گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ایرج بسطامی » افشاری مرکب » نفس باد صبا

احمدرضا احمدی » عاشقانه های حافظ » عاشقانه های حافظ ۷

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی پورابراهیم نوشته:

امروز در حالیکه روز میلاد پیامبرامین رحمت للعالمین است و مردم به یکدیگر تبریک میگویند در حال خونه تکونی و خود تکونی جیب تکونی نیز هستند خلاصه تکون تکونه

خیابونا که خدا بده برکت از مشتری!!! انواع مغازه ها پر از مشتری اصلا جا نیست داخل مغازه بشی

توی پیاده روها هم که بساط ماهی گلی و مخلفات سفره هفت سین غوغا میکنه . توی کوچه و خیابون روی دست زن و مرد و دختر و پسر کاسه سمنی هست که می برند و می آورند منهم که عاشق و خوره سمنی

هی میخوام بهشون یگم اجازه می دهید یک انگشت توی سمنی شما بزنم و بلیسم !!!!

از طرفی دیگر تداخل رنگارنگ رنگهای گل و ماهی و سبزه و سمنو در بساط فروشی ها و دوبار پهن شدن لباس های رنگارنگ بهاره و ورچیده شدن لباس های تیره و کدر زمستانه و رفت و آمد پدران و مادران همراه با بچه هایشان برای خرید نوروز جلوه زیبایی به خیابونها بخشیده !!!! جلوه ای که کمتر از زیبایی عید و بهار نیست !!!!!

اصلا همین مقدمات قبل از عید مکمل زیبایی عید و سال تحویله !!!!

حافظ شیرین سخن می فرماید :

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

یعنی بهار میاد و باد خوش نفس بهشتی عطر افشانی خواهد کرد و طبیعت حالت زمستونیش را از دست میده و بهاری و سرسبز میشه

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

همون بهار بیت قبلی گلبرگهای ارغوانی رنگ زیبایی همانند جام شراب به گل یاسمن می بخشه

و چشمان خوشکل و قشنگ یار عزیز که اینجا این چشم زیبا به گل نرگس تشبیه شده عاشقانه به گل شقایق نگران میشه یعنی مینگره و نظاره گر میشه به گل شقایقی که کم کم توی این ایام توی دشت و صحرا پخش و پرا میشن

البته این معنی و تفسیر ظاهریه این اشعاره وگرنه معنی عرفانی اون خیلی باحال تره

در چند خط زیر نیز منظور من از نگران همان نگریستن است

در ازداحام جمعیت انبوهی که برای خرید توی خیابونا ریخته اند نکات زیر به خوبی نمایان هست

۱- پدران و مادران نگران قیمتها!!!! ( البته اینجا نگران در هردو معنی )

۲- دختر کوچولوها و پسرکوچولوها نگران ماهیها و اسباب بازی ها و رنگها و خوردنی ها!!!!!

۳- دختران و پسران جوان نگران یکدیگر (آی که چقدر هم عاشقانه وبی تابانه !!!!! )

۴- و وووو !!!!!!!!!!!!!!!!

۵- من هم نگران همه !!!!!!!!!!!

محمد علی قانع شیرازی نوشته:

در این غزل که به حق یکی از زیباترین غزلیات خواجه شیراز است ،اشاره به امام عصر (عج) می کند و در بیت (چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد) اشاره مستقیم به آقا امام زمان دارد.

امین نوشته:

من می خواستم این شعر رو جایی بنویسم.هر چه سعی کردم شعر رو خلاصه کنم طوری که به بیان حس و کلیت شعر ضربه نخوره نشد.واقعا شاهکاریه که به مرور زمان صیقل خورده و خودشو اثبات کرده.به علاوه به نظر من این شعر هیچ المانی که به امام زمان اشاره کنه نداره.من هیچ جایی منبعی از این که حافظ شیعه ی اثنی عشری بوده باشه ندیدم.اگرم بوده باشه هیچ ربطی به شعرش و این شعر وجود نداره.مگر اینکه بخواییم توجیه و تفسیر به رای کنیم.

سعید قبله مرکید نوشته:

در این غزل آمدن ایام بهار و اتمام زمستان به زیباترین شکل بیان شده است. گل نرگس که ویژگی آن رویش در انتهای فصل زمستان است، با دیدن شقایق که رویش آن نشانگر آغاز فصل بهار است به موعد انتهای عمر خود پی می برد.

