گنجور

حاشیه‌ها

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

بامداد بلبل به گل نوشکفته گفت: ناز و غرور کم کن که در این باغ گلهای زیادی چون تو شکوفا شده اند.
گل بخندید، که از راست نرنجیم، ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
حقیقت پذیرفتنی است( خنده گل: پذیرفتن با رضایت و یا تمسخر عاشق ناپخته) اما عاشق، سخن ناخوشایند به معشوق نمیگوید.
3- اگر از جام جواهر نشان عشق می خواهی بنوشی، باید مالامال درد شوی و حتی اشک خونین بریزی- مروارید و یاقوت با مژه هایت به رشته بکشی-(خانلری: در و یاقوت)
4- آنکه با مژه ها خاک میخانه عشق را پاک نکند، هیچ گاه بویی از عشق نمی برد.
5-دیشب در باغ ارم شیراز که لطافت هوا، زلف سنیل را با نسیم سحری پریشان می کرد،
6- ( از فرط حال خوش و با تکیه بر دولت هوشیاری عشق- عشق یعنی آگاهی از فنای خویشتن و رسیدن به پادشاهی لایزال، قابل مقایسه با سقوط جمشید پس از خودخواهی) پرسیدم ای تکیه گاه جمشید، جام جهان نمایت کجاست؟گفت افسوس که آن پادشاهی آگاه، به خواب رفت( به دلیل خارج شدن از سلطنت آگاهی عشق و وارد شدن در خواب تخیلی خودخواهی)
7- ( پس از درک دولت عشق و آگاهی از فنای خویش) سخن عشق بازگو کردنی نیست ای ساقی بی خویشتنم کن و این گفتگو( بی فایده) را پایان ده.
8- گریه بی اختیارم بر خرد و شکیبایی چیره شد( در دریای اشکم گم شد- عشق بر عقل فائق آمد) عشق پنهان کردنی نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

رضا ساقی گرامی
مثل همیشه جامع,ساده, کاربردی, مو شکافانه و حافظانه بود.
دست مریزاد!
همیشه شاد و دلت آباد.

SeaAwash در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۷:

متن دو اشتباه تایپی دارد. در پایان جمله دوم "ف" بجای " ، " تایپ شده و در جمله آخر نیز " بعزت" صحیح است.
الهی بشناخت تو زندگانیم، به نصرت تو شادانیم ، بکرامت تو نازانیم و بعزت تو عزیزانیم

SeaAwash در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۶:

در خط اول
" کرا توان است" صحیح می باشد.

SeaAwash در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۴۶:

در خط اول
کرا توان است"

همایون در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۵:

عناصر عرفان ایرانی جلال دین اینجا در این غزل خود را به نمایش میگذارند
خیال به خدا مربوط نمیشود بلکه عنصر انسانی و عرفانی است که شاهی انسان در هستی را پایدار می سازد، روشنایی و نور نیز به انسان و درون انسان مربوط میشود که امروز را به فردایی نو و تازه وصل میکند
مستی هم عنصری انسانی و عرفانی است که امروز را به دیروز می پیوندد و شکوه انسان وهستی و شادی و عشق را موجودیت می بخشد
و آتش انسان را پهلوان و کارآمد میکند و رخس انسان در هستی را به پا می دارد

اسد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی اِی کوکب هدایت ...
به نظر میرسد که شبی شاعر با کوکب هدایت ( خواهر ناتنی صادق هدایت) قایم باشک بازی میکرده و بعد از آنکه در هیچ گوشه ای او را نیافته این شعر را سروده ...

علی خوشیوال در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۷:

شعر بالایی را در سروده فوقالعاده زیبا استاد سرآهنگ سروده است، که بعضی از مصرع ها را از آن شنیدم ، که در سایت شما آنهارا نیافتم:
هر ناله به رنگی میبردم از خویش
در مکتب غم سیلی استاد من این است
هر حرف که آید به لبم نام تو باشد
از نسخه هستی سبق یار من این است
مدهوش تغافل کرده ای ابروی یارم
جامی که مرا میبرد از یاد من این است
چون اشک ز سر گشته گی ام نیست رهایی
بیدل چه کنم نشه ایجاد من این است

س. توکلی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز:

ازجمله بهترین آثار حکیم دربارهٔ فلسفه و حکمت است..

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

.خوانش صوتی شعر بسیار ضعیف هست.
ضعیف از نظر انتقال مفهوم و حس حال و این انتقال جز توسط کسی که خودش اهل مطالعه و عرفان باشد میسر نیست.لطفا خوانش این شعرهای پر محتوا رو به اهل دل بسپارید نه صرفا اهل علم.
صرفا با بالا و پایین کردن تن صدا؛ شعر قشنگ نمیشه.
اگر شعر رو با پوست و خونت درک کرده باشی اونوقت اگر خیلی ساده هم بخونی باز به دل میشینه.
به قول حافظ : تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی ....

هادی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

من دوست دارم که از ان یار تعبیر به مراد حقیقی حضرت صاحب الزمان کنم اکنون که او در مقام رضا تسلیم حق چرا ما در مقام ادب عاشقی نکنیم

دکتر کریمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

به نظر میرسد عنوان شعر وعده خلاف (صفت مرکب) باشد.
وعده خلاف . [ وَ دَ / دِ خ ِ ] (ص مرکب ) آنکه برخلاف قول و قرار خود عمل کند. بد وعده . بدقول . آنکه وعده کند و وفا نکند.

علی مرادنیا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

چه معناهای وسیع و درسها درین غزل هست که کاملا به اونها بی توجهیم. و ... مغز رابگذاشتیم و پوست را برداشتیم :\

علی مرادنیا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

دنبال چه چیزهایی هستیم! «راه» عشق، یا «بحر» عشق؟ چه تقاوتی داره «کرانه» باشه یا «کناره»؟

دکتر کریمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

آبان 1347

سیدمحسن سعیدزاده در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

خواجه،کار بی مزد ومنّت میخواهد
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود،روش بنده پروری داند.
کسی که دردل خود با خدا حرف میزند ومیگوید این کار رابرای تو انجام دادم ویا میگوید اینکاررا انجام دادم وتوقع مزد دارم ودردلش میگذرد با انجام کار نیک به بهشت خواهد رفت؛یابهشت را تصور میکند؛بندگی به شرط مزد میکند وخواجه را نه عالم میداند ونه عاقل.اززاویه عقل ناقص وجهل خود اقدام به عمل میکند.وحافظ ازاین شیوه بندگی سخن گفته وآنرا نقد کرده است.بنده اصلا نباید نیّت کند؛ابدا نباید قصد قربت نماید؛هرگز نباید توقع پاداش داشته باشد؛چه رسد که آنرا طلب کند وکار خودرا مشروط به مزد نماید !
او بنده است وازخود هیچ ندارد وهیچ نمیخواهد.سروکار او با خوجه کاینات است؛با علیم وسمیع وبصیر وحکیم مطلق جهان.او خدارانشناخته که نیّت میکند وتوقع مزد،دارد.
*قصدوجه،قصد تقرّب،ونیّت کردن؛با(سمیع وبصیر دانستن ولذا) عالم دانستن وحکیم شمردن خدا نمیسازد.دراینجا عرفان بافقه ازدر تعارض وارد میشود.فقه برظاهر میتند وزندگی مردم دنیا وامور معاشیّه آنان را مد نظردارد. فقیه درحوزه عبادات بادیدگاه معاملاتی اش وارد شده است وبه عبادات طعم معاملات داده است.

اکبر گمگین در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:

سلام خدمت دوستان گنجوری، بیت "از بس که به خون بگشت خون گشت" رو نمی فهمم، کسی می تونه زحمت بکشه توضیحی بده؟

ایمان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

سلام.
بیت " چو شد حجتت بر خدایی درست ..."
گدایی چه معنی میدهد؟
همچنین معنی (نه مفهوم) بیت رو متوجه نشدم

بهزاد آریا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:

درود بر شما
به فکرم " حمد بی حد مر خدای پاک را " درست است.
حمد بی حد مر خدای پاک را
آنکه ایمان داد مشتی خاک را
همچنان " از تن صابر به کرمان قوت داد" و هم ز یونس لقمۀ با حوت داد"
از تن صابر بکرمان قوت داد
هم ز یونس لقمهٔ با حوت داد
مر خدا " آن خدا" ، بکرمان به "بکژمان" و حوت " حوث" نوشته شدند

احمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

به نظر من مخاطب حافظ در تمام این ابیات خودش است و این هنر حافظ است وقتی به دلایل روزمره از خود واقعی اش دور می شود حالش را در قالب بهترین کلمات به شعر بیان می کند .

۱
۱۹۵۴
۱۹۵۵
۱۹۵۶
۱۹۵۷
۱۹۵۸
۵۷۲۵