گنجور

حاشیه‌ها

مهدی ملک سعیدی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:

سلام  خدمت دوستان گرامی

به نظر بنده نگاه صفر یا 100 به انسان ها اشتباهه به جز در مورد پیامیران و ائمه طاهرین و اینکه فکر کنیم  اولیا خدا از هر اشتباهی مصون هستند این طور نیست . به قول شیخ بهایی:

غافل مشو که مرکب مردان مرد را

در سنگلاخ بادیه پیها بریده اند

نومید هم مباش که رندان جرعه نوش

ناگه بیک خروش به منزل رسیده اند

اگر چه مولانا دارای شخصیت بالا مرتبه ایست ولی امثال این اشتباهات در مثنوی زیاد هست .حتی گاهی انسان شائبه جبهه گیری ایشون رو نسبت به تشیع می تونه حس کنه به طور مثال در جایی از مثنوی به شیعیان میگه روافض یا بدتر قوم رذیل .

یا در مسئله موسی و شبان که فلسفه نبوت رو کلا زیر سوال می بره و میگه هر کسی هر طور راحته با خدای خویش .

و.....

اما باید توجه داشت که ایشون قطعا از اردتمندان اهل بیت بخصوص مولا علی بوده و کمتر کسی اشعاری به زیبایی ایشون در وصف مولا علی سروده . و مطمئنا بدون مدد اهل بیت نمبشه به چنین مقاماتی رسید

 

کوروش در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۶ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتم - سؤال کرد که « از نماز فاضل‌تر چه باشد » یک جواب آنک گفتیم:

خط پایانی رو ترجمه میکنید ؟

Mostafa Kouhi در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان:

با درود و سلام، میخواستم عرض کنم اگر امکانش هست در این مصرع "مباد از چینیان چینی برابر وش" کلمه برابر وش را به "بر ابروش" اصلاح کنید. با سپاس 

سعید s.b.afshar۳۴۶@gmail.com در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:

دوستان سلام

این شعر واقعا فوق العاده اس

در بیت اول یار گونومو گوی اسگیه.... استاد با سه بار استفاده ازحرف گ واج آرایی زیبایی خلق کردن و رنج مواجه شدن با شماتت همسر رو بصورت عالی نشون دادن. در بیت سوم هم کلمه یاشا در دومعنی بکار رفته به معنای درود بر تو و همچنین فعل امر زندگی کن که بنظر من در شعر ترکی کم نظیره. دربیت پنجم هم یوخسا جهازیمده گرک... که اشاره بسیار ظریفیه به عادتهای بد ایشان که فوق العاده اس. ارادتمند

شیدایی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۴:

مصرع آخر 

منو یاد

ولایحیطون بشیٍ من علمه الا بما شاء 

انداخت

محمدطهماسبی دهنو۶۶ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۲:

چون نگه پرواز‌ها جمع است در مژگان من

گر همه خوابیده باشم بالشم پر داشته است

امیدوار در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

دوستان عزیز نکند شیر خدا هم شمس تبریزیست؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

امیر در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:

لذت بردیم

محسن جهان در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۴:

شاعر و عارف شهیر قرن چهارم می‌فرماید:
برای رسیدن به وحدت وجود (ذات احدیت) بایست از کثرت طلبی بگذری و به منظور تبدیل به انسان شریف و وارسته نیاز به از خود گذشتگی دارد.
به همین جهت در ره دوست و معشوق ابدی بایست رنج را تحمل کرده و بی سر و پا شوی (به معنی از منیت ها گذشته و تسلیم تقدیر الهی شدن).

فاطمه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش اول - قسمت دوم:

معنی اصلی ابیات عربی به این صورت هست:

عمرم در غفلت گذشت، بقیه اش هم همینطور میگذره. ای ساقی جام را دور بده و خودت هم از آن بنوش (مصرعی مشهور منتسب به یزید بن معاویه)

ای باد اگر از سرزمینی خالی گذشتی، سلام مرا به آنها برسان و اونا رو به شوق من بشارت بده.

و بگو ای سرورم شما در شکستن پیمان شتاب کردید در حالیکه من بر عهد و پیمانم باقی ماندم (اینجا واو حالیه هست)

محمد توحیدی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:

دوست عزیز حمیدجان در مورد "موتوا قبل ان تموتوا یعنی چه؟"
در قسمتی گفتند که "در اثر مخالفت با هوا و هوس، هوا و هوس نفس شهوانی کم کم ضعیف می شود تا به مرحله تلاشی و ضعف مفرط رسیده و از بین برود"
حقیر با این قسمت موافق نیستم که "به مرحله تلاشی برسد" چرا که هوای نفس به مانند دشمنی است که باعث تلاش شما می شود برای پیشرفت و وقتی هوای نفس نباشد (متلاشی شده باشد) زندگی دچار سستی و کِرخی می گردد و به نظر بنده، از همین جهت هست که لذات در این دنیا در دو دسته مباح و غیرمباح قرار داده شده است، اما از نظر عرفا، مرگ ارادی، مبتنی بر ده اصل هست که در اینجا فرصت بیان ندارم

مهدی نظری در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۳ در پاسخ به شیما نوری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

کاملا درسته
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت

مبتدی۷۶ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

با سلام خدمت اساتید گرامی

فکر میکنم تو این غزل، سعدی یه بخش از غم هاش گفته و یه بخش هم از شادیهاش. و اون شادیها رو در نتیجه ی اون غم ها دونسته. یعنی از عدم وصال دوست رنجیده خاطر و ناراحته ولی اینکه از عدم وصال ناراحته رو دوست داره. وای اگر از نرسیدن به مراد و رهرو نبودن ناراحت و غمگین نباشه. اونوقت چه کنه؟ گفته با این توانایی و دانش ما، کار دیگری از دست ما بر نمیاد و باید جویای یارمان باشیم و امیدوار باشیم که او را دریابیم. امیدوار که روزی به خودمان برسیم. غم و شادی رو در این رابطه تعریف کرده و کل هنر زندگی، توانِ تلفیق این دو احساس با یکدیگره که انسان رو کامل میکنه. چه، اگر دائم بخواهیم شاد باشیم یا دائم غمگین، اولا امکان نداره و ثانیا تعادل نداریم و بی هدف میشیم. وقتی آن دو را بتوانیم با هم تلفیق کنیم..... درست تر پیش میرویم.

ahad.r در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:

در کتاب شرح دیوان شمس از آقای کریم زمانی، این بیت در ذیل توضیح یکی از ابیات، اینچنین نوشته شده:

توبه بر لب، سُبحه در کف، دل پُر از شوق گناه!

معصیت را خنده می‌آید ز استغفارِ ما !

احسان نجفی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

بی نظیر ، چطور تونستند این همه زیبا بگن ؟؟؟؟ 

 

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

شادروان بهار در پیشگفتار تاریخ بلعمی درباره  یک بیت از این سروده چیزی نوشته که  انرا  کوتاه مینویسم
مقابله دو نسخه  کلیات سعدی که یکی بیست و پنج سال پس از سعدی است و نویسنده گوید انرا از روی خط سعدی نوشته و این نسخه   در کتابخانه دکتر لقمان ادهم  است  با نسخه دیگر که صد سال پس از او نوشته اند و اقای جلیل خان سرور کتابخانه معارف  ان را دارند   میتوان  دستکاری  کاتبان را دید نسخه  قدیمی واصیل این  بیت را اینگونه نوشته و کاتبان پس از او  شعر سعدی را  تلطیف کرده اند
هر که تماشای روی چون سپر کرد
روی سپر کرد پیش تیر ملامت
 و کاتب صد سال پس انرا بدینگونه نوشته
هرکه تماشای روی چون قمرت کرد
سینه سپر کرد پیش تیر ملامت
پایان گفته بهار

بیگمان امروزیان و  کسی که به زبان سعدی اشنا نباشد روی چون قمر و سینه سپر را می پسندد  مگر انکه  باید دید سعدی چه گفته -

-
بار دیگر این غزل سعدی را بخوانیم  بنگریم این عاشق جگر انجیده  چه اندازه در بیان عشق استاد بوده - 
این که   تو داری قیامتست نه قامت 
درود خدا بر روای پاکت باد ای سخنور بزرگ سروده های  تو بجوانی  اواره روزگارم کرد

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز:

در بیت 16:

خانهٔ زنبور شهد آلود رفت از صحن خوان.............چون ز غمزه ساقیان زنبور کافر ساختند

 

در ادامه بیت‌های قبل که سخن از گذشتن از مرزهای شریعت برای باده‌نوشی می‌کند در این بیت عبادتگاه را به سبب صدای زمزمه و نیایش نمازگزاران به کندو زنبور عسل تشبیه کرده و گفته است: از غمزه ساقیان میکده، همهمة عبادت( خانهٔ زنبور شهد آلود) از یاد مسلمانان رفت و مسلمانان حاضر (زنبور) کافر شدند و از آنها زنبور کافر ساختند.

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز:

در بیت 14:

ریسمان سبحه بگسستند و کستی بافتند........گوهر قندیل بشکستند و ساغر ساختند

 

به نظر می‌رسداین قصیده برای عیدفطر سروده شده است که باده‌نوشان بعد از ماه رمضان که حرمت نگاه داشته‌اند به میخانه (که در مصراع دوم  بیت چهارم  گفته شده که در رمضان بسته شبده است) آمده‌اند و به باده‌نوشی پرداخته‌اند. 

باده‌نوشان مسلمانانی فرض شده‌اند که در این روز، نخ تسبیح(ریسمان سبحه) را پاره‌ کرده‌ و کمربند زرتشتی(کستی) بسته‌اند(یعنی به طور موقت به دین زرتشتی بازگشته‌اند) و از چراغدان مسجد(قندیل)، ساغر ساخته‌اند و از آن برای باده نوشی استفاده کرده‌اند. به عبارت دیگر به طور موقت محدودیت دین اسلام برای شراب‌نوشی را کنار زده‌اند.

حافظ هم مفهوم گسسته شدن رشته تسبیح را هنگام وجد عاشقانه چنین سروده است:
رشتة تسبیح اگر بگسست معذورم بدار......دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

 

 

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز:

در بیت 13:

از مسام گاو زرین شد روان گاورس زر.............چون صراحی را سر و حلق کبوتر ساختند

 

صراحی: تنگ شرابی است که از آن باده در جام می‌ریختند و گردن باریکی داشت و هنگامی که شراب از آن به پیاله می‌ریختند صدایی شبیه صدای پرندگان می‌داد. در اینجا خاقانی گردن صراحی را چون سر و خلق کبوتر می‌داند. از سوی دیگر جام‌های طلایی به شکل گاو می‌ساختند(گاو زرین) که وقتی شراب از صراحی در آن می‌ریختند، قطره‌های شراب به مانند قطرات عرق که از روزن پوست(مسام) گاو برون می‌ترواد همچون دانه‌های ارزن(گاورس) در جام زرین به نظر می‌رسیدند. ارزن(گاورس) با حلق کبوتر تناسب دارد که اگرفرض کنیم از گلوی کبوتر چیزی بیرون بریزد می‌تواند دانه ارزن باشد. 
به طور خلاصه خاقانی صحنه فرو ریختن شراب از صراحی به جام را تصویر کرده است.  

مهدی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۰ در پاسخ به 246 دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۷۹:

به نظرم «دیده‌ای» باید درست باشد. من بیت را این طور می‌فهمم:
دیده‌ای که بادِ بهاری چطور گل‌ها را می‌افشاند [می‌ریزاند]؟ مهربانان، جان و دلِ خود را همان‌طور نثارِ تو می‌کنند.

۱
۱۶۱۴
۱۶۱۵
۱۶۱۶
۱۶۱۷
۱۶۱۸
۵۸۱۱