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

درود بر دوستان عزیز :
این که دوستی این غزل را به حضرت مهدی ( عج ) نسبت دادند برداشت ایشان است . ولی این که حافظ شیعه نبوده و سندی نداریم صحیح نیست اسنادی هست هر چند ضعیف مثلا در حمله ی شاه منصور به شیراز که در تصرف تیمور بود آخرین روز های عمر حافظ ۷۹۰ تقریبا حافظ نسروده است :
کجاست آن دجال چشم ملحد کیش
بگو که مهدی صاحب زمان آمد …
پس داریم و چند تا هم داریم اما هیچ کدام دلیل شیعه گری حافظ جبری نیست .
اما این غزل داستان دیگری دارد و آن حمله ی شاه شجاع به شیراز جهت تصرف شیراز از برادرش شاه محمود است به سال ۷۶۷
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

بلبل خود حافظ است که از دست محمود به فغان آمده است و در بیت مقطع حافظ به شاه شجاع می فرماید
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
یعنی اگر زودتر نیایی و شیراز را تصرف نکنی حفظ از غصه خواهد مرد و …
غزل اصلا عرفانی نیست بیان جنگ شیراز به سال ۷۶۷ است که به پیروزی شاه شجاع و شکست شاه محمود انحامید

ناشناس نوشته:

اگه عرفانی نیست این بیت چیه
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

ناشناس نوشته:

با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی­بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می­شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می­گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد

چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد

و در اواخر این غزل مطرح می­کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می­پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده­اند، بی­اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می­روند.

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

حافظ و ماه رضان، (صیام)
حافظ به عنوان یک انسان آزاده و راد مرد و انسان کامل (با معیارنسبی) اهل مَستی و راستی در مقابل زاهد ریاکار و مکار جبهه گرفته است و از کلیه موارد وامکاناتی که اسباب ریاکاری برای این ظاهر پرستان و عیب جویانی که خود منشا فساد عظما هستند ،به دید انتقاد و طنز برخورد کرده است تا پرده از ریا و تز ویر این قوم مغرور و سالوس آنها بر دارد و همیشه سر سیتزبا این خود پرستان داشته است.
ماه صیام که دوره و فرصتی برای این گران جانان بی خبر از مشی راستی است
ودر این ماه بر هر مجلس وعظ دامی برای ساده دلان نهاده اند و مست از تزویر و ریای خود بدروغ میلافند وامر بمعروف و نهی از منکر میکنند.
حافظ میگوید :
*زان می ناب کزو پخته شود هر خامی…….گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
.
* مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد………که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی
.
* گر زمسجد بخرابات شدم خرده مگیر ……مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد.
.
* عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس ……که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
.
و زمانی که ماه رمضان تمام میشود و هلال ماه شوال عید فطر را خبر میدهد
حافظ با خوشحالی چنین میسراید.
*روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست …..می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
* نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت……….وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
همچنین باز در غزلی دیگر همین مضمون را تکرار میکند و ظنز آمیز بر ریاکاران که در این دوره خودنمایی شایانی دارند میتازد.
* ساقی بیار باده که ماه صیام رفت…………درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
* وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم…………..عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
* مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی……….در عرصه خیال که آمد کدام رفت
* دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید…………تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت
زاهد خود پرست و مغرور خود را ایمن از هر چیز و گناهان و آتش دوزخ میداند بی خبر از اینکه رند گناهکار با مستی راستی خود اهل بهشت است.
* زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه………………….رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
شرح بیت: **- زاهد به علت تکبر و غروری که داشت به سلامت و رستگاری راه نیافت ; رند از راه نیاز و فروتنی به بهشت خدا رفت ،دارالسلام : نام یکی از هشت خلد یا هشت بهشت است و به عنوان یکی از القاب بهشت در آیه ۱۲۷ از سوره الانعام (۶) لَهُم دارُالسَلام ِ عِندَ رَبَهِم وَ هُوَ وَلیُهُم بِما کانُوا یَعمَلُون َ نیز آمده است ، معنی لغوی دارالسلام سرای سلامت است ، که با سلامت نبرد راه در مصراع اول مناسبت و ارتباط معنی پیدا می کند،می گوید زاهد بر اثر غروری که به علت زهد و عبادت به او دست داده بود نتوانست از راه سلامت و بی خطر به بهشت راه پیدا کند، ولی رند بی پروا که به عبادت خود مغرور نبود از راه فروتنی و نیاز به بهشت راه یافت ،**
………….
در عزلی دیگر باز مژده میدهد که گردش روزگار مثل ترکان یغما گر سفره گسترده ماه رمضان را غارت کرده ودر این سفره اعم ازاعمال صحیح و اعمال ریاکارانه همه را جمع و با خود برده است . حلول هلال ماه شوال عید فطررا به ارمغان آورده و هلال ماه تازه به دور قدح اشاره میکند باید می خورد و تزویر و ریای یک ماهه ریاکاران گران جان که به هر مجلس وعظ دامی نهاده بودند را فراموش کرد.و باید دانست که اعمال صحیح واجبات زمانی درست و مقبول است که بی ریا و برای رضای حق و خلق باشد و آن زمانی امکاندارد که انسان عاشق و ضمیرش عاری از ریا و تزویر باشد.
* بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد…………هلال عید به دور قدح اشارت کرد
* ثواب روزه و حج قبول آن کس برد …………….که خاک میکده عشق را زیارت کرد
و ازین سبب است که میگوید آمدن ماه صیام هرجند موهبتی است برای تذهیب نفس و دوری از منکرات از طرفی دیگر رفتنش نعتمی است بدان سبب که بازار خود فروشان و خودپسندان دروغین از گرمی میافتد و خودنمایی آنان تمام میشود.
* روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل …………صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
تهیه و تدوین جاوید مدرس رافض

رضا نوشته:

با سلام بابت تفسیر ها باید بگم خیلی زیاد و متنوع هست ولی در مورد بیت چشم نرگس باید عرض کنم
نرگس گل زمستان است و شقایق گل بهار به همین دلیل نگران چون با اومدن شقایق و سمبل بهار سمبل زمستان. و نرگس باید رخت سفر ببندد

کمال نوشته:

فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،مژده بادشماراکه ایام
ناراحتی وپریشانی شمابه پایان رسیده
است،سعادت آغوشش رابرای شماباز،،،،
کرده است ،کافی است که شمابادقت،،،
وبابرنامه ریزی رفتارکنید.زحمات شما،،،
به بارنشسته است وبهای دیگری در،،،،،،،،
زندگیتان به وقوع خواهدپیوست.

طاهری نوشته:

در مورد بیت دوم :
ارغوان جا م عقیقی به سمن خواهد دار چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد
ارغوان نماد معشوق است و سمن چون سفید ورنگ پریده است نماد عاشق و جام دادن به معنای احترام گذاشتن و تکریم کردن.
در مصرع دوم هم چشم نرگس نماد معشوق است و شقایق چون دل سوخته است نماد عاشق .اما شاهکار و شگرد حافظ در واژه نگران است که ایهام دارد نگران به معنای نظاره گر و نگران به معنای تشویش و دل شوره.
در باره این شاه بیت از روزنه های دیگری هم می توان نگاه کرد و صحبت نمود اما مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

بهمن نوشته:

البته گل نرگس از لحاظ طبیعی ارتفاع بلند تر از شقایق را دارد و همینطور سر گل نرگس خمیده است و ترکیب گل ان هم معمولا از دو رنگ است که رنگ میانی مانند مردمک چشم و اطراف آن هم سفید است مانند سفیدی چشم. گل نرگس و شقایق در یک فاصله زمانی در دشت ها با هم میرویند چنین به نظر میرسد که چشم نرگس به شقایق می نگرد.
و در تایید فرمایشات دوست گرانقدر شعر ربطی به امام زمان ندارد.

شمس الحق نوشته:

جناب بهمن آنچه فرمودید راست است الا اینکه واژه نگران را به معنی نگریستن معنا فرموده اید ، در حالیکه نگرانی نرگس از مستی شقایق است به لحاظ سرخی او ، چرا که حضرت حافظ در این بیت مجلس باده خواری گل ها را در اوج زیبایی به تصویر کشیده است . جام عقیقی رنگ است چون سرشار از شراب است که گل ارغوان که به شکل جامی سرنگون شده و ارغوانی رنگ است به یاسمن تعارف می کند . با پوزش .

