برکه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
ای حجت ثانی عشر؛ یوسف دور از وطن؛ خدا کند که بیایی:
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
nooshin در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:
خیلی باحال بود،یعنی آدم با آفتابه آب بخوره ولی اینجوری ضایع نشه
سپیدار در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
سلام میشه راجع به بیت آخر یه توضیح بدین
ظاهرا غزل در باره خداوند است
چرا حافظ ناخشنود است?
ایا این اشاره به نارضایتی انسان دارد که با تمام نعمات خداوند باز ناشکر وناسپاس هست؟
مرتضوی کیاسری در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:
سلام . به نظر در بیت ده ، کلمه ((ویرانه)) ، اشتباه تایپی دارد
دارائی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹:
دونانک: در دیوان رودکی سمرقندی بر اساس نسخۀ سعید نفیسی و ی. براگیسنکی (انتشارات نگاه. چ دوم. 1376. ص 202) در ذیل واژه «دونانک» نوشته شده است: این کلمه در هیچ جا نیست. اگر محرف کلمۀ دیگر نباشد از سیاق معنی بیت که دو بار در آن آمده است پیدا است مراد جانوری است که بانگ بلند میکند.
دارائی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹:
زله /zalle/: (اسم) (زیستشناسی) [قدیمی] حشرهای سبزرنگ شبیه ملخ که بیشتر در غلهزار یافت میشود و صدای بلندی ایجاد میکند؛ جرواسک؛ چزد؛ زانه: ◻︎ بانگ زله کرد خواهد کرّ گوش / وایچ ناساید به گرما از خروش (رودکی: 533). (فرهنگ فارسی عمید).
وایچ: و هیچ
ناساید: نیاساید. آسوده نمی شود.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
رضا ساقی گرامی
با درود فراوان و آرزوی شادی و کامیابی
از شما که از ته دل با سادگی و شیوایی بی مانند و همچنین بردباری بسیار
غزل ها را حافظانه تشریح کردید, سپاسگزارم
این شعر را قبل از شرح شما برایم کاملا بی مفهوم بود و بعد از خواندن شرح شما بسیار شیرین و دلنشین شد.
از خداوند, شما و دست اندر کاران سایت گنجور سپاسگزارم
دارائی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۸:
خله /xale/: (اسم) [قدیمی] پاروی قایقرانی: ◻︎ آب تیرهست این جهان کشتیت را / بادبان کن دانش و طاعت خله (ناصرخسرو: 281). (فرهنگ فارسی عمید).
دارائی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۷:
غوشت /qušt/: (صفت) ‹غوش› [قدیمی] برهنه؛ لخت مادرزاد: ◻︎ شد به گرمابه درون یک روز غوشت / بود فربی و کلان و خوبگوشت (رودکی: 533). (فرهنگ فارسی عمید)
یک روز، برهنه وارد حمام شد.
دارائی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶:
در بیت سوم: ورغ /varq/: (اسم) [مٲخوذ از سنسکریت] ‹ورغو، ورگ، ورگو، برغ› [قدیمی] بندی که از چوب و علف یا سنگ و خاک برای برگرداندن مجرای آب بر روی نهر میبستند: ◻︎ آب هر چه بیشتر نیرو کند / بند ورغ سستبوده بفگند (رودکی: 532). (فرهنگ فارسی عمید)
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۸:
ـــــ
1. در کنار خودم می خوابم. از یادداشت های روزانه ی #کافکا، ترجمه ی #بهرام_مقدادی، از صفحه ی اینستاگرام #مانا_روانبد
ـــــ
2. وَر نَبُوَد دلبرِ همخوابه پیش/دست توان کرد در آغوشِ خویش. #سعدی، #سایت_گنجور
ــــ
ـ با این تفاوت که جمله ی «کنار خودم می خوابم» پُرِ هوایِ مفعولیت است و جمله ی دست توان کرد در آغوش خویش، از هوایِ فاعلیت خالی نیست.
#احمد_آذرکمان، 12مهر99،حسن آباد فشافویه
هدا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
ممکن مفهوم کلی از شعر بنویسید
هدا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
ای کاش یک نفر تفسیر کلی شعر را میگذاشت
حسین در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:
واقعا در جهان نمیابیم اشعار به این زیبایی نمیدانم این مرد از اسمان به زمین امده که چنین ذهنی و اندیشه و بیانی دارد. یا معجزه زمان خویش است.
فرشید در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
سلام
نمیدونم چرا بنظرم میرسه از شیخ اجل بعیده دوتا شکایت در یک بیت بکار ببره، در بعضی جاها هم البته دیدم که دومی حکایت بوده:
از دشمنان برند شکایت بدوستان
چون دوست دشمنست حکایت کجا بریم
یعنی وصف و گلگی این دشمن بودن دوست رو پیش کی بکنیم. چون قاعدتا در عشقبازی، حتی اگه دوست دشمن بشه شکایتی نمی کنند، همانطور که در بالا گفته هم جور به.
م. دهگان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
درود به همه. بحث تاثیرپذیری عبید از حافظ در این شعر، اگر شعر مال عبید هم باشد، منتفی است. این داستان را ما در کلیله و دمنه هم می بینیم. یا اینکه شیخ بهایی در قرون بعدی به گونه ای دیگر این داستان را بازآفرینی کرده است. هنگامی که سخن از یک گفتگوی علمی می شود، باید پایه سخن محکم باشد. نه فقط دریافت های شخصی! خیلی از تحلیل ها که دوستمان در دانشگاهی خارج از ایران نوشته اند ، از نظر من درست نیست.
میلاد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۱:
فکر کنم خلق جهان عنکبوت، صید همه خر مگس در این نسخه اهل جهان آمده
Ali در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
همانطور که قصاب بعد از کشتن کشته را رها نمیکند و انرا بالا میکشد خدا نیز بعد از مصیبت بنده را به حالا خود رها نمیکند و به صبر او پاداش میدهد
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
قصاب چه زمانی در کالبد میش می دمد؟ زمانیکه نفس میش تمام میشود خداوند نیز زمانیکه انسان به ته خط میرسد و دست از همه چیز و همه کس دست میکشد و از تمام دنیا ناامید است دستش را می گیرد
تو ببینی دم یزدان به کجاهات کشاند
و کسی رو که خدا دستش رو بگیره خواهی دید به کجاها بلند میکند و میبرد
البته برخی از گرفتاری ها در زندگی انعکاس اعمال خود ادم هست مثلا کسی زبان گزنده ای داره و ملاحظه هیچ کس رو نمیکنه و کسی هم ظلم و فریب کاری رو زرنگی میدونه و مادامیکه دست از اعمالش برنداره و پشیمان نشه خدا هم از اون وضعیت خارجش نمیکنه
پاداش در صبر جمیل است نه اینکه تا مصیبتی بهت میرسه به خودت حق بدی که مجاز هستی هر گناهی رو مرتکب بشی.
آرش فضلی شمس آبادی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۸:
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود
حافظ
برکه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳: