گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی پورابراهیم نوشته:

امروز در حالیکه روز میلاد پیامبرامین رحمت للعالمین است و مردم به یکدیگر تبریک میگویند در حال خونه تکونی و خود تکونی جیب تکونی نیز هستند خلاصه تکون تکونه

خیابونا که خدا بده برکت از مشتری!!! انواع مغازه ها پر از مشتری اصلا جا نیست داخل مغازه بشی

توی پیاده روها هم که بساط ماهی گلی و مخلفات سفره هفت سین غوغا میکنه . توی کوچه و خیابون روی دست زن و مرد و دختر و پسر کاسه سمنی هست که می برند و می آورند منهم که عاشق و خوره سمنی

هی میخوام بهشون یگم اجازه می دهید یک انگشت توی سمنی شما بزنم و بلیسم !!!!

از طرفی دیگر تداخل رنگارنگ رنگهای گل و ماهی و سبزه و سمنو در بساط فروشی ها و دوبار پهن شدن لباس های رنگارنگ بهاره و ورچیده شدن لباس های تیره و کدر زمستانه و رفت و آمد پدران و مادران همراه با بچه هایشان برای خرید نوروز جلوه زیبایی به خیابونها بخشیده !!!! جلوه ای که کمتر از زیبایی عید و بهار نیست !!!!!

اصلا همین مقدمات قبل از عید مکمل زیبایی عید و سال تحویله !!!!

حافظ شیرین سخن می فرماید :

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

یعنی بهار میاد و باد خوش نفس بهشتی عطر افشانی خواهد کرد و طبیعت حالت زمستونیش را از دست میده و بهاری و سرسبز میشه

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

همون بهار بیت قبلی گلبرگهای ارغوانی رنگ زیبایی همانند جام شراب به گل یاسمن می بخشه

و چشمان خوشکل و قشنگ یار عزیز که اینجا این چشم زیبا به گل نرگس تشبیه شده عاشقانه به گل شقایق نگران میشه یعنی مینگره و نظاره گر میشه به گل شقایقی که کم کم توی این ایام توی دشت و صحرا پخش و پرا میشن

البته این معنی و تفسیر ظاهریه این اشعاره وگرنه معنی عرفانی اون خیلی باحال تره

در چند خط زیر نیز منظور من از نگران همان نگریستن است

در ازداحام جمعیت انبوهی که برای خرید توی خیابونا ریخته اند نکات زیر به خوبی نمایان هست

۱- پدران و مادران نگران قیمتها!!!! ( البته اینجا نگران در هردو معنی )

۲- دختر کوچولوها و پسرکوچولوها نگران ماهیها و اسباب بازی ها و رنگها و خوردنی ها!!!!!

۳- دختران و پسران جوان نگران یکدیگر (آی که چقدر هم عاشقانه وبی تابانه !!!!! )

۴- و وووو !!!!!!!!!!!!!!!!

۵- من هم نگران همه !!!!!!!!!!!

محمد علی قانع شیرازی نوشته:

در این غزل که به حق یکی از زیباترین غزلیات خواجه شیراز است ،اشاره به امام عصر (عج) می کند و در بیت (چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد) اشاره مستقیم به آقا امام زمان دارد.

امین نوشته:

من می خواستم این شعر رو جایی بنویسم.هر چه سعی کردم شعر رو خلاصه کنم طوری که به بیان حس و کلیت شعر ضربه نخوره نشد.واقعا شاهکاریه که به مرور زمان صیقل خورده و خودشو اثبات کرده.به علاوه به نظر من این شعر هیچ المانی که به امام زمان اشاره کنه نداره.من هیچ جایی منبعی از این که حافظ شیعه ی اثنی عشری بوده باشه ندیدم.اگرم بوده باشه هیچ ربطی به شعرش و این شعر وجود نداره.مگر اینکه بخواییم توجیه و تفسیر به رای کنیم.

سعید قبله مرکید نوشته:

در این غزل آمدن ایام بهار و اتمام زمستان به زیباترین شکل بیان شده است. گل نرگس که ویژگی آن رویش در انتهای فصل زمستان است، با دیدن شقایق که رویش آن نشانگر آغاز فصل بهار است به موعد انتهای عمر خود پی می برد.

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

درود بر دوستان عزیز :
این که دوستی این غزل را به حضرت مهدی ( عج ) نسبت دادند برداشت ایشان است . ولی این که حافظ شیعه نبوده و سندی نداریم صحیح نیست اسنادی هست هر چند ضعیف مثلا در حمله ی شاه منصور به شیراز که در تصرف تیمور بود آخرین روز های عمر حافظ ۷۹۰ تقریبا حافظ نسروده است :
کجاست آن دجال چشم ملحد کیش
بگو که مهدی صاحب زمان آمد …
پس داریم و چند تا هم داریم اما هیچ کدام دلیل شیعه گری حافظ جبری نیست .
اما این غزل داستان دیگری دارد و آن حمله ی شاه شجاع به شیراز جهت تصرف شیراز از برادرش شاه محمود است به سال ۷۶۷
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

بلبل خود حافظ است که از دست محمود به فغان آمده است و در بیت مقطع حافظ به شاه شجاع می فرماید
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
یعنی اگر زودتر نیایی و شیراز را تصرف نکنی حفظ از غصه خواهد مرد و …
غزل اصلا عرفانی نیست بیان جنگ شیراز به سال ۷۶۷ است که به پیروزی شاه شجاع و شکست شاه محمود انحامید

ناشناس نوشته:

اگه عرفانی نیست این بیت چیه
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

ناشناس نوشته:

با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی­بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می­شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می­گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد

چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد

و در اواخر این غزل مطرح می­کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می­پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده­اند، بی­اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می­روند.

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

حافظ و ماه رضان، (صیام)
حافظ به عنوان یک انسان آزاده و راد مرد و انسان کامل (با معیارنسبی) اهل مَستی و راستی در مقابل زاهد ریاکار و مکار جبهه گرفته است و از کلیه موارد وامکاناتی که اسباب ریاکاری برای این ظاهر پرستان و عیب جویانی که خود منشا فساد عظما هستند ،به دید انتقاد و طنز برخورد کرده است تا پرده از ریا و تز ویر این قوم مغرور و سالوس آنها بر دارد و همیشه سر سیتزبا این خود پرستان داشته است.
ماه صیام که دوره و فرصتی برای این گران جانان بی خبر از مشی راستی است
ودر این ماه بر هر مجلس وعظ دامی برای ساده دلان نهاده اند و مست از تزویر و ریای خود بدروغ میلافند وامر بمعروف و نهی از منکر میکنند.
حافظ میگوید :
*زان می ناب کزو پخته شود هر خامی…….گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
.
* مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد………که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی
.
* گر زمسجد بخرابات شدم خرده مگیر ……مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد.
.
* عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس ……که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
.
و زمانی که ماه رمضان تمام میشود و هلال ماه شوال عید فطر را خبر میدهد
حافظ با خوشحالی چنین میسراید.
*روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست …..می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
* نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت……….وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
همچنین باز در غزلی دیگر همین مضمون را تکرار میکند و ظنز آمیز بر ریاکاران که در این دوره خودنمایی شایانی دارند میتازد.
* ساقی بیار باده که ماه صیام رفت…………درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
* وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم…………..عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
* مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی……….در عرصه خیال که آمد کدام رفت
* دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید…………تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت
زاهد خود پرست و مغرور خود را ایمن از هر چیز و گناهان و آتش دوزخ میداند بی خبر از اینکه رند گناهکار با مستی راستی خود اهل بهشت است.
* زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه………………….رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
شرح بیت: **- زاهد به علت تکبر و غروری که داشت به سلامت و رستگاری راه نیافت ; رند از راه نیاز و فروتنی به بهشت خدا رفت ،دارالسلام : نام یکی از هشت خلد یا هشت بهشت است و به عنوان یکی از القاب بهشت در آیه ۱۲۷ از سوره الانعام (۶) لَهُم دارُالسَلام ِ عِندَ رَبَهِم وَ هُوَ وَلیُهُم بِما کانُوا یَعمَلُون َ نیز آمده است ، معنی لغوی دارالسلام سرای سلامت است ، که با سلامت نبرد راه در مصراع اول مناسبت و ارتباط معنی پیدا می کند،می گوید زاهد بر اثر غروری که به علت زهد و عبادت به او دست داده بود نتوانست از راه سلامت و بی خطر به بهشت راه پیدا کند، ولی رند بی پروا که به عبادت خود مغرور نبود از راه فروتنی و نیاز به بهشت راه یافت ،**
………….
در عزلی دیگر باز مژده میدهد که گردش روزگار مثل ترکان یغما گر سفره گسترده ماه رمضان را غارت کرده ودر این سفره اعم ازاعمال صحیح و اعمال ریاکارانه همه را جمع و با خود برده است . حلول هلال ماه شوال عید فطررا به ارمغان آورده و هلال ماه تازه به دور قدح اشاره میکند باید می خورد و تزویر و ریای یک ماهه ریاکاران گران جان که به هر مجلس وعظ دامی نهاده بودند را فراموش کرد.و باید دانست که اعمال صحیح واجبات زمانی درست و مقبول است که بی ریا و برای رضای حق و خلق باشد و آن زمانی امکاندارد که انسان عاشق و ضمیرش عاری از ریا و تزویر باشد.
* بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد…………هلال عید به دور قدح اشارت کرد
* ثواب روزه و حج قبول آن کس برد …………….که خاک میکده عشق را زیارت کرد
و ازین سبب است که میگوید آمدن ماه صیام هرجند موهبتی است برای تذهیب نفس و دوری از منکرات از طرفی دیگر رفتنش نعتمی است بدان سبب که بازار خود فروشان و خودپسندان دروغین از گرمی میافتد و خودنمایی آنان تمام میشود.
* روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل …………صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
تهیه و تدوین جاوید مدرس رافض