رضا نوشته:

نفس بادِ صبا مُشک‏فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
غزلی نغز وناب، امیدبخش وفرح فزا،که نویدبخش ِ بهاری دل انگیزاست. امید دراین غزل موج می زند وآدمی را وادارمی کند که درمقابل ِ شکوهِ زندگانی،سرتسلیم فرودآورده وبه ندای زندگی پاسخ ِ آری دهد. این غزل هرگزکهنه نمی شود وازخواندن ِآن هیچکس خسته نمی گردد. به لطفِ حضور گلهای رنگارنگی چون ارغوان ،یاسمن ،شقایق ولاله، آنقدرسرسبزومعطّراست که خود به تنهایی بهاری باطراوت و خیال انگیزمی باشد بااین تفاوت که به دنباله خزانی ندارد وهیچگاه صفا وسبزیِ آن به زردی نمی گراید.
«مُشک» مادّه‏ اى خوش‏بوست که طَىِّ فرآیندی از نافِ آهو گرفته مى‏شود. نفس ِبادِصبا به میمنتِ رویش ِ گل‏های خوش‏رنگ و بو به زودی مُشک‏فشان خواهدشد. عطری شامّه نواز که حتّا شمیم ِ آن ازواژه های غزل نیزبه مشام می رسد.
«عالم پیر»: اشاره به دوران دارد که درحال ِ پشت سرگذاشتن زمستان است،حافظ به زیبایی این وضعیّت را به دوران پیری وبهار راجوانی تشبیه کرده است.
معنی بیت: بزودی بافرارسیدن بهار ورویشِ گلهای رنگارنگ وخوش بو ومعطّرنفس باد صبا مُشک افشان خواهدشد وهمه جارا عطردل انگیزبهاروشادابی فرا خواهدگرفت. روزگارنیزکه ازسپیدی برفی که برسرش نشسته وبه پیری شبیه شده است به زودی جوانی آغازکرده وسرشارازنشاط و شادمانی خواهدشد.
اَرغوان جام عقیقى به سَمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
حافظ درتصویرسازی نظیرندارد، اوباواژه ها وترکیباتِ بدیع نقّاشی می کند ونقّاشی را به رشته ی نظم درمی آورد. دراین غزل هردوحالت رُخ داده است. تصویری زیبا ازبهاری دل انگیز، گلِ اَرغوان جامى از شرابِ ارغوانی رنگ آماده کرده و به گل یاسَمن پیش‏کش مى‏کند. درگوشه ای دیگرگلِ “نرگس” چشم‏انتظار آمدن شقایق نگرانست. “نگران” به معنی “نگاه‏کنان”نیزهست و هردومعنی مدِّ نظرشاعربوده است. حافظ دراین بیت غزل به گلها وبلبل وپدیده های طبیعت، شخصیّتِ انسانی داده وزندگی ووجودآنهارا برجسته ترنشان داده است.
معنی بیت: وقتی بهارفرارسد گل ارغوان جام شرابی آماده کرده وبه گل یاسَمن تقدیم خواهدکرد وگل ِ نرگس که پیش ازرویش ِشقایق ها ازبین می رود، چشمانش منتظر روییدن شقایق ها خیره خواهدماند.
بربرگِ گل به خون شقایق نوشته اند
کانکس که پخته شدمِی چون ارغوان گرفت
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده‏ى گل نعره‏زنان خواهد شد
“تَطاول”گردنکشی،گستاخی، دراینجا منظور همان ظلم وتَعدّیِ زمستان به بلبل، در تاخیر انداختن ِ شکوفایی گل است.
معنی بیت:
زمستان با سوز و سرماى خود، باعثِ به تاخیرافتادن ِ شکوفایی گل (معشوقه ی بلبل) شده وبه بلبلِ شیداوشیفته ی گل ، ظلم کرده واو رابادورنگاهداشتن ازگل آزردا خاطرکرده است.
“سراپرده” خلوتگاه وپشتِ پرده، اندرونِ غنچه، بلبلِ طاقت ازکف داده که انتظار زیادی کشیده وبی تاب وبیقرار شکفتن ِ گل است، فریاد زنان از ظلم وتعدّیِ زمستان، سعی خواهدکرد بی صبرانه به درونِ غنچه واردشده وگل راازخلوتسرای خویش بیرون بکشاند.
دلم رفت وندیدم روی دلدار
فغان ازاین تطاول آه ازاین زَجر
گر زمسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وَعظ دراز است و زمان خواهد شد!
حافظ دراینجابه واقعیّتِ روشنی اشاره دارد! مجلس ِوَعظ درازاست وزمان خواهدشد!
