گنجور

حاشیه‌ها

همایون در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۴:

این غزل مانند یک بیانیه و مانیفست است که در آن جلال دین آشکار میکند که با آمدن شمس و دوستی با او یک فرهنگ کاملن نوینی پایه گذاری میشود
زیبایی و عشق تعریف تازه ای پیدا میکند، راه نویی و وهروان نویی و عرفان و تصوف تازه ای پدیدار میگردد که تا کنون نبوده است و اگر هم بوده در دیگری باز شده است و روش کارآمد و برنامه ای جهانی برای انسان و هستی ارمغان آورده شده است

ایرج در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

بابت زحماتی که میکشید سپاسگزارم.

عدنان العصفور در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک:

گنگ دژ هوخت را ساخته ماردوش یا فریدون و یا جمشید میدانند - - اژدهاک بیور اسپ - و یا دهاک بیور اسپ است -

عدنان العصفور در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک:

در شاهنامه دو گنگ دز است یکی ساخته و پرداخته سیاوش است خراسان یا ختن یا پهله ایست پارسی در سرزمین ترکان اما سیاوش ساخت و دیگر در شام است که تازی همی خانه پاک دان و انرا گنگ دژ خوخت گویند گنگ دژ هوخت گفتند و نه هودج - هودج از لغزش نویسندگان نسخه شاهنامه بوده و نه گفته فردوسی -
همی گنگ دژ هوختش خواندند
به خشکی رسیدند سر کینه جوی
به بیت‌المقدس نِهادند روی
که بر پهلَوانی زبان راندند
همی «کَنگْ دِژْ هوخْتَ» ش خواندند

Sdf در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله:

بیت چهارم،به نظرم قاصد آه باشه نه قاصد راه،البته نظرمه!

احمدعلی غلامی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۲:

با توجه به غزل لسان الغیب حافظ:
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست ......
می توان گفت لسان الغیب حافظ این غزل را به استقبال از غزل خواجو کرمانی ساخته و پرداخته است. غزل حافظ در 10 بیت و بسیار روان و دارای تشبیهات دلنشین است و حافظ در چند بیت از این تشبیهات بهره برده و در مقام مقابله با خواجو برآمده است.
1399/09/02

محمود علی اصغری در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » فال قهوه:

یاقوت لب لعل تو مر،جان مرا قوت...
...قربان وفاتم به وفاتم گذری کن...
این سروده رباعی نیست و اصلا"منسوب"به شاطرعباس صبوحی هم نیست.
این ابیات، بیت دوم و هفتم غزلی است از دیوان مخلص کاشانی.

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۲:

البته به همین شکل هم اگر "که آن" رو به صورت سر هم ("کان") بخونیم. مصرع سه روی وزن میاد و معنای بهتری هم خواهد داد. با تشکر

مهدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهی:

این شعر را زیب‌النسا بنگش (Zeb Bangash) سراینده پاکستانی خوانده است.
پیوند به وبگاه بیرونی

فاطمه حاج حسینی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

به نظرم در بیت دوم واژه چون اول به معنی چگونه است، پس باید (چوون )تلفظ شود و چون دوم (چُن) به معنی زیرا
دیدم تلفظ ها متفاوت بود فکر کردم درستش باید این باشه.
حتی در بیت چهارم به نظرم تلفظ درست (چوون) باشه ، بیشتر معنی میده.

غلامعلی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

به نظر می‌رسد خطاب خواجه حافظ در خصوص مصرع اول، خطاب عام است و توصیه همگان به کاشتن درخت دوستی است و خود کاشتن درخت دوستی از همان ابتدای کاشت شما به مقصود رسیده‌اید و در حقیقت کام دل به ثمر نشسته است. در مصرع دوم خطاب ایشان به دیگران است که اگر چه این نهال توسط دیگران کاشته شده، توصیه به کندن آن از ریشه نموده است و توصیه به رفع اختلاف و ایجاد مودت و دوستی است هرچند شما در آن اختلاف و دشمنی نقشی نداشته باشید.

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰:

سلام،به نظر میرسد مصرع دوم از نظر وزن مشکل دارد.

میر آقا سجادی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » شاطر اوغلان:

باغچاموز فاسد اولوپ گرک بیللن سین ,,
اشاره و کنایه از فساد حکومت است که باید اصلاح ساختاری شود و بیل بخورد و سنگهای ناجور آن برداشته شود , یعنی مدیران فاسد در هر طبقه و مقام عوض شوند تا استبداد و شرک و هواپرستی حاکم جای خویش را به حاکم عدالت ورز و آزادیخواه داده شود . همین

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳۶:

سلام
به نظرم در بیت دوم باید بین "وگر" و "نه" یک فاصله باشه (حتی یک ویرگول هم میشه بعد از "وگر" گذاشت)
چون واژه "نه" متعلق به کلمه "راعی" است؛ نه "وگر"
"نه راعی خلقست" یعنی: راعی (چوپان) خلق نیست

سمیرا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام اورمزد » بخش ۲:

نه اتفاق گاز درسته چون سر به گاز آمدن کنایه است از نزدیک مرگ شدن در دهخدا امده.

ابراهیم اسماعیلی اراضی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - فی مرثیة ابنه لمّا هلک بالغرق:

مصراع دوم بیت پنجم «بازپس‌ماندند» درست است.

یاسر رییسوند(پاییز) در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۰:

سلام.به دوستان گنجوری
باباطاهر اول اینکه ایرانی ست
گویش اش لکی ست لری هم گفته یعنی دو گویش خویشاوند ایرانی.
درازی شو ...با توجه به مو صحیح است
پاییز خود هم لک و هم لر است علاوه بر فحوای کلام شعر
پاییز یاسر رییسوند

آرش در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:

داستان شاه محمود و ایاز سعدی شیرازی
پیوند به وبگاه بیرونی

رستگاری در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

این رباعی هم مانند سایر اشعار شاعران ایران ، به صراحت حرفش را می زند ، حال اگر کسانی می خواهند برای فریب دیگران و یا خودشان ، آن را توجیه و تفسیر دیگری کنند تا توهماتشان آسیب نبیند !!!٬ امر دیگریست ، ولی این رباعی ، هیچ ارتباطی با شمس و خدا و سایر باورها ندارد ، بلکه به وضوح به بیان ملموس و محسوس ، و معقول حقیقت می پردازد .
و ضمنأ : من بنده ی آن دمم ، دقیقأ اشاره به همان وقتی است که دیگر مرده است و نمی تواند جام دیگری را بگیرد وگرنه می گرفت ، چون ، به نظر حکیم ما ، زندگی این جهانی که اکنون در آن هستیم جز پرداختن به حقیقت و مفید بودن برای انسانهای دیگر نیست .
آری ،
من بنده ی آن دمم ٬ یعنی همان دمی که اشباع شده ام و ظرفیتم تکمیل شده و به کمال رسیده ام و این درست همان وقتیست که ازین جهان رخت بر بسته ام و امکان گرفتن جامی دیگر ندارم .

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۲:

من دل به باد داده

۱
۱۹۵۶
۱۹۵۷
۱۹۵۸
۱۹۵۹
۱۹۶۰
۵۷۲۵