گنجور

حاشیه‌ها

 

با درود به معاشران‌گرامی، حیف است که قبل از آشنایی با کلمات حافظانه و تعابیر بی مثالش اقدام به تفسیر و برداشت از اشعاری چنین گهربار کنیم ، کاش اول کمی مطالعاتمان رو بیشتر کنیم و بعد اظهار نظر نماییم .
می و شراب و باده در اشعار حافظ کناییه از روشنگری و آگاهی دارد، برخلاف می انگور که سکرآور است و حیف است که دوستان می حافظانه را با می خم اشتباه بگیرند، ساقی خداوند است و حافظ از خداوند میخواهد تا عمرش به دنیا باقیست و فرصت وصل دارد به سوی کمال رهنمونش شود و وی را از شراب آگاهی سیراب نماید ، به دیگران هم توصیه میکند اگر به دنبال لذت حقیقی از این مستی بی مثال هستید ترک خواب کنید، به بیداری دل و بیداری ذهن برسید تا از این شراب مست گردید

سعیده در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۶


فرخ جان
دستم روان است
شما نیز از خامدستی بدر ای بیندیش پس بنویس

خرم روزگار در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ غزل ۵۰۷


نظم که بود دربار صحیح است

عباس بروچردی در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۰۷


با سلام

نظرات دوستان رو خوندم در بین انها چند مورد به تناسخ اشاره شده بود. مدتی هست که در مورد زندگی های متوالی و تکامل روح کتاب میخونم خواستم این کتابها را اینجا معرفی کنم چون با خوندن انها درک این شعر حضرت عطار (مخصوصا بیت سوم) راحتتر میشود . جناب آقای طهمورث جواهری در حاشیه ی دومشون که در مورد برنامه ای از رادیو بی بی سی هست به این موضوع خیلی خوب اشاره فرمودند. تنها عشق حقیقت دارد(دکتر برابان ال وایس)، استادان بسیار زندگی های بسیار (دکتر برایان ال وایس)، سفر روح (دکتر مایکل نیوتن)، سرنوشت روح(دکتر مایکل نیوتن). امیدوارم حاشیه ای که نوشتم مفید باشد.

بیتا در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹۳


کس از کناری در روی تو نگه نکند
که عاقبت نه به شوخیش در میان آری؟

این بیت در اصل به گونه تعجب و پرسش است:
کس از کناری در روی تو نگه نکند که عاقبت نه به شوخش در میان آری!؟
کسی خود را دور نگه دارد و تو را ننگرد که سرانجام مانند دیگران اسیر نگاه نشود!؟

و در بیت بعدی میگوید باز هم امکان ندارد که در نهان و خلوت شخص هم می تازی

7 در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ غزل ۵۶۷


دوست گرامی رضا
رقیب در اشعار حافظ کسیست که مانع وصل یار میشود، کسیست که در میان‌قرار گرفته و از وصال جلوگیری میکند ، در عرفان رقیب کسی نیست جز خود، آنگه که از حجاب خود بیرون می آیی آنگاه که از خود بیخود میشوی به وصال میرسی ، حافظ در اینجا نفرین به هیچ کس حز خود نمیکند ، ذات مادی خود را رقیب خود در رسیدن به ذات و به یار میبیند و البته ذات و یار کسی نیست جز حقیقت خود

سعیده در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


حسین ۱ عزیز
سعدی خواسته کشتار بی گناهان را مجاز جلوه دهد
این لشگر کشی و کشتار به تفصیل در تاریخ های واقدی ، طبری ، و دیگر منابع آمده .

مسعود در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ بخش ۸


با عرض ارادت خدمت دوستان، در عالم عرفان‌ جایی که مجاز از میان برخواسته و حقیقت عیان میشود اصل توحید معنی میشود، توحید به این معنی که ذات حقیقی هر موجودی اعم از انسان و غیر انسان ، با ذات حقیقی پروردگار و هوش برتر کیهان یکیست ” انا لله ” ، در اینجا حضرت حافظ وقتی میفرماید تمنا چه حاجت است به این دلیل است که ما و ذات یکی هستیم ، ذات از نیاز باخبر است و نیازی به گفتن نیاز نیست ، آنجاست که وقتی پرده ها برافتد و یکی بودن عیان شود نه تو مانی و نه من ….

سعیده در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۳


بیت آخر مصرع اول بخندند به مفهوم بیشتر میخوره
بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند

علی در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه


آفرین به خانم ذوالقدر بابت این بیت لطیف و زیبا. لذت بردم.