حافظ از دستِ صحبت های زیاد ومجلس ِ کسالت بارِ واعظ والبته ازبی عملیِ او فرار کرده و مى‏ فرماید:
معنی بیت: برمن خُرده مگیرید اگر از مسجد به خرابات مى‏روم ازمن دلگیر مشو زیرا که مجلس ِ وعظ طولانى وملال آورشده است. من اگروقت ِ خودرا درمجلس ِ متشرّعین ِ متعصّب ویکسویه نگر سنّی ها که تفکّری همانندِ داعش ِ امروزی دارند تَلَف کنم،مان براى شادخواری و لذّت بردن اززیبائیهای بهار وعشقورزی به پیرامون خویش از دست خواهد رفت!
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظِ بی عَملان واجب است نشنیدن
اى دل اَرعشرتِ امروز به فردا فکنى
مایه‏ى نقدِ بقا را که ضمان خواهد شد؟!
ضمان: تضمین کننده ،ضامن
معنی بیت:
درادامه ی بیتِ قبلی مى‏فرماید: اى دل اگرفرصتِ شادیخواری وشادمانی(بهار) راازدست داده وعیش وعشرت وشادبودن را ازامروز به فردا بیندازى، چه کسى تضمین خواهد کرد که تا فردا زنده‏ خواهی ماند؟!
سخن درپرده می گویم چوگل ازپرده بیرون آی
که بیش ازپنج روزی نیست حکم میرنوروزی
ماهِ شعبان مَنه ازدست قَدح، کاین خورشید
ازنظرتاشب عیدِ رمضان خواهد شد
قدح: جام وکاسه ی شرابی که دوکس راسیرگرداند.
معنی بیت: وقت رادریاب ماه شعبان است وعیش ونوش هنوزآزاداست قدح شادمانی وپیاله ی شادخواری راازدست مده و این فرصت راغنیمت دان که پس از ماهِ شعبان ماهِ رمضان فراخواهدرسید و به باده نوشان سخت خواهندگرفت و آفتابِ قدح ِ شراب، یک ماه از برابر چشمانمان دور خواهد شد. گرچه حافظ درماه رمضان نیزبه بهانه های مختلف قدح ازدست نداده وعیش ونوش خودراترک نکرده است.
زان باده که درمیکده ی عشق فروشند
مارادوسه ساغربده و گورمضان باش
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه وُ، از آن، خواهد شد
غنیمت شمردن: قدردانستن، مواظبت کردن
معنی بیت:
فلسفه ی وجودی “گل” برای لذّت بردن اززیبائیها،شادبودن وپرداختن به عیش ونوش است. بنابراین گل باارزش وعزیزاست هم نشینی و هم‏ صحبتی با گل را غنیمتی بدانیم چرا که گل درنگ نخواهدکردومنتظرکسی نخواهدماند. گل ناگشوده نقاب ازرُخ،آهنگِ رحلت سازخواهد کردو باهمان سرعتی که از یک در می آید باهمان سرعت ازدردیگرخارج شده وازنظرها ناپدیدمی گردد. دوران شادمانی رادریابید که خیلی زود دیرمی شود!
می بیاورکه ننازدبه گلِ باغ جهان
هرکه غارتگری بادخزانی دانست
مطربا مجلس اُنس است غزل خوان و سرود
چند گویى که چنین رفت و چنان خواهد شد؟!
مجلس اُنس: محفل خصوصی دوستان همدل وصمیمی
معنی بیت:
اى مطرب،مجلس مجلسِ اُنس واُلفت ودوستیست. صحبت های متفرّقه راکوتاه کن،غزل هاوسرودهای عاشقانه وآبدار بخوان و صحبت‏هاى دیگر را رها کن.تاکی می خواهی ازگذشته وآینده تعریف کنی به حال واکنون توجّه کن که دوستانِ همدل وهمراه گِردِ هم آمده اند تابه عیش وعشرت بپردازند.
مجلس اُنس وبهاروبحثِ شعراَندرمیان
نستدن جام می ازجانان گرانجانی بُوَد
حافظ از بهر تو آمد سوى اقلیم وجود
قدمى نِه به وداعش که روان خواهد شد
اقلیم: سرزمین
معنی بیت:
حافظ تنهادلیل آمدنش به این دنیا را ،دیدن معشوق و عاشق شدن مى‏داند.ورندانه از معشوق مى‏خواهد حال که درزمان زندگی، لطف ومرحمتش را ازاومضایقه ودریغ کرده، حداقل اکنون که در حال رحلت ورخت بربستن از این دنیاست، بر سر بالین او بیاید و مرحمتى کند!
می خواستم که میرم اَش اَندرقدم چوشمع
اوخود گذربه ماچونسیم سحرنکرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام