را تکرار و مردم را به باده نوشی دعوت می کند که در واقع پافشاری بر عقیده و مقابله بیشتر با مخالفین خود است و در بیت چهارم مفاد مضمون : اگر شراب خوری جرعه یی فشان بر خاک را به صورتی دیگر صورتی دیگر توصیه و مستحقان بی پول ( منظور شاعر ، خود اوست ) را اولی تر می شمارد و در سه بیت 5، 6 و 7 سخن به صراحت کشیده شده در پوشش نازکی از تعابیر عرفانی ، به شیخ توصیه می کند که بی جهت به امیدشراب کوثر منشین و اگر شراب می خواهی بیا و از خمخانه ما نوش کن ودست از این محتویات کتابهای شرع بردار که بو سیله آنهایی پی به واقعیت امر نمی بری و بایستی از راه عشق و عرفان یعنی راهی که من انتخاب کرده ام بروی. به عبارت دیگر اگر می خواهی همدرس من بشوی همان کن که من می کنم و می گویم و از من بشنو (و دل در شاهدی بند که حسنش بسته به زیور نباشد) و اینجاست که باز شاعر یک مطلب اصولی را تفهیم متشرّع می کند و به او می فهماند که عقیده یی را بپذیر که طبیعت فهم بشری آن را قبول کند نه عقیده یی که با هزار گونه زیور تشبیهات و امثله و تشویقات و تنذیرات چشم و گوش فطرت تو را بسته به وعد ه دل خوش دارد . این بود شرح غزل هفت بیتی که شاعر در همان حول وحوش دعوت سلطان اویس سروده بوده و با رسیدن دعوتنامه ، از ان سود جسته و با اضافه کردن سه بیت برآن برای او ارسال داشته است امّا :
1 – نظر حافظ در باره دعوت سلطان اویس و سه بیت الحاقی به غزل ، باید گفت که به قول خود حافظ که می فرماید: ( غالباً اینقدرم عقل و کفایت باشد ) به دو دلیل او هر گز از دربار شاه شجاع ، به سوی سلطان اویس نمی رفته ، یکی اینکه استقرار و استمرار حکومت شاه شجاع را علانیه می دیده و دیگر آنکه در دربار سلطان اویس ،سلمان ساوجی از مدتها قبل جاخوش کرده و مقرب السلطان بوده است.حافظ فراموش نکرده که سلمان چون به فراست دریافت که نوجوانی به نام حافظ عنقریب گوی سبقت را از او بر می دارد با انگیزه حسادت بر اشعار حافظ ایراد می گرفته بنابراین رو به چنین درگاهی نمی کند. به همین دلیل در بیت هشتم که بیت تلفیقی به منظور ارتباط یک غزل از پیش سروده شده با ضمیمه بعدی است می فرماید خدایا کاری کن که برای من دردسر تازه ای آفریده نشود و منظورش این است که با رفتن به دربار سلطان اویس دشمنی علانیه شاه شجاع را برای خود نَخَرد.
3- شاعر از آنجایی که که می داند خواهی نخواهی این غزل به دست سلمان خواهد رسید پس از سرودن دو بیت نهم ودهم وتعریف وتمجید از سلطان اویس که آنهم دارای ایهامی است و با اینکه اورا دعوت کرده حافظ می خواهد به او بفهماند که تو برای این دلسوزی نمی کنی و مسائل رقابتی بین دو دربار تو و شاه شجاع است که میخواهی از آن بهره برداری کنی ، در آخر سر در مقطع کلام و بدون هیچ تهمیدی سلمان را به بی ذوقی و بی سلیقگی متهم می کند که این اتهام می تواند درباره اظهار نظرهای قبلی این شاعر درباره اشعار حافظ به جا و به مورد هم باشد و در این مورد قبلاً هم حافظ پاسخ دندان شکنی به او داده است ( صفحه 706 شرح ابیات غزل 119 این دفتر ).

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۶:

در این جا در مصرع اول طرب به معنی شادی است
جمع این رباعی از 8787

محسن در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

شاه نعمت‌الله ولی جان
واقعاً که شاهکار کاشتی با این زورکی شعر گفتنت
کار هر کس نیست نظمی ساختن
باش در کارِ کلافی بافتن

فرشید برزگر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

کلمه‌ی "نانه" در سطر اول یادداشت قبلی من، اشتباه تایپی است. عذرخواهی می‌کنم

فرشید برزگر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

قطعا متن این نامه غزل مخدوش است و ایرادات عجیب وزنی دارد و از قافیه هم خبری نیست!!
مسوولین محترم گنجور گویا حتی یک‌بار روخوانی هم نکرده‌اند

امیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکام:

