گنجور

حاشیه‌ها

 

حاشیه نویسان همانا به حاشیه خزیده اند

از خداوند و روح بزرگان عرفان بخصوص مولانای کبیر عاجزانه طلب دارم که افکار کودکانه ما را در گهواره دانش خود پرورش دهند

وریا در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۰


مها زورمندی مکن با کهان
که بر یک نمط می‌نماند جهان
واژه نمط عربی معرب واژه نمد فارسی است و در اصل به معنی هر چیزی که روی کجاوه شتر پهن کنند.
پرده و روپوش کجاوه

۱-مینداز در پای کار کسی
۲-که افتد که در پایش افتی بسی
۱=سمبل کاری نکن/سرسری نگیر

7 در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان


در بسیاری از ابیات این مثنوی مثل بیت ۹ کلمه (کجا) معنی (که) میدهد.

حمیدرضا اسماعیلی در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ بسم الله الرحمن الرحیم


لقب معصوم را به ائمه داده اند
ولی به مانای این نیست که ایشان اشتباه نمی کنند
سعدی اینجا اشاره دارد به اینکه همه کس اشتباه می کند چه معصوم و چه غیره ، ضمن آنکه علم مختص به فرد بخصوصی نیست ، و علی با تواضع سخن درست را می پذیرد،
جعلی بودن حدیث را نمی دانم، ولی خوانده ام : ابو حنیفه تنها هفده حدیث را معتبر دانسته است.

حسین،۱ در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او


سلام این شعر توسط عبدالوهاب شهیدی در برنامه گلها “یک شاخه گل ۳۷۸” در مایه‌ی سه گاه خوانده شده.

حمید در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۰


با احترام به دکتر محمدزاده صدیق باید عرض کنم که این کار ایشان را به عنوان یک ترجمه نمیتوانم بپذیرم. ایشان سعی نموده اند ترجمه را به صورت شعر بنویسند و این باعث شده که به خاطر حفظ قافیه و … از کلماتی استفاده کنند که معنای واقعی شعر را نمی رساند. معنی مصرع اول و بیت پنجم را برایتان مینویسم، بقیه اش را خودتان حدس بزنید.
مصرع اول:
“دل شکسته ام را با جام می شادان نمی توان کرد.”
بیت پنجم:
“شمشیر اگر بنوشد خون عالم را ، سیرآبی نمیداند.
تو را از قتل عشاق پشیمان نمی توان کرد.”

سپاسگزار از وقت و توجه شما

جعفر ایری در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


چو نیک بنگرید اینجا نیز علی حق قضاوت را نیک به جای آورده است. برترین قاضی او نیست که همه علوم و فنون از بیولوژی و کامپیوتر و فیزیک و جوش کاری و قنادی و … بداند بل اوست که بر لبه تیغ قضاوت از غرض و مرض به دور باشد و آنچه درونش و عقل سلیم راستی میپذیرد بر زبان آورد هر چند از دید کوته اندیشان به زیان او و وجهه او باشد.
دوستان آنچنان این داستان ها و روایات را با واقعیت تطابق می دهند و سطح انتظارشان از روایات چندان بالاست تو گویی به گفته آقای ملکیان بر سر هر کوی و برزن و در هر انجمنی چندین دوربین و صدا بردار و چندان تصاویر ماهواره ای وجود داشته است!!
به خودمان بیاییم. جریان مربوط به ده ها قرن پیش است. جوهر داستان را بیابیم که توجه ما را به زیبایی و شکوه انعطاف پذیری، بی غرضی، فروتنی، و شهامت اعتراف به علم ناقص بشر معطوف می سازد.
اکنون حتی اگر ویدیویی از یک رویداد را به یک دارنده عقل سلیم نشان دهند می گوید تمام صحنه معلوم نیست، ویدیو بریده بریده است، قبلش چه اتفاقی افتاد، بعد از آن چه شد و و و…
آنگاه می روید و احادیث و روایات مربوط به زمان بی سوادی شبه جزیره عرب را می کاوید و بدانها استناد می کنید؟
در حالی که حتی آنچه بدان استناد می کنید تضاد ماهوی با داستان سعدی ندارد؟!
در حالی که نه آن راویان را می شناسیم و نه context ی که در آن این روایات نقل شده اند.
و نه از خدای عادل بر می آید که از ما انتظار داشته باشد کمال یابی در حرفه ای که زمینه ساز فراهم کردن یک زیست شرافتمندانه و اصیل است را رها کرده در این چند روز فرصت محدود به دنبال علم حدیث و رجال رویم.

روفیا در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او


در صفحه ای که از قمرالملوک وزیری شنیده ام مطلع این غزل این چنین بود
در شب وصل تو شرمنده احسانم کرد
دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد
و همچنین در یک نسخه خطی که از لاهور پاکستان یافتم سه بیت از این غزل با همین مطلع که ذکر شد آمده که در بیتهای دیگر هم تفاوتهایی هست.با توجه به تاریخ کتابت نسخه خطی که ۱۳۲۸ قمری میباشد و زمان حیات شاطرعباس بعید به نظر میرسد که این غزل از ایشان باشد.

محمدباقر زینالی در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ شب هجران


این شعر را استاد پرویز شهبازی در برنامه شماره ۶۸۲ گنج حضور به زیبایی و به طور مفصل شرح و تفسیر نموده اند .

ساعد در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۸:۱۰ دربارهٔ بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند


۸۳۲۴

کمال داودوند در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۰۳


زلیخا یوسف را دلیل گمراهی خود میدانست ولی در اخرهمان عشق زمینی یوسف سبب شد تا از بت پرستی دست بردارد ویگانه پرست شود
رضای خدا برهمه چیز اهمیت دارد
گفتم خنک نسیمی کز بوی دلبر اید

حسن حاجی زاده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۴:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۱


گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا ز* ماهرویان این کار کمتر آید
تضاد بین مهر (خورشید ) وماه بسیار زیبا در این بیت امده است

موسسه مطبوعاتتی
کاویان
دیوان کامل حافظ شیراز
بامقدمه وتصحیح واهتمام تیمور برهان لیمودهی

حسن حاجی زاده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۴:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۱


منظور از این شعر این است که از روز اول به شما همه چیز برای انجام هر کاری داده شده . پس بیهوده تلاش نکنید برای رسیدن به چیزهایی که بهترشو خودتان دارید در وجودتان . تازه قسمت خنده دارش اینه که برای رسیدن به چیزی که همیشه همراهتون بود ولی درکی ازش نداری غم می خورید .

Alireza در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۴:۱۸ دربارهٔ رباعی ۲۶


ادم خیال میکنه یعقوب خواب یوسف را دیده وداره در خواب یایوسف صحبت میکنه

حسن حاجی زاده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۳:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۱


با تشکر از روفیای گل با ایمیل زیر در خدمت سایر دختران هستم
alia4highjack@yahoo.com

زینب در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲:۰۶ دربارهٔ غزل ۲۶۸


منظور کفى است که از حرف زدن زیاد اطراف دهان ایجاد مى شود یاکفى که روى سطح دریا دراثر تلاطم زیاد آن، و کنیزکانى که بادیدن یوسف کف دست خودرا بریدند وهمه اینهه از سرگرم بودن بامظاهر این حهان حکایت دارد ومعنى هرسه مستفاد مى شود.

شهلا در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۹


دربیت دوم براى اینکه وزن شعر درست رعایت شود، باید قطارها، قطّارها خوانده شود، موافقم باهردومعنى براى جهان که درشعر جمع شده و هر دو درست است، حضرت مولانا دراینکار تبحر دارد وامثال آن در اشعارشان زیاداست. مثلاً جایى درشعر مى گوید کف، که اگر کف دست یا کف دهان ودریاهم فکر کنیم بامعنى شعر همخوانى دارد

شهلا در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۹


یکی تحرمه عشا بسته و دیگری منتظر عشا نشسته.

مزد1 در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰:۰۹ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


با سلام ،،بسیار عالی ،،باز هم از این جور مضامین شعری بگذارید،،،ممنون

رضا کلهر چگینی در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ نا اهل


بیت سی مصارع دوم
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
کلمه بنجبید غلط هست، درستش بخندید هست تصحیح استاد مینوی
چون هر دو پشت اسب سوار هستند پس هر دو در حال جنبیدن و تکان خوردن هستند.
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بخندید و برداشت خود از سرش

امین مرادبک در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ بخش ۷


[صفحهٔ اول] … [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] … [صفحهٔ آخر]