بابک در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ غزل ۳۰


بیت ۳ و ۴ «تو گر دعوی کنی پرهیزگاری-مصدق دارمت والله اعلم-وگر گویی که میل خاطرم نیست-من این دعوی نمی‌دارم مسلم» به هم ربط دارند.
می‌گوید اگر تو به عنوان دلیل دوری از نظر با نیکورویان (بیت ۲) عنوان کنی که این کار را از روی پرهیزکاری نمی‌کنم قبول می‌کنم (مصدَّق به فتح دال یعنی کسی که حرفش راست پنداشته شده و تصدیق شده) اما اگر عنوان کنی که میل به این کار ندارم این دلیل را نمی‌پذیرم.

حمیدرضا محمدی در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ غزل ۳۵۳


به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیرد/چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی.
آسیب یعنی برخورد و نه حتما به معنای آسیب رساندن، مثلا کسی که می خواهد شفا بدهد یا طبیب باید به مریض آسیبی برساند، یعنی به مریض دست بزند….
مولانا میگه هر کسی که تو یه برخورد باهاش داشتی، حتا اگه در حال مرگ هم بود، عشق تو چنان پریشانی هاش رو و مشکلاتش رو ازش دور میکنه که انگار جان دوباره می گیره

مروح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان را
گلستان ساز زندان را، بر این ارواح زندانی

رضا در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ سی‌ام


سلام این شعر رو میتونید با صدای هایده رئیس زاده از رادیو روغن حبه انگور گوش کنید

سعیده در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۶۴


زنیرو بود مرد را راستی
زسستی گژی زاید و کاستی

بزرگترین اشتباهم تو زمینه ادبیات این بود که با شاهنامه شروع نکردم چرا انقدر کم نسبت به بقیه شعرای《 معروف قدیمی》 به فردوسی توجه شده و میشه

بهروز در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۳۹ دربارهٔ بخش ۳ - داستان بوزرجمهر


بیژن جان
بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من بدر می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود
در قدیم دو جور شمع معمول بود ، یکی شمع شاهانه که از موم کندوی عسل درست می کردند ، دیگری از پیه حیوانات که بسیار بد بو بوده ، البته قبل ازین شمع های شیمیایی ، یا پارافینی . زمان سعدی شمع هااز موم کندو درست می شده .
می گوید : وقتی عسل را { یار و همدم مرا } از من { موم }جدا کرده اند از من شمع ساخته اند و آتش بر سرم نهاده اند
یعنی جدایی من از همدمم باعث سوختن من است
زنده باشی

حسین،۱ در تاریخ ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۰:۰۶ دربارهٔ مخاطبه شمع و پروانه


بیت
این یکی شیر است اندر بادیه / آن دگر شیر است اندر بادیه
اگر این بیت جز شعر نبوده پس از کجا تو کتاب فارسی اومده بود ؟؟ چرا باید اختلاف شعری وجود داشته باشه؟؟؟

احسان در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان


بهارشاعری است باعقاید سیاسی متزلزل.هم به میخ میکوبد وهم به نعل .بدین جهت است که اوتمام شاهان عصرخودرا هم مدح گفته وهم هجو کرده.

دکتراحمدرضانظری چروده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱


معنی این بیت چیه؟

چو شیرینی از من بدر می‌رود

چو فرهادم آتش به سر می‌رود

بیژن در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مخاطبه شمع و پروانه


بهار دربند آخراین مسمط گفته دفتر سعدی وآن ها را برشمرده وبعدبوستان سعدی رابه قرآن تشبیه کرده است .وآن نامه منظور سعدی نامه است که نام دیگر بوستان است .بهارحتی شاهنامه را هم قرآن عجم نام نهاده است.البته بهار دردوران حیات شعریش گاهی به نعل میزده وگاهی به میخ.لذادراغلب قصایدش مدح شاهان هست وگاهی که پادشاهی عزل میگردد،اورا هجو میکند.

دکتراحمدرضانظری چروده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱


من از دوستان تعجب میکنم در همین ابیات اخیر مولانا اصرار داشته که به معنی توجه کنیم و صورت و داستان مهم نیست حال چه تفاوت میکند که از کدام احمد در انجیل سخن رفته باشد ؟ احمد ما یا احمد کس دیگر .. خنده دار است . کاملاً واضح فرموده اند انانی که از انسان کامل زمان خود پیروی کردند در امان ماندند و رستگار شدند … عشق زنده پاینده است …

هومن بهامین در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل


[صفحهٔ اول] … [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] … [صفحهٔ آخر]