گنجور

حاشیه‌ها

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:

بهار و گل طرب‌انگیز گشت و ...

زیبایی شادی افزا و طرب آور است

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور ...

زیبایی خلاقیت را تقویت میکند

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس ...

زیبایی پناه روح و روان آدمی است

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

گل عزیز است غنیمت شِمُریدَش ...

 با زیبایی باید مانوس بود

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم ...

عالم محصول زیبایی و عشق است

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان ...

زیبایی همه جا هست

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ ...

به دنبال زیبایی برو

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

از زبانِ سوسنِ آزاده‌ام آمد ...

زیبایی با آدمی حرفها دارد

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

شیراز و آبِ رکنی و این بادِ ...

زیبایی مظاهر گوناگون دارد

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

مست بگذشتی و از خلوتیانِ ...

تماشا پیوندی است با زیبایی

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

راه دل عشّاق زد آن چشم خماری ...

زیبایی بیرحم است!

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

گفت حافظ آشنایان در مقامِ ...

زیبایی مایه حیرت است

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

چون چشمِ تو دل می‌برد از گوشه ...

از زیبایی گریز و گزیری نیست

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

نَه مَن بر آن گُلِ عارِض، ...

ارتباط با زیبایی ذوق و طبع آدمی را شکوفا می‌کند

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:

ز زهدِ خشک ملولم‌، کجاست ...

دوری از زیبایی ها روح انسان را ملول و افسرده میکند

 

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:

به دورِ لاله دماغِ مرا عِلاج ...

زیبایی و پیوند با آن درمان روح آدمی است.

 

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

در نمازم خَمِ ابرویِ تو با ...

نماز برای عارف عبادتی خشک،بی‌روح و از سر تکلیف نیست بلکه پیوندی است روحی با زیبایی بی نهایت

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۷ - حکایت درویش صاحب‌نظر و بقراط حکیم:

چرا طفل یک روزه هوشش نبرد؟ که ...

چرا طفل یک روزه هوشش نبرد

چرا یک گل،یک گربه،چهره یک کودک یا یک کلاغ هوش ما را نمی‌برد؟

شاید نگاه ما دچار عادت و روزمرگی شده است و یکی از ویژگیهای زیست عرفانی آنست که انسان نگاهی نو و زیبایی شناسانه به هر پدیده داشته باشد

در واقع هر انسانی باید زیست عارفانه داشته و چنین نگاه یا زیستی را در خود تقویت کند

عرفان در برابر زهد خشک موضع میگیرد زیرا زهد خشک زیبایی نگری و زیبایی شناسی ندارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲
 
فِشاند محمِلِ نازَت، گلِ چه رنگ به صحرا
که گَرد می‌کند، آیینهٔ فرنگ به صحرا

به خاک هم چه خیال است، دامنَت دهم از کف
چو خاربُن، سَرِ مجنون زده‌ست چنگ به‌ صحرا

کجا ست شورِ جنونی، که من ز وجدِ رهایی
چو گِردباد، به یک پا زنم شلنگ به صحرا

ز جرأتّ نفسَم، برق تازِ عرصهٔ امکان
رسانده‌ام تکِ آهو، ز پایِ لنگ به صحرا

ز سعیِ طالعِ ناساز، اگر رسَم به کمالی
همان پلنگ به دریای ام و نهنگ به صحرا

فزود ریگِ روان، دستگاهِ عشرتِ مجنون
یکی هزار شد اکنون، حسابِ سنگ به صحرا

کدورتِ دلِ خون‌بسته، هیچ چاره ندارد
نشسته‌ایم چو نافِ غزاله، تنگ به صحرا

تو فکرِ حاصلِ خود کن، که خلقِ سوخته‌ خرمن
فتاده است پراکنده، چون کلنگ به صحرا

در این جنون‌کَده، منعِ فضولی‌ات نتوان کرد
هوس به طبعِ تو خودرو ست، همچو بنگ به صحرا

مباش غَرّهٔ نَشو و نمایِ فرصتِ هستی
خَرامِ سیل کند تا کجا درنگ به صحرا

زهی، به دامنِ ما موجِ این محیط چه بندد؟
گذشته‌ایم پَرافشان‌تر از خدنگ به صحرا

به عالمِ دگر افتاد، گَردِ وحشتِ بیدل
نساخت مشربِ مجنونِ ما ز ننگ به صحرا

استاد میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۷ - حکایت درویش صاحب‌نظر و بقراط حکیم:

محقق همان بیند اندر ابل که در خوبرویان چین و چگل

آیا مردم در خلقت شتر نمی‌نگرند که چگونه (به انواع حکمت و منفعت برای بشر) خلق شده است؟

آیه 88 سوره غاشیه

ببینید سعدی در این بیت چقدر عالی به این آیه از قرآن اشاره کرده است!

وقتی جان و روح و زبان کسی با قرآن پیوند خورده باشد می‌تواند چنین بازتابی از آیات را در زبان و سخن خود ارائه دهد

وقتی شاعر و سخنور ذخیره قرآنی و عرفانی و زیست زیبایی شناسانه داشته باشد خروجی سخنش چنین میشود

۱
…
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
…
۵۸۴۹