مصیب مهرآشیان مسکنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » غزل ضربی (در ماهور):
با سلام هنگام مرور این ترانه زیبا اصلا حواسم نبود که که تلخیص شاعر بهار می باشد و بعد از ارسال به خاطر امد ولی نتونستم اصلاح کنم لذا این اصلاحیه را الحاقی حواشی نوشتم و باید نقد آقا سینارا هم بپذیریم و لذا فکر کنم مرحوم بهار در دو مرحله این سروده را سروده و در مرحله اول بهار مضطر آخرین بیت بوده و ابیات بعدی را مرحله دوم سروده است پس نقد اقا سینا ه وارد است و اگر خدا یاری کند من این ترانه زیبا را تضمین میسرایم و بهار را من با تخلص خود خواهم اورد و بیت به حال مضطر را دست نمیزنمم و در عوض نام مرحوم ملک الشعرا را به طریق دیگر خواهم آورد .
مصیب مهرآشیان مسکنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » غزل ضربی (در ماهور):
با سلام وقتی درآنونس سریال “باغ مظفر” مهران مدیری باصدای خودش این ترانه را اجرا کرد بای رد تازگیداشت و کمتپر کسی از شناسنامه این آهنگ چیزی میدانست
0جالب اینجاست که این ترانه در هشتادمین سالمرگ درویش خان ، آهنگساز این ترانه از تلوزیون ملی ایران در آنونس سریال باغ مظفر پخش گردید وهیچکس یادی از آن استاد موسقی آزادیخواه صدر مشروطیت و شاعر حماسه سرای آن یادی نکرد
شعر این تصنیف سروده ملک اشعراء بهار است و در واقع از میان پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان “زمن نگارم خبر ندارد“ در دستگاه ماهور دانست که برای اولین بار طی کنسرتی در “گراند هتل“ بوسیله “سید حسین طاهرزاده“ در سال 1303 خورشیدی خوانده شد و بعد قمر هم آن را اجرا نمود
افرادی که این ترانه را بازخوانی کردهاند نمیشه لیست کرد ولی شجریان و افتخاری هم از آن جمله اند که این ترانه را اجرای مجدد کردهاند.
داستان اجرای این ترانه به وسیله شجریان هم شنیدنی است :”شجریان به منظور آموختن گوشه ها و نغمه های بسیار قدیمی به استاد دوامی مراجعه می کند . اما استاد به دلیل کهولت سن ، تدریس برایشان امکانپذیر نبوده است . شجریان پیشنهاد می کند که همدم استاد باشد و در کارهای خانه و خرید منزل و … کمک کند ، تا بدین طریق هم نفس و همنشین ایشان شود … کوتاه سخن اینکه قرار میشود از طرف وزارت هنر آن زمان ، تصنیف های قدیمی را که استاد دوامی در حافظه داشتند ضبط کنند ، که این کار به عللی به مراحل اداری می رسد و کند و غیرعملی می شود . استاد شجریان اندوخته مالی خودشان را تقدیم استاد می کنند و می گویند که شما فرض کنید از اول قرار بوده است من تصانیف را ضبط کنم … و حدود 200 تصنیف قدیمی بر روی کاست برای محمدرضا شجریان ضبط می شود و بدین ترتیب گنجینه ای گرانبها به دست او می رسد.” تصنیف زمن نگارم یکی از همین تصانیف است.
در مورد درویش خان با جستجویی ساده در اینترنت ، میتوانید مطالب خوبی پیدا کنید ، من در اینجا ازنقل مجدد آنها صرف نظر میکنم.
اما محتوای حماسه ای تصنیف هم قابل توجه است چون.
هنگامیکه نهضت مشروطیت آغاز میشود . درویش خان نیز همراه با مجاهدین آن دوران همگام میشود تصنیفهای میهنی میسازد و در اجتماعات مشروطه خواهان شرکت میجوید. سید حسین طاهر زاده خوانندۀ معروف آن دوران درمنزل ظهیرالدوله به فیض دیدار درویش خان نائل میشود و پس از آن باهم همسفر میشوند وبه لندن میروند.