در مصرع دوم بیت اول کلمه "ازبن" اشتباه چاپی است و "ازین" صحیح است

مسعود عیسوی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

تا جایی که به خاطر دارم در کتاب ادبیات پنج استاد آمده بود که:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
بهر طلب طعمه پر و بال بیاراست
از راستی بال منی کرد و همی‌ گفت
کامروز همه ملک جهان زیر پر ماست
بر اوج چه پرواز کنم از نظر تیز
بینم سر مویی اگر اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
چون من که تواند که پرد در همه عالم
از کرکس و از ققنُس و سیمرغ که عنقاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
(از بخت بد انداخت تیری بر او راست)
بر بال عقاب آمد آن تیر جگر سوز
از عالم علویش به سفلیش فرو کاست
بیچاره طپان گشت و افتاد چو ماهی
وانگه نظر خویش گشاد از چپ و از راست
اینش عجب آمد که ز چرمی و ز آهن
این تندی و این تیزی پرش ز کجا خاست
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که برماست.

۸ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

آورده اند که استاد نامبرده چون دهان به ارتکاب آواز می گشایند دیده بر هم می نهند.
ازین رو هواداران جملگی بر آین باورند که حضرتشان دهان مبارک بسته چشم و گوش بر واقعیت گشوده دارند.
وعهده علی الراوی

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۸:

در مصرع اول چنانچه در نسخه فروزانفر هم آمده "بحرم" به معنی دریا درست است. چنانچه هم در معنی هم وزن، بحرم درست مینماید؛ نه آنطور که در نسخه ی گنجور آمده: به حرم.
بحرم بخود کشید مرا و آشنا ببرد=دریا مرا به خود کشید و آشنا نیز به معنی شنا است.

Karma Fr در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:

منظور شاعر «عشق حضرت دوست» است و گرنه این عشقهای زمینی، طیفی هستند از فرمایشات نفس اماره!

سپیدار در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

تا سلیمان به جهان
مُهرِ هوایت ننمود
بر سر اوج هوا
تخت سلیمان ننشست

امیرمحمد صمدیان در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

به راستی که حضرت حافظ به زیبایی خودشون رو تعریف کردن و از دست هیچ کس همچین تعبیر لطیفی برنمیاد:
به این شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم
که سرتا پای حافظ را چرا در زر نمیگیرد
اوایل فکر میکردم بعضی از اشعار ایشون زیبان،به مرور زمان دیدم وقتی فهمت از شعر بالا میره از تمام اشعارش لذت میبری
حالا هر شعرش برام یه کتاب حرفه...

فرزاد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

سپاس سپاس سپاس از همتون خیلی خوبه که انسانهایی مثل شما نفس میکشن و افتخاره منه ایرانی هستید همگی انقدر دقیق انقدر عمیق سپاس سپاس سپاس. این اهنگ یک شاهکار در موسیقیه ایرانه زنده باد استاد نامجو . این شعر یک معجزس در ادبیات فارسی سپاس از همگی

آرمان تولایی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:

خورشید به گل نهفت می‌نتوانم:
نمی توانم خورشید حقیقت را با گِل خرافات بپوشانم
و اسرار زمانه گفت می‌نتوانم:
اما از طرف دیگر چون واقعیت های هستی با اعتقادات مذهبی حاکم بر جامعه تناقض دارند ، نمی توانم واقعیت ها را برای مردم بازگو کنم و این واقعیت ها باید مانند یک راز نزد من باقی بمانند.
از بحر تفکرم برآورد خرد:
با تفکر کردن فراوان و به کمک عقل و خرد
دری که ز بیم سفت می‌نتوانم:
به گوهر گران بهای حقیقت رسیدم که متاسفانه به دلیل ترس از فشار های جامعه مذهبی ، نمی توانم آنگونه که شایسته است تفکراتم را ارائه کنم.

حسام در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴:

اینکه مولوی از روی دست بوسعید تقلّب نوشته، به فرض آن است که این رباعی در دیوان هر دو درست نقل شده باشد. امکان دارد رباعی از بوسعید نباشد و به دیوان او راه یافته باشد. امکان دارد از مولوی هم نباشد. امکان دارد از بوسعید باشد و اشتباهی در دیوان مولوی آمده باشد، مثلاً چون مولوی آن را خوانده باشد و اطرافیان فکر کرده باشند سروده‌ی او است یا امکانات دیگر. آن زمان شاعرها مثل امروز خودشان کتاب شعرشان را تنظیم نمی‌کرده‌اند.

شاعری خسته در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:

دوستان،
خواندن این پست از سایت هاف پست یا همان سایت هافینگتن پست خالی از لطف نیست، به تمامی حاشه ها پایان میدهد!
پیوند به وبگاه بیرونی

کامیار در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

مجمع اگر نسشتم و .....
نه مجموع ......

۱
۳۰۲۶
۳۰۲۷
۳۰۲۸
۳۰۲۹
۳۰۳۰
۵۷۱۹