افشین آرامش در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۳ در پاسخ به احمد تدین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
به یقین مراد از پیر مغان ساقط کوثر حضرت علی بن ابی طالب است . حال شما بگویید مراد از روح القدس کیست ؟
نیما رنجبر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۰ در پاسخ به محمد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
به نظرم از اونجا که نور رو موجودی مجرد می دونستن برای همین در شعر نور رو از چهار رکن اصلی عالم مادی جدا می کنه
فاطمه زندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
درود
بیت هشتم ،به نماز آمده محراب دو ابروی تو دید
دلش از دست ببردند و به زنار برفت
به نماز آمده بود :کنایه از پارسا ،محراب ابرو :اضافه تشبیهی ...دل از دست بردن ،کنایه از عاشق شدن ..زنارهر رشته ای را گویند.. بستن زنار بر کمر
معنای بیت ..پارسای نمازگزار هنگامی که محراب و کمان ابروان تو را دید ..دل و دین از دست داد و در حالی که زنار بر کمر بسته بود از آنجا رفت.
حافظ: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد..و بیت اخر
تو نه مرد گل بستان امیدی ،سعدی
که به پهلو نتوانی به سر خار برفت
مرد چیزی بودن ،کنایه از حریف بودن و از عهده ء کاری بر آمدن است.بستان امید اضافه ء تشبیهی ،که به پهلو نتوانی برفت ..تو که نمی توانی با پهلو بر سر خار حرکت کنی ..عاشق حقیقی نیستی..عاشق صادق باید بتواند آزار خارِ گل را تحمل کند..
سپاسگزارم از بزرگوارانی که زحمت اداره گنجور را می کشند ..حق یارتان 🙏
رضا تبار در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
معنی ابیات
1- ماه روزه تمام شد و عید(رمضان) پدیدار گشت و دلها به شور و شوق افتاد.
-شراب(عشق)درخمخانه(دل)رسید و زمان نوشیدنش است.
2-نوبت زاهدان ریایی سختگیر بسر رسید.
- زمان رندان(پاک دلان بیباک و زیرک) و وقت طرب (شادی)فرا رسید .
3-(خطاب به کوته اندیشان): چرا باید کسی را که اینچنین عشق می ورزد سرزنش کرد؟!،
- این چه عیبجویی نابخردانه است. این چه اشتباهی است؟!(که شما می کنید).
4-عشق ورزی که تو عیبش میدانی بهتر از،
- آن زهدی است که آمیخته با تظاهر و ریا است.
5-ما پاک دلان کسانی نیستیم که اهل ریا یا همسو با ریا و ریاکاران باشیم.
- خداوند عالم و آگاه که از اسرار درون (انسانها) با خبر است بر حال ما شاهد است.
6-ما احکام الهی را بجا می آوریم و به کسی بدی(آزار) نمی رسانیم.
- وآنچه که (شرع) حلال نکرده ما حلال نمی خوانیم.
7-چه اشکالی دارد اگر من(حافظ) با تو (زاهد) در راه عشق و معرفت قدم برداریم.
- باده(عشق) از بوته انگور(کنایه از خاستگاه عشق است که از از وجود عارف و سالک برخاسته )است نه از خون شما(بنابراین اگر این عشق تبعاتی هم داشته باشد ، برای خود عاشق است . نه شما!).
8-چگونه می توان خصیصه عشق را که خود عیب زدا است(مثل زدودن غفلت -ریا -تظاهر ...از شخصیت انسان)عیب دانست!
- بفرض اینکه عیب هم باشد! آیا انسان بدون عیب هم وجود دارد؟
فاطمه زندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
سعدی ،چو گرفتار شدی تن به قضا ده
دریا دُر و مرجان بوَد و هول و مخافت
سعدی ،هنگامی که اسیر عشق شدی ،در برابر تقدیر و سرنوشت تسلیم باش و راضی باش..همانگونه که در،دریا دُر و مرجان وجود دارد و پر از سود .. ترس وبیم برای رسیدن به آنها وجود دارد.و باید تحمل کنیم.
وفا خواهی جفا کش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر
...درود خدا بر حکیم سخن حضرت سعدی 🙏
علی حسینیان مقدم در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۰ در پاسخ به جاوید مدرس اول رافض دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
یه سوال برام پیش اومده می خواستم نظر شما رو هم بدونم.
ممنون میشم جواب بدین.سوال من اینکه حافظ همان طور که از تخلصش برمی آید؛ نگه دار قرآن در سینه ی خود بوده است؛ اما چرا در قیاس بین می و شراب و باده نوشی با ریاکاری و تزویر؛ صحبت از خوب و بد و یا افضل بودن؛ می کند. شراب خوب است و ریا بد! و یا به تعبیر دیگر گناه شراب افضل و بهتر از گناه ریا است؟
آیا بر چیزی که گناه است و ذاتا شر و بدی در آن است؛ می شود خوب بودن را اطلاق کرد؟
چرا هیچ گاه نیامده بین بد و بدتر این قیاس را انجام دهد: شراب و می بد و ریاکاری بدتر!آیا با توجه به حکم قرآن، قیاس خوب و بد کردن بین دو امر ناصواب درست است؟ که بعد از اینهمه سال، برخی متاثر از این اندیشه، در جلسات مذهبی می گویند مجلس شراب بهتر از مجلس ریا است؟
ایمان پارسا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:
با عرض سلام و ادب به همه عزیزان
«شراب دوساله» رمزی برای سورههای قرآن مجید است که به سبب جایگاه نزول آنها بر دو گونۀ مکی و مدنی بخش شده.
توضیح مطلب آنکه، «سال» به معنای «زمان»، «زمانه» و «روزگار» هم هست.
در لغت نامه عمید، هم سال به معنای «زمانه» آمده و دهخدا هم میگه: «یکی از معانی سال، زمان ، روزگار و زمانه است:
به دژ در نبد راه از آن خواسته/ گذشته برو سال و ناکاسته .(فردوسی .)»
استفاده از سال به معنای روزگار در اشعار حافظ نیز سابقه دارد:
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت/
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام /
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش/
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
در نتیجه «شراب دوساله» یعنی «شراب دو روزگاره» که همان قرآن کریم است. که داری دو بخش یعنی روزگار مکّی و روزگار مدنی است.
ایمان پارسا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
«می دوساله» رمزی برای سورههای قرآن مجید است که به سبب جایگاه نزول آنها بر دو گونۀ مکی و مدنی بخش شده.
توضیح مطلب آنکه، «سال» به معنای «زمان»، «زمانه» و «روزگار» هم هست.
در لغت نامه عمید، هم سال به معنای «زمانه» آمده و دهخدا هم میگه: «یکی از معنای سال، زمان ، روزگار و زمانه است:
به دژ در نبد راه از آن خواسته/ گذشته برو سال و ناکاسته .(فردوسی .)»
استفاده از سال به معنای روزگار در اشعار حافظ نیز سابقه دارد:
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت/
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام /
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش/
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
در نتیجه «می دوساله» یعنی «می دو روزگاره» که همان قرآن کریم است. که داری دو بخش یعنی روزگار مکّی و روزگار مدنی است.
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
پالیز برابر با برداشت و گرداوردن بار کشته است و این گویه دگر پادیز است و گویه دگرش پاییز است این جایگزینی را در ملخ و مدگ و میگ نیز می بینیم
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
همه بوستان زیر برگ گل است
همه کوه زیر گل و سنبل است
بدرد همی باد پیراهنش
درفشان شود آتش اندر تنش
که داند که بلبل چه گوید همی
بزیر گل اندر چه موید همی
نگر بامدادان که تابشنوی
ز بلبل سخن گفتن پهلوی
فرزانه توس
-
دریغا که بی ما بسی روزگار
بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت
بیاید که ما خاک باشیم و خشت
سخندان شیراز
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۰ در پاسخ به رفیعی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
رستم با خدعه و نیرنگ جانش گرفت ؟ اسفندیار رفته رستم ان پناه ایرانیان را پسر ان خاندان که همواره پشت و پناه ایران بودند یا بکشد یا دست بسته نزد پدر بی همه چیزش بیاورد برای چه ؟ برای انکه زودتر به شاهی برسد ؟ او مرد پیکار رستم نبود مگر انکه به تن رویین خویش مینازید و در پایان هم که کشته شد باز فرزند خویش را به رستم سپرد و رستم انهمه مرد بود که با همه نامردی افراسیاب او باز پسرش را در خانه خویش چون فرزند بپروراند و باز پسرش خاندان رستم را کشت - - رستم از نخست نمیخواست با اسفندیار بجنگد و این اسفندیار بود که میخواست رستم را بکشد -
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۲ در پاسخ به محسن شمس دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
درست ان درفشان از درفشندگی است درفشان گویه دیگر درخشان است و این واژه در شاهنامه بسیار آمده - بدرد همی باد پیراهنش درفشان شود آتش اندر تنش - چگونه به این بیراهه میتوان رفت و واژه در افشان را برای این سروده به یاد اورد ؟ درفشان شود اتش اندر تنش - درخشان شود اتش اندرتنش - جایگزینی ف به خ و خ به ف از گویه های کهن پارسیان بوده و هم اکنون نیز در پامیر رواج دارد چون فرشید و خورشید - درخشند و درفشنده -درفش کاویان درش کاویان -
جهان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
عاشق خدا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۰ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
بسم الله چقدر این آقای رضا زیبا و سلیس و روان تمام شعرهایحافظ رو معنا کردن خدا خیرشون بده انشالله
شهرام فرهادی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۹۴ - غزل:
فکر کنم دو تا شعر مجزا بهم وصل شدن
رضا از کرمان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:
سلام
متشکرم از توجه شما
شاد وخرم باشید
غلامرضا انصاری در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
این غزل در غزلیات حیدر شیرازی به شماره ۴۷ که قرن ۸ و ساکن شیراز بوده آمده فقط تخلص حیدر دارد.
غزلیات او در گنجور موجود است
البته غزل المنه لله که در میکده باز است نیز چنین است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله:
در بیت 21 آمده است:
اول ز پیشگاه قدم عقل زاد و بس...............آری که از یکی یکی آید به ابتدا
پیشگاه قدم= آستان پروردگار
معنی: اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود. بعد در مصراع دوم به حدیثی از پیامبر صلوات الله علیه و آله اشاره میکند که فرمود: أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْل، عقل نخستین چیزی بود که خداوند آفرید.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله:
با لا برآر نفس چلیپا پرست از آنک.............. عیسی توست نفس و صلیب است شکل لا
ابتدای بیت را دو گونه میتوان خواند: الف) بالا برآر(یعنی بالا ببر) ب) با لا برآر (با توحید(لا = لااله الا الله)) مقام خود را ارتقا ببخش.
نفس چلیپاپرست= نفس کافر
معنی: نفس کافرکیش خود را با اندیشة توحیدی(لا) ارتقا ببخش زیرا نفس تو همچون عیسی است و اندیشه توحیدی مانند صلیبی است که عیسی با به دار آویخته شدن بر آن به ملکوت رسید. زیرا در آیه 55 سوره آل عمران آمده است: «به یاد آر آن گاه را که خداوند فرمود: ای عیسی، من تو را به قرب خود بالا می برم و از معاشرت کافران پاک می گردانم».
رضا آذرآیین در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۲۴: