گنجور

حاشیه‌ها

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳:

گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند
وز غنچه نخست هفته‌ای ناز کنند
چون دیده به دیدار جهان باز کنند
از شرم رخت ریختن آغاز کنند
( رباعی از انوری )

آزاد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

سلام این غزل رو آقای مجتبی عسکری در آلبوم « با فراقت چند سازم» قطعه ساز و آواز درآمد در دستگاه چهار گاه اجرا کرده

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

گذرگاه حقیقت خیلی لطیف و باریک است و بارهای تعلق، دلبستکی و وابستگی مانع ورود آدمی می شود.اگر خواهان هم آغوشی با زلال حقیقت هستید از هر شوقی جز آن به در آیید حتی خویشتن
"بکوشید تا از در تنگ وارد شوید" انجیل لوقا سوره 13 آیه 24 ( رمان در تنگ اثر آندره ژید)

علی ز در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۸:

پاینده باشی رفیق

امیر بختیار یوسفیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵۶:

دل اگر جنون برآرد....گویا زمان تایپ اشتباه شده است

سامان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

بیت هشتم: گشته خیالش همنشین ....-فروزانفر

یاسر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

اینها دو غزل متفاوت‌اند. از «هلاک ازین غمم که جان نمی‌شود فدای تو»، غزل بعدی شروع می‌شود.

محسن در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۶ - تنبلی عاقبتش حمالی است:

شعر زیباییست ولی نه زیبا در زمانه امروز ما که درس خوانده به دنبال حمالی است و درس نخوانده هم. دزد و دلال در این روزگار سرورند و ارباب و باقی همه رعیتند و در پی کفی نان.

رحمت الله ضیایی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:

با سلام
بیت هشتم باید نَقل مستان باشد نه نُقل مستان چون حکایت از لب و چشم میشود و کلمه از هم به همین خاطر آمده است

f در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۱:

سلام و عرض ادب.معنی بیت 26 چه می شود؟

محمود در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:

با سلام
عالم زتو بینیم و نبینیم ترا صحیح است.
زیرا اگر قبول کنیم "عالم تو ببینیم" یعنی هر چه در عالم میبینم تورا با او میبینم و همان تعبیر زیبای علی ع که ما رأیت شیئا الا رأیت الله قبله و بعده و معه - لذا دنباله شعر دیگر مفهومی نداشت که "نبینیم ترا" چون خدا را دائم می بیند.

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:

با درود و آفرین فراوان به رضا ساقی گرامی
که بدون توجه به حاشیه های این حاشیه شرح سنجیده, ساده, کاربردی و دلنشین خود را حافظانه بیان نمود.
همیشه در یاد و خاطره بسیاری از اهالی میکده گنجور خواهید ماند.
بسیار سپاسگزارم

فاضل در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

این شعر نشان دهنده مقام بالای مولوی است که در برخی تجربهای عرفانیش حتی بخدا ناز میکند انسان متحیر میشود که مولانا کجاها سیر و سلوک میکرده

اکبر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

تصنیف بسیار زیبای سحرگاهان حسام الدین سراج را هم در آهنگها اضافه نمایید . بسیار زیباست در دستگاه شور

sina در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

در فراقت زرگری آموختم

ستایش در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۸:

چه زیبا... به راستی شنیدن چنین شعری انسان را به تفکر و تشویق وامیدارد

مهدی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:

کسی که معشوقه و دلبری بچه سال 14ساله ولی زرنگ چابک شیرین دارد ولی مهر و وفایی ندارد و هیچ چیزی از زندگی نمیداند و ن بد دیده است ن خوب و عاشق باید ب حرمتش خودش رامقابلش نیک نگه دارد معشوقه دهنش هنوز بوی شیر میدهد از عشق و عاشقی چیز زیادی سر درنمی آورد بت چهارده. ساله که مثل ماه شب چهارده است و عاشق غلام حلقه بگوش او شده است... مدتی دلبر گل نورسته دور میشود ازعاشق عاشق از ندیدنش دلنگران میشود که کجا رفته است در این مدت .. معشوقه 14ساله از بس که قلب آدمها و خود عاشق را میشکند اگر پادشاه بفهمد که او این طور خوب دل می شکند او را به رئیاست کل گارد سلطنتی خود در می آورد

ناصر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

خیلی جالبه؛ یک عده ظاهرا یا تا الان این تصنیف رو با صدای شجریان نشنیدن، یا شنوایی مناسب ندارن، چون شجریان به وضوح کلمه مورد نظر رو "چنبر" می‌خونه.

آب روان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

این حدیث من شهر علمم و علی درب آن است رازی است که پیامبر (ص) برای پویندگان راه حق فاش کرده و کارشون رو از گشتن زیاد راحت کرده. عین القضات در تمهیدات این نکته رو بیشتر باز می کنه و اهل دل رو از راه غیر اهل دل جدا می داند. عین القضات جای اهل دل رو در کعبه انا مدینه العلم و علی بابها می داند و همینطور می گه غیر اهل دل یا استعداد اینو داره که با واسطه پیری پخته بشنوه یا هر لحظه شربت قهر و کفر می نوشه.
فکر می کنم مولانا ابتدا با واسطه شمس می شنیده و یاد می گرفته تا اینکه خودش به کعبه عند ملیک مقتدر وارد می شه و از مستان خداوند می شه.

سیروان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴:

به نام حق
سلام و درود
به نظر بنده معنای این شعر
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
سعادت آن برد آخر که از تن ها بپرهیزد
تنهایی اول به معنای تفرید و فرد بودن از تن و دو لغت دیگه ی تن ها به معنای اهل تن هست.
یعنی دلا به فرد بودن و جدا بودن از تن خو کن که از تن ها:( امیال تن و اهل تن) بلا خیزد و کسی سعادتمند خواهد شد که از این امیال و از این اهل بپرهیزد.
در دوستی‌های واقعی و در ازدواج روح ها پیوند میخورند و جایی که روح ها هبوت کنند تن ها از میان برخیزند.
و چه موقع روح ها پیوند میخورند:زمانی که هر دو تن رو به وحدانیت خداوند داشته باشند، که آن عالم واحد (توحید) تفرید کننده هست و روح ها رو یکی میکنه.
پس وجه ها مهمه، این که: وجه ما بسوی دنیاست که از دنیا رنگها پیدا میشه و بسوی تن هاست که از تن ها من ها پیدا میشه و جایی که تن ها و من ها و رنگها باشه خبری از توحید نیست,
و یا وجه ما به سوی اللّه است که در آن صورت ما میتونیم باهم به سوی اللّه برویم و یکی شویم زیرا:‌‌کلُ شیُ هالک الا وجه هو.
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحدهُ لا اله الا هو
پس برای باقی شدن باید به توحید رسید.
و من اللّه التوفیق یا حق

۱
۲۰۲۹
۲۰۳۰
۲۰۳۱
۲۰۳۲
۲۰۳۳
۵۸۱۳