این مسافرت در زمان استبداد صغیر دورۀ سلطنت محمد شاه قاجار بود. در این سفر مجاهدین مشروطه خواه در رشت بودند که به خواهش آنها درویش خان همراه با گروه کوچک خود سه شب در آن شهر کنسرت میدهد. همراهان در سفر اوّل حبیب الله شهردار ،سید حسین طاهر زاده ،رضا قلی خان ،حسین خان هنگ آفرین، باقر خان رامشگر و اسدالله خان. عضو انجمن آزادی خواه اخوت بودند
در سفر دوم درویش خان به تفلیس میرود. این گروه به تشویق ایرانیانی که در تفلیس بودند کنسرتی را دادند که بسیار جالب توجّه بود. امّا اساساً هدف از این سفرها ضبط صفحه بوده است که بار اول به دعوت کمپانیhis masters voice و بار دوّم را کمپانی داوید اُف پر کرد که به برلین برای چاپ فرستاده شد.و تعدادی از آنها به تهران رسید ولی بقیّه به علت پیش آمدن جنگ جهانی اول (1918 – 1914 ) از بین رفت.“
آن طور که در یکی از ویژهنامههای برنامه آوای ایرانی شبکه چهار گفت که این تصنیف یکی از تصانیف اجرا شده در کنسرت تفلیس بودو چون نیمه دوم آن انگیزه تند سیاسی داشت اجرا نشد
متن کامل این ترانه باین صورت می باشد:
زمن نگارم عزیزم خبر ندارد
به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد
دل من از من عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا رود دل عزیز من آخ که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
کجا پرد مرغ عزیزم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
به حال مضطر عزیز من ، آخ، منالُ و دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
ز هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد
بد نیست باجرای شجریان هم گوش کنید ببینید ریتم وضرباهنگ ترانه را تغییر داده متاسفانه در درست خواندن شعر هم تمام خوانندگان اخیر دقت نکرده اند مثلا به جای به حال مضطر منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد.
خوانده اندبهارمضطرمنال دیگر کسی نیست بپرسد بهار مضطر چه معنی میدهد.لذا تتها وهابیت اخوان المسلمین ندارد بلکه مذهب تشیع صد سال پیش انجمن اخوت داشت که کاش ریشه اش میخشکید و اخوت آنروزگار این دزدان مختلس و مرتشی و مرتشا و رانت خوار شدند درود بر روان پاک درویشخان و تمام اساتیدموسیقی
محمد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷۴:
با سلام، در بیت ماقبل آخر باید کلمه یی افتاده باش وگرنه سکته دارد مثلا" اینطور باشد:
بوی این می خرمن عقل تو را بر باد داد
شیخ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
دوبیت اخر در حافط به سعی سایه اینگونه امده است :
چو منصور از مراد آنان که بر دارند بردارند
که با این درد اگر در بند درمانند در مانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
بدین درگاه حافظ را چو می خوانند می رانند
سیامک یوسفی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنکه بدو کمان دهی
فقیر تو = نیازمند تو
نشود = گریز نتواند
تیر = تیر مژگان
کمان = کمان ابرو
عقل و خرد نیازمند انست که به شیر تو پرورش یابد و هرکه به او نگه کنی از تیر نگاهت گریز نتواند.
زنده باشید
کمیل نیاکی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۲:
سلام
بیت ششم، مصرع دوم:
که قطره گوشه گرفت از محیط، گوهر "گشت"
محمود پگاه در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۶:
هنگامی که رستم به یاری و راهنمایی میش دشتی ، آب می یابد و از تشنگی رهایی ، در باره ی آن ٰغرم از ته دل دعا می کند . یک دعای جانانه ، اوج دادو دادگری ، بسیار خرسندم که از آبشخور فرهنگ و تمدن و ادبی می نوشم که صد ها سال پیش نیز اینگونه بر براوردن و ادا کردن حقوق حیوانات ، اینچنین گواهان درخشانی از خود به یادگار گذاشته است :
بر آن غرم بر آفرین کرد چند که از چرخ گردان مبادت گزند
محمدمهدی بحرینی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
« هوشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد »
زنهار، مگو مصلح
این کار ز من ناید
غزاله در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹:
محسن نامجو اهنگی خواندند به نام درخت ارغوان که همین شعر هم داخلش وجود داره
مهدی رجبعلی پور در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
تا جایی که من اطلاع دارم این رباعی منسوب به خیام است نه شاه نعمت الله ولی.
امیر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:
من تولدم با خیام یکیه 28 اردیبهشت ، خیام خود عشقه ، تو 30 سالگی گاه شماری نوشته که تا به امروز دقیقترین گاه شماره ، هر وقت تونستین یه درصد بشناسین این بشر کی بوده اونوقت در موردش نظر بدین ، کلی باید مطالعه کنید تا بفهمین واقعا اعجوبه بوده
آرتین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۴ - نکتهای چند:
سلا ممنون از سایت خوبتونقالب این شعر چیست؟
... در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
در مورد کلیپ :
گر اجزای زمینی وگر روح امینی/چو آن حال ببینی بگو جل جلالا
(به نظر من شاه بیت این غزل است)
در این بخش از کلیپ که این بیت خوانده می شود(تقریبا 2:22)
عناصر باد و آب و آتش را می بینیم وجسم ما که از جنس خاک است و وقتی که خود را با همه ی این اجزا یکی می یابیم و روح امینی هستیم در جسم خاکی ، بانگ بر می داریم : جل جلالا
آنگاه اگر همه ی افلاک و گذشتگان و حال و زمین و زمان نباشند باکی نیست ، چون ما قبل از زمان(اشاره به عکسها) بوده ابم و بعد از آن هم خواهیم بود. پس شکایتی نداریم و فخری نمی فروشیم ، فرو می پوشیم و از نظرها پنهان می شویم ، چرا که ماییم باده ی مدهوش و ماییم که هر لحظه را پالایش می کنیم و جان می بخشیم. (البته در مجمعی از اوباش) :)))
پس مدهوش این خانه (دنیا ، تن ... ) را ترک می کنیم.
در انتها به نکته ای بسیار زیبا اشاره می شود : این خانه (دنیا ، تن ...)تنها زمانی هست که ما به آن می نگریم. پس هر واقعیت وجودی را ما خلق می کنیم و اگر نباشیم آن هم نیست.
این سبزه که امروز تماشاگه ماست/تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
درود می فرستم به صدای نازنین همایون عزیز و البته خود استادِ جانِ جان که این بیت آخر را هم خود ایشان به زیبایی آواز کردند.
فدای هنرشون
میلاد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:
بیت اول
وزن همخونی نداره
میشه اینجوری نوشت ک وزنش صحیح تر بشه
" من من نه منم آن که منم گوی که کیست "
دکتر محمد ادیب نیا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
کسانی که بنا به هر دلیلی دوست ندارند از همه ی اشعار حافظ معناهای عارفانه برداشت نمایند، بدانند که خواسته و ناخواسته هم درحقِّ عرفان و هم درحقِّ مذهب شیعه جفا روا می دارند، و هم لطفِ اشعار حافظ را پایمال می کنند. چرا که حافظ اساساً رند و آزاد فکر بوده و عرفان یعنی رندی و آزاد فکری و حافظ شیراز آنقدر که به مهرورزی وعشق و محبت به معشوق ازلی و ابدی یعنی کوکب هدایت حضرت حجت (عج) می اندیشیده به چیز دیگری نمی پرداخته است. برای او هیچ چیز جزعشق به اهل بیت (علیهم السلام) تقدّس ندارد. لذا می بینیم که در تمام غزلیّاتش عصیانگری می کند، بر همه چیز می تازد و به صراحت همه چیز را تخریب می کند تا عالمی دیگر بسازد و از نو آدمی! او عشقبازی با اولیای الهی را به عنوان دین، و عیش و عشرت با آنان را به عنوان مذهبِ خود معرّفی می کند. و اصلا مذهب تشیع یعنی دین عشق و محبت به انسان کامل و مکمل انسان و اینکه به بیان و زبانی( به جدیّت و طنز و طعنه) فریاد می زند که زاهدان معذورم دارید، دست از سرم بردارید، بدین خاطر است که می خواهد معشوق حقیقی و محبوب الهی را آشکار نماید و الحق که عدّه ای امروزه همچنان اصرار می ورزند که؛ حافظ ملیح و مزاح می فرمایند! آری؛ آنجا که می فرماید:” با تو تا روز خفتنم هوس است”حافظ اهل راز حقا منظورِ عارفانه دارد! و منظورش این است که چون شب قدر و لیله ی مبارکی را تجربه کرده و به وصال معشوق ازلی و ابدی خویش رسیده است، لذا دوست دارد تا روزمرگش نیز با او همراه باشد. والحمد لله رب العالمین...
ارس آرامی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۷:
کسی از دوستان اگر درمورد قطعی بودن این رباعی نسبت به "خیام" یا "خاقانی"
اگر مدرک و منبع مورد تاییدی دارن
یا نظر مصحح امینی وجود داره
خیلی ممنون میشم بیان کنند/
سپاس_
سعید در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
معنی شعر،کسی که در دنیا ناتوان است و بهره ای ندارد ،چرا انتظار دارد از در بهشت وارد شود،از دنیا مانده واز بهشت رانده
ارس آرامی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
درود_
همانطور که استاد ناظری در کنسرت بیان کردن شعری برای مذمت تزویر و ریا/
"دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن"
و برگشتن به معبود و نه بت های دستساز
"چَشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن"
و برگشتن به اصل از حاشیه ها/
"گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن"
محبت دوستان پایدار_
مردخای در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
گفتا که من خربندهام پس بایزیدش گفت رو
یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا
شیخ ابوالحسن خرقانی در اینجا اذعان میکنه در راه طریقت خود بسیار عابد و زاهد است بایزید بسطامی با زیبایی و ظرافت میگه خره بنده بودنش را حذف کن خدایا تا او بشود مثل من خدا، یعنی خود خدا
بایزید از بنده بعنوان خود استفاده میکنه.
که این همان بازخودبینی بشر نسبت به خداوند و اون خرد درونیش هست.
امیر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵ - درس محبت: