گنجور

حاشیه‌ها

 

بیت ۲۱
گویی ز زر پخته همی پوستذبفکند
ثعبان سیم پیکر پیروزه استخوان

سعید اسکندری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ شمارهٔ ۴۶


درما فکنده دانهٔ از مهر خویشتن ….
بله . در شما فکنده .چون اگر غیر از این بود اینقد با شعرات هال نمیکردم . و البته شما هم با این کلماتت یه همچین بلایی سر من آوردی
صد البته مست پاک طینت نیستم اما بدون شک ، تو قلب من جا داری

مهدی در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


پس از مرگ جامی دست نوشته ای از او پیدا شد که این سروده در آن نوشته شده بود:
ای مغ بچه از مهر بده جام می ام
کآمد ز نزاع سنی و شیعه قی ام
گویند که جامیا چه مذهب داری
سد شکر که .. سنی و .. شیعه نی ام

ناصر در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


سیدمحمد جان
شما نیز مانند دیگران ، دیگران را محکوم میکنید که چرا بر دین شما باور ندارند ، از فردوسی ، نظامی و جامی یاد میکنم که در جواب شما با دین سرو کاری ندارند، اگر هم جایی شعری از ایشان دیدید که اشاره ای به دین دارند ، یا از روی اجبار و ترس بوده یا الحاقی ست،
از جامی ست:

ناصر در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


این رباعی مثال مشهوری است در کتب فنون بلاغت برای تشبیه مقلوب

سعید اسکندری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ شمارهٔ ۳۸


به صد جان ارزد آن رغبت که جانان
نخواهم گوید و خواهد به صد جان!!…

هاها!

بیگانه در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او


یاد آور مستزاد معروف منسوب به مولانا است: هر لحظه به شکلی بت عیار در آمد.

سعید اسکندری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ شمارهٔ ۷۷


بیت ۱۹مصراع اول ز بد خویی تو نگارا درست است.

سعید اسکندری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ شمارهٔ ۶۶


بیت ۱۵ مصراع دوم ار به من نگری درست است.

سعید اسکندری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ شمارهٔ ۶۶


با سلام خدمت دوستان در خصوص بیت
در بیان این سه ، کم جنبان لبت
از ذهاب وَز ذهب وَز مذهبت
منظور حضرت مولانا از ذهاب سیر وسلوک و ذهب طلاو گنج حضور قلبی و مذهب تفکر و اندیشه است که باید در دل باشد نه بر زبان

غلامرضا گوهری در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را


به نظرمیادبرخی برای توجیه طرزفکرخوددوست دارنددیگران راهم باخودهمراه کنندوتفسیروتحلیلهای پیش پاافتاده وسطحی ازاشعاربزرگان ازجمله خیام ارائه میدهندمن پیشنهادمیدم که این قبیل دوستان درروش خودتجدیدنظرکنندخودشان هرطورکه میخواهندبیندیشندوعمل کننداماحداقل یه احتمال هم بدندکه قضیه خداوهدفمندبودن جهان وحاکمیت حساب وکتاب برعالم ممکن است صحت داشته باشدوهمینطوریله ورهاهرچیزی رانگویندوننویسندوبرای آثارخوددلیل ومدرک عقلانی داشته باشندچراکه بدیهی است گفتار ونوشتارما آثارمثبت ومنفی فراوانی درپی دارددراینصورت مامسئول این آثاروعوارض خواهیم بود اماآنچه به نظرم می آیددرارتباط بااشعارخیام : ۱- به گواهی بسیاری ازبزرگان درصدزیادی ازاین اشعارازخیام نیست ودراین قرون متمادی چه بسا افرادی باهرفکروسلیقه ای به تقلیدازخیام اشعاری سروده وبه تدریج این اشعارجزء اشعارخیام شده است۲- خیام یک آدم معمولی وکم سوادنبوده بلکه ایشان یک عالم ترازاول دین بوده است که درزمینه دین وفلسفه صاحب نظربوده است ۳- ازویژگیهای شعراین است که ازعنصرتخیل برخوردارباشد وهرچقدرازصنایع ادبی برخوردارترباشدشعرترونیرومندتراست اینکه شعری عمق نداشته باشه وباخواندن ان بدون تجزیه تحلیل به مفهوم آن برسی این شعرنیست بلکه نوعی نظم است وخیلی بهاندارد ۴- من ازدوستانی که اینهمه منفی می بافندودین راتخطئه میکنندوشک وشبهه به ذهنها وارد میکنند یک سوال دارم ازشعرای بنام ماچه کسی رامی شناسیدکه بدون برخورداری وبهره مندی ازقرآن وحدیث ومعارف اسلامی ودینی بجایی رسیده باشندوکلام وسخنی ماندگارازخودبه یادگارگذاشته باشند؟ اگرمیشاسیدمعرفی کنیدتمام کسانیکه هویت ایران ماراتشکیل داده اندومابه آنان افتخارمیکنیم همه ازبرکت قرآن ومعارف دینی بوده است ورشد وتعالی خودرامدیون دین ودین ورزی وخداباوری وسیروسلوک معنوی بوده اند۵- آیا ازانسان های بزرگی این چنین بااین جایگاههای رفیع بعیدنیست که آنطورکه شمامی گوییدچنین حرفهای سخیف وسطحی وبدورازشئون بلندپایه خودبه زبان بیاورند؟ اطاله ندهم امیدوارم همه دوستان مسئولانه بیندیشندبگویندوبنویسند چراکه گوش وچشم ودل ودست وپای ما همه مسئول وپاسخگویی آثارخودهستند

سیدمحمد در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


استاد شجریان هم در آلبوم بهار دلکش اینو خوندن

یونس در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۷


با سلام دوستان
اولاً لطف کنید از وزن های شعر کمتر صحبت بشه چون که وزن شعر فرع و معنا و درک معنای شعر اصل هستش اینو بهش دقت داشته با شیم تا دیگر دوستان چون بنده نیز از فهم و درک شعر بهره ببریم
دوم در جواب اون دوستی که شرح این بیت
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
خرقه از سر برکشیدم اینهمه تزویر را
رو خواسته بودند به نظر بنده اینجا حضرت سعدی میگه که ادمی که فقط برچسب و لیبل پارسایان و زاهدان رو به خود زده و زیاد عبادت و راز ونیاز میکنه اما از همه ی این عبادت ها قصد و منظوری دیگر دارد مانند جلب نظر رئس اداره جلب نظر همکار جلب نظر دختر یا بر عکس جلب نظر پسر یا برای رسیدن به پست و مقام و …. به عبارتی دیگر هدف عبادتش معشوق و خدا نیست بلکه برای غیر خدا و معشوق هست سعدی که خودش ادم زاهدی بوده با دیدن این سوء استفاده ها و نیرنگ بازی ها یی که این گونه افراد داشته اند ناراحت میشه و برای این که صف خودش رو از این گونه افراد سوء استفاده گر جداا کنه (معنای ظاهری)اون لباسی که زاهدان می پشیدن که خود سعدی نیز از زاهدان بوده از تن بیرون میکنه اما (معنای باطنی)یعنی این که افکار و منش های نیرنگی رو از درون خود (سعدی)پاک کند و عبادتش فقط برای جلب توجه خدا باشد
دوستان نظر بدن نسبت به این شرح

سعید اکبری نجف ابادی (فارس) در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ غزل ۱۰


درود بر ادب دوستان.
پاسخی‌ست به مهدی بزرگوار که درباره‌ی “هر چه در فهم تو آید همان بود مفهوم تو” پرسش کردن.
به راستی که این مصرع بسیار تفاسیر در خود گنجانیده. من نیز با برداشتی که از این مصرع داشتم، شما را از آن می‌آگاهانم.
یعنی هر برداشتی که شما از رخدادها و جُستارهای پیرامون‌تون دارید، اون مفهوم شما را می‌رسانه، این که تا به چه اندازه درک و خرد و قدرت تحلیل بر زندگی دارید، باورها و اندیشه‌های شما را مشخص میکنه.
من میگم مثبت اندیش باشی بسیار خوبه. شخصیت شما را مشخص میکنه.
امیدوارم که این برداشت مورد پذیرش دوستداران ادب و ادبیات قرار گرفته باشه.
کامیاب باشید. بدرود.

میثم سعدی در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۳:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۱


در باب مسئله هوله و سوله
در زبان گیلکی به سوراخ (خوله) میگویند

مهدی در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۳:۳۸ دربارهٔ بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت


حکایت مست خرمن سوز باب نهم بوستان سعدی

صدف در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰:۳۰ دربارهٔ حکایت مست خرمن سوز


به به!… واااقعا به به…! عالی…

بیگانه در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ گفتار اندر فضیلت خاموشی


روی بر خاکِ عجز می ‌گویم
هر سحرگه که باد می ‌آید:

ای که هرگز فرامشت نکنم
هیچت از بنده یاد می‌ آید؟…

بیگانه در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳


و یه چیز دیگه بیت اخر میگه ز زلفت دل طلب کردم بعد میگه “گفتا” نمیدونم شاید این هم “گفتی”درست تر باشه

امیرعباس در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۳


سلامت بیت سه به نظرم بین “بر” و “و” نباید فاصله باشه “برو” هست فکر کنم

امیرعباس در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۳


[صفحهٔ اول] … [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] … [صفحهٔ آخر]