رضا نوشته:

با سلام بابت تفسیر ها باید بگم خیلی زیاد و متنوع هست ولی در مورد بیت چشم نرگس باید عرض کنم
نرگس گل زمستان است و شقایق گل بهار به همین دلیل نگران چون با اومدن شقایق و سمبل بهار سمبل زمستان. و نرگس باید رخت سفر ببندد

کمال نوشته:

فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،مژده بادشماراکه ایام
ناراحتی وپریشانی شمابه پایان رسیده
است،سعادت آغوشش رابرای شماباز،،،،
کرده است ،کافی است که شمابادقت،،،
وبابرنامه ریزی رفتارکنید.زحمات شما،،،
به بارنشسته است وبهای دیگری در،،،،،،،،
زندگیتان به وقوع خواهدپیوست.

طاهری نوشته:

در مورد بیت دوم :
ارغوان جا م عقیقی به سمن خواهد دار چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد
ارغوان نماد معشوق است و سمن چون سفید ورنگ پریده است نماد عاشق و جام دادن به معنای احترام گذاشتن و تکریم کردن.
در مصرع دوم هم چشم نرگس نماد معشوق است و شقایق چون دل سوخته است نماد عاشق .اما شاهکار و شگرد حافظ در واژه نگران است که ایهام دارد نگران به معنای نظاره گر و نگران به معنای تشویش و دل شوره.
در باره این شاه بیت از روزنه های دیگری هم می توان نگاه کرد و صحبت نمود اما مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

فرید دادور نوشته:

دکتر فرید دادور
‏۶‏ ساعت پیش ·

تفسیر غزل ۱۶۴ حافظ :
او که از مجلس وعظ بیزار بود.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
نفس باد صبا=
ارغوان-سمن-نرگس-شقایق-راستی چرا حافظ مرتب از این اسمها استفاده می کند؟؟؟
بهار و نوسازی و فرشکرد جهان باز شروع شده و باد صبا که بیدارگر از خرافات است با عبور ازبین این گلها =جوان جانباز راه ازادی و خرد ضمن خاصیت بیدارگری بوی خوش مشکین این جوانان را به همه عالم پخش خواهد کرد تا خواب رفتگان بیدار شده و زیبایی خرد را درک کنند–عالم پیر =ایران فرسوده از خرافات با این گلها دوباره بیدار خواهد شد -بنفش
ارغوان =
درختی که در بهار اول گی بسیار سرخ داده و بعد برگ سبز می دهد-پس سبزی بعد خون دادن جوان اگاه حاصل می شود -ارغوان تن خونین خود را به سمن =سفیید خواهد بخشید و او هم سرخ خواهد شد –چشم نرگس-زرد چشم اهورا و پیر مغان به شقایق =لاله سرخ با خالهای سیاه به جوان جانباخته خونین نگران خواهد شد
زرد-سفید-بنفش-سرخ-ایا ارتباطی به رنگ دفش کا ویان دارد؟؟؟
این تطاول=
رهبرخرد گرای ایرانی پیر مغان و هر روشنفکر ایرانی که هجران ۸۰۰ ساله از فرهنگ خرد ساسانی را کشیده و مورد غارت قرار گرفته -با رسیدن بهار و دوباره بیداری ایرانی به خرد تا سرا پرده گل =باغ پر گل مشک بوی جانباختگان راه ازادی و خرد نعره خواهد زد و خرافاتیان را با نعره بیرون خواهد ریخت
گر زمسجد=
انها که درک این نوع تفسیر برایشان سخت است باید پاسخ دهند در این غزل بهار چه ربطی به از مسجد به خور اپات رفتن دارد؟؟؟؟؟؟؟
اگر تو ان مسجدی را که هدف برابری و برادری را تبلیغ می کرد ولی بعد از ایرانی مسلمان شده جزیه می گرفت و محل ریای تازی و مغول و تاتار شد و با رسیدن به قدرت شعارهای اولیهصدر اسلام یادت رفت پس ملت ایران به همان خور اپات خود =محل نگهداری اتشش بر می گردد خرده نگیر =انکه تو وعده کردی او بجا اورد =پیر مغان-چه مجلس وعظ زاهد ریایی طولانی تو خالی هست و وقت بشر را با خرافات تلف می کند
ای دل =
ای اندیشه ایرانی اگر عشرت امروز =رفتن از مسجد به خور اپات را فقط حتی یک روز دیر کنی چه کسیمی تواند بقای کشورت و فرهنگت را ایا کسی ضمانت می تواند بکند ؟؟؟پس -ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان –می دهند ابی که دلها را توانگر می کنند –پس حافظ برگشت به فرهنگ ایرانی را تنها راه نجات می داند و بس
ماه شعبان=
در ماه ۸ عربی قمری که متغیر است تو ایرانی قدح=انسان کامل =جام جم -رهبر بیدار گر را ول نکن چون این خورشید =ماه های ثابت جلالی خیامی و اول ثابت بهار -یا ایین مهر تابان از اندیشه ایرانی خرافاتی که یک ماه روزه را که زاهد ریایی نهایت سو استفاده را در جهت گمراهی بیشتر بشر خواهد کرد ممکن است ایین مهر ترا نابود کند –عید رمضان =عید صیام =عید سعید فطر =رمضان =سریع گذرنده =ماه ۹ قمری متغیر =نابودی فرهنگ می تواند سریع باشد پس بر جه به دیر مغان -رمضان معنی سوزنده هم می دهد که شاید بعلت متغیر بودن ماههای عربی شاید چون عرب پیاده می رفت سنگ سوزان صحاریحجازپایش را می سوخت -یا شاید ماه سوختن پلیدیها هم معنی بدهد
گل عزیز =
جوان جانباز راه خرد و نور و ازادی =زمان ایین مغانی خرد ایرانی کوتاه بود همفکری با انرا غنیمت شمارید =ای گدای خانقه بر جه –که به باغ=هر سال می اید و می رود و به تو ایرانی یاد اوری ارزش زمان را برای برگشت به خرد یاد اوری می کند
مطربا=
ای ثریا ای رامشگر فلک مجلس انس و همفکری ایرانیست که از مسجد به خور اپات رفته پس ندای بیداری و شاد باش بخوان –تا چند گویی =حافظ به ایرانی می گوید هی مرتب ننشین و نگو که ما هخامنشی و ساسانی خرد داشتیم و انشا الاهوعده بهروزی تو خالی به هم ندهید و در عصر خود همان وظیفه ای را انجام دهید که کوروش کرد و نادر و بابک و…
حافظ=
تمام روشنفکران و کورو شها و فردوسی و خیام و..از بهر هدایت تو بشر به نور و خرد زاده شدند و اگاهانه خطر اقلیم وجود را =باقی نگهداشتن فرهنگ مغانی ایران را به جان خریدند -پس تو هم قدمی نه به وداعش=در لحظه رفتن انها پایت را جای پای انها تا برگشتن به در وازه های تمدن بزرگ ایرانیت بگذار =نگذار راه مبارزه قطع شود -که روان =بعد مرگ روح فقط ۳ روز می ماند و می رود ولی اندشه انها=دین انها=ازادی انتخاب بین خوب و بد انها که راه خوب راستی پیر مغان را انتخاب کردند تا جهان باقیست خواهد ماند =اصل لایتغیر فلسفه که جز تابع کل است =جهان بر اساس نظم و خرد و اندیشه راست و خرد می چرخد(بهمن=وهومن=اندیشه عظیم راستی) و چون ما در مقابل جهان جز هستیم پس هر کسی راه خرد و راستی یعنی همسو با کل =جهان حرکت کند جا ویدان می شود که حافظ و..شدند ولی نا راستان نابود می شوند -چند نفر اسامی سلاطین ترک و تاتار و مغول و تازی هم عصر حافظ را می دانند؟؟؟؟پس فقط افکار و گفتار و کردار نیک و راست و بر اساس خرد می ماند
ببینید حافظ از بهار به کجا مطلب زا کشید پس بیخود نیست که رندش =عیارش =لجام گیر رهبران اگاهش می دانند
پسندیدنShow more reactions
Commentاشتراک‌گذاری
۷‏‏‎Masoud Akase Azad‎‏‏، ‏‏‎Mohammadreza Fattahi Milasi‎‏‏ و ‏‏۵‏ نفر دیگر‏
۱ share
نظرها
دکتر فرید دادور
نظری بنویسید…

کانال رسمی گنجور در تلگرام