نوید خسروانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
مرحوم استاد شجریان در صوتِ آموزشِ دستگاه راست پنجگاه این غزل را خواندهاند که پس از درآمد و پروانه و... وارد شور میشوند و برمیگردند راست پنجگاه. شاید از نسخهی افشاری با لطفی و نسخهی ماهور (فکر کنم با علیاف) زیباتر باشد. سایت وزین خصوصی هم این آموزش ردیفها را دم دست گذاشته است؛ زاد الله توفیقاتهم
مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۱ در پاسخ به ارش دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
در بیت "یرغو به قاآن بردمی" منظور این است که "دادخواهی از شاه پیش شاه ببرم ؟" در جای دیگر فرموده است که چون دوست دشمن است شکایت کجا برم ؟
مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
در بیت "یرغو به قاآن بردمی" منظور این است که "دادخواهی از شاه پیش شاه ببرم ؟" در جای دیگر فرموده است که چون دوست دشمن است شکایت کجا برم ؟
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:
با سلام و احترام خدمت آقای رضای عزیز و سپاس از شرح خوبتان
فراغ به معنای پیکان را در جایی پیدا نکردم لطفا منبع را ارائه فرمایید
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها » پاره ۳:
تنها یا تنهایی؟
گویی زیرکانه مصراع دوم به تنها و مصراع اول به تنهایی اشاره دارد ؛
درود و بدرود ..
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۴:
زبان براورد و زخم را دهان لیسد
شاهکارست
ای کاش سروده های رودکی پیدا شود
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱:
کابوک آشیانی که چون زمبیل است و از بام خانه اونگ کنند تا کبوتر در ان لانه کند
تو پروریده کابوک آسمان بودی
از ان قرار نکردی به اشیانه پست
انوری
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۴:
دم دی چون دم گرگ و پلنگ ناخوش بود و با امدن بهار ان دم چون ژنگ مانی است
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۰:
یشک نهنگ دارد - یشک نیش جانوران است
تابش در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
رو سر بنه به طاعت
در راه او فنا شو
بشکن بت هوس را
از رنج و غم رها شو
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
19
می لعل ده چو ناخنة دیدة شفق..............تا رنگ صبح ناخن ما را برافکند
معنی: سرخی آسمان هنگام غروب(شفق) مانند چشمی است که در اثر بیماری ناخنه در سفیدی آن خون دویده است. خاقانی از ساقی شرابی سرخ(لعل رنگ) طلب میکند که به سرخی آسمان هنگام غروب باشد تا بیماری او(کبودی ناخن) را رفع کند.
نکات ادبی: ناخن، ناخون بوده یعنی جایی که در آنجا خون وجود ندارد/ ناخنة : نوعی بیماری چشم/ دیدة شفق: اضافه استعاری(شفق مانند انسانی است که چشم دارد)/ در چشمدرد(ناخنه)، خون به سفیدی چشم میدود و خاقانی شراب دیدهای که ناخنه میگیرد چون خون به سفیدی چشم میدود./ خاقانی کبودی ناخن را که در اثر ضربه کبود میشود به کبودی آسمان هنگام صبح تشبیه کرده است. / کبودی ناخن در این بیت مجاز از ناخوشی خاقانی است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
15
گردد زمین ز جرعه چنان مست کز درون............هر گنج زر که داشت به عمدا برافکند
معنی:خورشید، پرتوهای نورانی خود را مانند شراب در کام زمین فروریخته و آن را چنان مست و بیخود کرده است که گنجینههای خود را بیرون میریزد. بیرون ریختن گنج زر اشاره به مستانی دارد که هنگام مستی بسیاری از اسرار زندگیشان را بیان میکنند. مصداق مستی و راستی
نکات ادبی: جرعه= استعاره از پرتوهای خورشید
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
14
از بس که جرعه بر تن افسردة زمین................آن آتشین دواج سراپا برافکند
معنی: وقتی پرتوهای خورشید به تن زمین که در شب خفته است، میتابد آن را از خواب برمیخیزاند(سراپا).
نکات ادبی: آتشین دواج= بالاپوش با ردای آتشین/ جرعه= استعاره از پرتوهای خورشید/ تن افسردة زمین= زمین در شب خفته/ صورت مرتب این بیت این چنین است: آن آتشین دواج، از بس جرعه بر تن افسرده زمین[ریخته، زمین را] سراپا برافکند.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
13
آب حیات نوشد و پس خاک مردگان.................بر روی هفت دخمة خضرا برافکند
معنی: بادهنوشان، شراب(آب حیات) مینوشند و بخشی از آن را به خاکی که مردگان به زیر آن خفتهاند.(هفت دخمة خضرا). معنی دوم: نور خورشید مانند آب حیات است که زمینی را که در شب مانند مردگان بیحرکت مانده است به جنبش وا میدارد و آن را زنده میکند و هفت فلک را برمیخیزاند.
نکته: رسمی بوده که بادهکشان، مقداری از جرعة جام را برخاک میریختند. همان که حافظ میگوید: اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک.
خاقانی میگوید که میریزند. دخمه همان گوری است که زرتشتیان مردههای خود را در آن مینهادند. هفت دخمة خضرا= هفت
نکات ادبی: آب حیات استعاره از شراب/ هفت دخمة خضرا: هفت فلک را به گور تشبیه کرده است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
11
عاشق به رغم سبحة زاهد کند صبوح..............بس جرعه هم به زاهد قرا برافکند
معنی: عاشق برخلاف زاهد که هنگام سحر(پیش از بامداد) به نیایش و نماز شب(سبحه) مشغول است، می صبحگاهی(صبوح) مینوشد. علاوه بر این این عاشق صبوحینوش چند جرعه(پیالهای) هم به یاد زاهد قرآنخوان مینوشد.
نکات ادبی: تضاد عاشق و زاهد/ همآوایی سبحه و صبوح/ سبحه= نماز و دعای سحرگاهی/ صبوح= بادة صبحگاهی/ قرا= قرآن خوان/ جرعه: مجاز جزء و کل از پیاله شراب
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
10
کیخسروانه جام ز خون سیاوشان...............گنج فراسیاب به سیما برافکند
معنی: معنی ساده این بیت چنین است در اثر نوشیدن شراب صورت نوشنده گلگون میشود.
نکات ادبی: کیخسروانه جام: در واقع جام کیخسروانه است. یعنی جام شاهانه، جام شراب شاهان از طلا بود./ گنج فراسیاب: گنج چهارم افراسیاب است که خسرو پرویز آن را یافت. از آنجایی که گنج دربردارندة زر است و در قدیم به آن زر سرخ میگفتند پس رنگ گنج فراسیاب باید سرخ باشد./ خون سیاوشان صمغی است سرخرنگ که از درخت شیان میگیرند.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:
9
دریاکشان کوهجگر بادهای به کف................کز تف به کوه لرزة دریا برافکند
معنی: بادهنوشان دلیر(دریاکشان کوهجگر) (همان صبوحی کشان که در بیتهای اول آمده است) باده در دست دارند و با نوشیدن شراب آتش(تف) دلهایشان به تلاطم میافتد. به عبارت سادهتر شور و حرارتی با نوشیدن شراب در دل بادهنوشان به وجود میآید.
نکات ادبی: دریاکشان کنایه صفت است از بادهنوشان./ وقتی یکی از معانی پیالة شراب، کشتی است پس دریا هم میتواند استعاره از شراب باشد./ کوه، صفت است برای جگر و در مصراع دوم از عبارت کوهجکر فقط کوه مانده است که اشاره به دل میکند. / کوهجگر= کسانی که دلی چون کوه دارند و به عبارت دیگر دلیر و پردل هستند/ لرزة دریا: موج دریا/ جگر مجاز از دل آتشین است و با تف به معنی حرارت تناسب دارد. چون نوشیدن شراب حرارتی در وجود نوشنده ایجاد میکند که به آتش و تف تشبیه شده است/ تف مجاز از شراب
احمدرضا حسنی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۲ - وله ایضا:
به نظر می آید عبارت "شعر ابهر طمع ..." از اشتباهات نساخ است و صحیح آن " شعر را بهر طمع..." است
ابهر نام شهری است و نیز نام رگی است که به قلب متصل می شود و در هر صورت برای عبارت "شعر ابهر" معنای قابل قبولی به ذهنم نرسید فارغ از اینکه جمله هم اشکال پیدا می کند
احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۱۷ - رفتن سام نریمان به شکار و دیدن گور را:
امروز بزرگداشت خواجوی کرمانی بود
حماسی سرایی فقط فرزانه توس ;)
نوید خسروانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۳: