احمد عابدی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مراثی » در زوال خلافت بنیعباس:
در یکی از کتابهای مرحوم استاد باستانی پاریزی خواندم که خواجه نصیر طوسی بخاطر سرودن بیت اول شعر سعدی و احترام به خلیفه عباسی، یک سیلی به سعدی زده است. البته مرحوم استاد باستانی پاریزی اینرا با تردید میگفت و بر صحت آن اطمینان نداشت.
علی عرفانیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
مبادا در این غزل یعنی نباشد.
درد مارا در جهان درمان مبادا (=نباشد) بی شما
...
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
آستان تو تنها پناه من است( مایه آرامش و حال خوشم) سر سودایی ام، احوال خویش را به این درگاه می سپارد.
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم
که تیغ( خانلری: تیر)ما به جز از ناله ای و آهی نیست
در برابر بدخواهان حال خوشم به مقابله برنمی خیزم، یک آه و ناله ام برای از میان رفتن دشمنی او( یا اثر دشمنی) کافی است.
3- چرا از شیوه خراباتی خود دست بردارم( خواست دشمن) که بهترین شیوه جهان است( برای رسیدن به حال خوش)
4-( با داشتن این حال خوش) اگر زمانه ناموافق همه دستاورد زندگی ام را بسوزاند، به اندازه برگ کاهی برایم ارزش ندارد.
5- دلبسته و وابسته چشمان فریبنده معشوق موزون اندامم( خانلری: قد) که چنان به خویش فریفته است که جز خود نمی بیند( تکبر صفت حق و زیبنده اوست و در مرحله ذات با خودش عشق می بازد و به کسی نمی پردازد.آنکه خدایی شود نیز در لحظه اتصال به حق می تواند چنین باشد)
6- در پی آزار دیگری نباش، جون در آیین رندان گناهی جز آزردن دیگران نیست( آزار دیگران پیامد از بین رفتن حال خوش در آدمی است)
7- تو پادشاه کشور زیبایی هستی، پس آهسته تر برو که عاشقان بسیاری را آزرده ای و به دادخواهی آمده اند.
8-دام های زیادی در راه است( و از بین برنده حال خوش)به زلف تو پناه می برم( گرچه زلفت هم دام است اما از دام های دیگر نجات می دهد)
9-گنجینه دلم را سرگردان زلف و خالت نگذار( با دل خودت پیوند بده) که هر سیاهی لایق این گنجینه نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
امیرشریعتی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
سلام بر گنجور و گنجوریان عزیز
در خصوص این غزل زیبا و صدای جادویی محسن نامجو که بسیاری از کارهاشو شنیدم و دوست دارم باید به عرض برسانم که در دو جا مرتکب بی دقتی در ادای صحیح کلمات شدند، ابتدا اینکه " جِیبِ قَصَب " رو " جَیبِ قُصَب " ادا کردند و بعد اینکه " هر چند کازمودم " رو " هر چندو کازومودم " ادا میکنند....
در مورد دوم شاید بخاطر هماهنگی ملودی آهنگ با وزن و ضرباهنگ شعر مجبور بودن که اینطوری بخونند، هر چند که اگر به صورت صحیح هم میخونند لطمه ای به موسیقی زده نمی شد. اما در مورد واژهء " جِیبِ قَصَب " قطعا دچار لغزش در ادای درست واژگان شده اند....
اما در کل کار بسیار زیبا و شورانگیزی ارائه داده اند.
و مهمتر از همهء اینها جناب نامجو طیف وسیعی از نوجوانان و جوانان این روزگار رو با اشعار بزرگان ادبیات و شعر آشناکرده و آشتی داده اند...
پرگویی بنده رو به بزرگواری خود عفو نمایید
کاظم ایاصوفی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۶:
مصراع اول بیت اول باید با کس شروع شود نه کسی
علی پور مقدم در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۹:
دو بیجاده بگشاد و آواز داد
که شاد آمدی ای جوانمرد شاد
ای جوانمرد راد" درست است بنا به گفتهی بعضی اساتید
SaeedEminem۲ در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲:
این شعر در آلبوم «یادگار دوست» استاد ناظری به صورت دکلمه خونده شده
واحد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۲ - مثل:
حالا همه ادیب شدند و سعدی شیرین سخن رو به نقد میکشند. کی ما میخوایم یاد بگیریم کجا مصرف کننده باشیم و کجا تولید کننده. منظورم نظر دادن نیست هر کسی میتونه بگه به نظر من... اما متاسفانه در حاشیه ها زیادند کسایی که ابراز فضلهای عجیب و غریب میکنند و میخواهند بزرگان رو تصحیح کنند
وریا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ حزین لاهیجی » مثنویات » صفیر دل » بخش ۲ - آهنگ پرده سازی نیاز به زبان بی زبانی و برگ و ساز راه حجاز بی...:
چو از خویش و بیگانه تنها شوی
قبول خداوند یکتا شوی
بهزاد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با عرض پوزش از رک گویی
یک دوست متوهمی ادعای مندرآوردی کرد و سنگی به چاه انداخت و عقال محل همه بر سر چاه آمدند و در پی توضیح و توجیه آن ادعای کشککی بی مبنا که احتمالا دلالت بر تفکر آخوندی و دینداری تقلیدی ایشان دارد افتادنند
دریای شورانگیز چشمــانت چه زیبــاست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاســت
در من طلــوع آبی آن چشــم روشـــــن یادآور صبح خیــــال انگیـــــــز دریاس
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
شهیار در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون:
در پاسخ به خسرو ساسان باید بگویم که گستاخ همان معنی را نمیدهد که امروز آن را به نادرست بکار میبریم پس سرودۀ زیر ناروشن نمی باشد.
که مهمان گستاخ بهتر به فال
در همۀ سروده های فردوسی گستاخ به معنی بی باک و نترس است بجز آنها که افزوده اند.
مهراب در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
نمیدونم چرا همش یاد کمثل الحمار... الاغهایی که کتاب حمل میکنن میفتم
کاظم ایاصوفی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۵:
بیت هفتم مصراع اول نیاید بیرون درست است نه نباید بیرون
رضا منصوری در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
برنامه 830 گنج حضور جناب آقای شهبازی
سامان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
منظور از بیت آخر این است که شاهدان مثل گرگ هستند و سعدی و عاشقان دیگر را دوست دارند...یعنی سعدی عاشق را مانند گوسفند میداند که خود را به دهان گرگ می اندازد...اما صلح میان گرگ و گوسفند وجود ندارد و منظور اینجا این است که دعوایی بین آنها نیست و گوسفند توان رویارویی با گرگ ندارد و تسلیم خواسته اوست...
میم-عین در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:
با توجه به فضای اگزیستانسیالیستی که بر اشعار خیام حاکم هست به نظرم صحبت ایشون در این شعر بیش از هر چیز به سائق مرگ و مرگ آگاهی اشاره داره. با پذیرش اگزیستانسیال بودن خیام و با تکیه بر نظرات دیگر اگزیستانسیال های معاصر مرگ باید پایان زندگی آدمی در نظر گرفته شود این به معنی نفی معاد نیست صرفا به ای خاطر که اطمینان وجود نداره(خیام که گفت دوزخی خوهاد بود،،،که رفت بدوزخ و که آمد زبهشت) پس بهترین کار این است که جوری زندگی کنیم که انگار آخرین فرصت برای زیستن است.می نیز در اینجا نمی تواند به مستی اشاره مستقیم داشته باشد چرا که چنین زندگانی با دیدگاه اگزیستانسیال در تعارض است و از اصالت بی بهره.
برخی از ابیاتی که استدلالم حول آنهاست:
پر کن قدح باده و بردستم نه،،، نقدی ز هزار نسیه خوشتر
می خور که هزار بار بیشت گفتم ،،، باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
کاین یکدم عاریت در این کنج فنا،،،بسیار بجوئی و نیابی دیگر
چون عاقبت کار جهان نیستی است،،،انگار که نیستی چو هستی خوش باش
تو زر نئی ای غافل نادان که ترا،،،در خاک نهند و باز بیرون آرند
محسن در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:
این مطلب یا حاشیه ها باید فقط برای گفتگو در مورد اشعار باشه نه اینکه بیاید دین و سیاست و خط فکری های مختلف رو وارد اینجا بکنید ..... دوستان خواهش میکنم اگر در مورد اشعار و معنی اون صحبت دارید بگید که بشه استفاده کرد نه استفاده از اینجا به عنوان تریبون آزاد باتشکر
سید فرهود کاظمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲۸:
شعر به سه زبان عربی و ترکی و فارسی شاید خطاب به شمس باشد.
جانمسن = جانم هستی
نادمسن = نادم هستی
تاجکسن = تاجیک هستی
سن کیم سن = تو کی هستی
سعدی جان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:
لبیبان به معنای خردمندان است
ذئبان به معنای دوگرگ است
بسیاااار زیباست این شعر
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش شانزدهم » (۱) حکایت پسر هارون الرشید: