در این بخش شعرهایی را فهرست کردهایم که در آنها نظام قاری مصرع یا بیتی از عراقی را عیناً نقل قول کرده است:
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲ :: عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲
نظام قاری (بیت ۳): (گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه) - (سفید کردن نوعی از محالاتست)
عراقی (بیت ۱۱): گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه - سفید کردن آن نوعی از محالات است
در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کردهایم:
-
نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۹ - اوحدی فرماید:سر پیوند ما ندارد یار - چون توان شد ز وصل برخوردار
نظام قاری » دیوان البسه » قصاید » شمارهٔ ۱۸ - لغزی که در صفت میان بند گفته شده است:چیست آن جبس مختلف آثار - پنبه و ابریشمش شعار ودثار
نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۵ - مکتوبی که صوف با صفوت باطلس بانصرت بخط ابیاری قلمی فرموده در لباس صاحب البسه:مخقی خورد چشم بر قدمن - نرسانید جامه هموار
عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضاله:طاب روح النسیم بالاسحار - این دورالندیم بالادوار؟
-
نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرماید:خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نظام قاری » دیوان البسه » مناظرهٔ طعام و لباس » بخش ۶ - عرضه داشتی که جناب زیبا علیا جهت وظیفه کرده:مرا ببستر اکر چه لت کتان انداخت - زروی صوف نظر بر نمیتوان انداخت
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت - هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت - جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت
-
نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرماید:در آن روزی که خوبان آفریدند - ترا بر جمله سلطان آفریدند
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:نگارا، جسمت از جان آفریدند - ز کفر زلفت ایمان آفریدند
-
نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرماید:بده ساقی شراب لایزالی - بدست عاشقان لاابالی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:الا، قد طال عهدی بالوصال - و مالی الصبر عن ذاک الجمال
-
نظام قاری » دیوان البسه » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرماید:افتاده بازم در سر هوائی - دل باز دارد میلی بجائی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟ - کی روی خوبت با ما نمایی؟
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۵:دو قماشند صوف و موئینه - (یکی آرام جان یکی دلبند)
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:آشکارا نهان کنم تا چند؟ - دوست میدارمت به بانگ بلند
عراقی » عشاقنامه » فصل نهم » بخش ۲ - غزل:آشکارا نهان کنم تا چند؟ - دوست میدارمت به بانگ بلند
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۱۲:زیاری طمع داشتم ارمکی - بسوغات خاصی رسید از سفر
عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضاله:فرستاد دریای فضل و هنر - بدین خشک لب بحری از شعر تر
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۱:ترجیح شعر اطعمه بر البسه نهند - مشتی حریص کسنه کاسه کجا برم
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟ - وآن دولت از کجا که تو بازآیی از درم؟
عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در نعت رسول اکرم (ص):شهبازم و شکار جهان نیست در خورم - ناگه بود که از کف ایام برپرم
عراقی » لمعات » بسم الله الرحمن الرحیم:گفتا به صورت ار چه ز اولاد آدمم - از روی مرتبت به همه حال برترم
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۳:قدک صوف از سجیف خوش نگردد - تو صندل باف خود ضایع مگردان
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:چون درد نداری، ای دل سرگردان - رفتن ببر طبیب بیفایده دان
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸:هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان - تاریکتر است و مینگیرد نقصان
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹:هر شب به سر کوی تو آیم به فغان - باشد که کنی درد دلم را درمان
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۶:با کمان حلاج گفت کتو - (همه کوشیم تا چه فرمائی)
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:ای ربوده دلم به رعنایی - این چه لطف است و آن چه زیبایی؟
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:چه بود گر نقاب بگشایی؟ - بیدلان را جمال بنمایی؟
عراقی » عشاقنامه » فصل دهم » بخش ۲ - غزل:ای ربوده دلم به رعنایی - این چه لطف است و این چه زیبایی؟
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۸:میلک و میخک و کرباس و قدک در کارند - (تا تو رختی ببر آری و بغفلت ندری)
عراقی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح شیخ حمیدالدین:که برد از من بیدل بر جانان خبری؟ - یا که آرد ز نسیم سر کویش اثری؟
-
نظام قاری » دیوان البسه » قطعات » شمارهٔ ۲۹:غرض زین طرز تشریف قبولیست - که پوشاند بما اهل صفائی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی - که در وی خوشدلی را نیست جایی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:سحرگه بر در راحت سرایی - گذر کردم شنیدم مرحبایی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:همی گردم به گرد هر سرایی - نمییابم نشان دوست جایی
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱:ایجامه کهنه تار و پودت شده سست - تا چند کنم پاره ات از وصله درست
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۲:بر حلقه آن انگله چون کو پیوست - گوئی که زره زشست پیکان بنشست؟
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست - آورده ز لطف خویش از نیست به هست
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:پیری ز خرابات برون آمد مست - دل رفته ز دست و جام می بر کف دست
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴:بیمار توام، روی توام درمان است - جان داروی عاشقان رخ جانان است
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۷:در البسه ام مگو جواب ای سره مرد - نتوان چو دو سر زیک گریبان بر کرد
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:از بخت به فریادم و از چرخ به درد - وز گردش روزگار رخ چون گل زرد
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد - صد بار دلم از آن پشیمانی خورد
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:آن جوزگره نگر بصوف اخضر - چون سرو که او گوز کلاغ آرد بر
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:باریش بزرگ گفت دستاری سر - در زینت و تمکین ز توام من برتر
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸:این عمر، که بردهای تو بییار بسر - ناکرده دمی بر در دلدار گذر
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱۳:پیراهن شسته ام دو صدره ایدل - پوسیده و لته شده و بیحاصل
عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:حاشا! که کند دل به دگر جا منزل - او را ز رخ که گردد از عشق خجل
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱۴:پرداخته گرباس گهی کاهی خام - گه صوف حلال و گاه کمخای حرام
عراقی » لمعات » لمعۀ دهم:اینجا که منم نه بامداد است و نه شام - نی بیم نی امید، نه حال و نه مقام
-
نظام قاری » دیوان البسه » رباعیات » شمارهٔ ۱۵:هر کس که جواب گوید اینطرز سخن - (شاگرد منست و خرقه دارد از من)
عراقی » لمعات » لمعۀ هشتم:در شهر بگوی یا تو باشی یا من - کاشفته بود کار ولایت بدو تن
-
نظام قاری » دیوان البسه » فردیات » شمارهٔ ۳۸:هیچکس رانیست از رختی گزیر - از گداو شاه و از برناو پیر
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:بر درت افتادهام خوار و حقیر - از کرم، افتادهای را دست گیر
-
نظام قاری » دیوان البسه » فردیات » شمارهٔ ۶۳:زصندلی تو اگر پابه رابجنبانی - دو صد عمامه سالو بسر بگردانی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:چنانم از هوس لعل شکرستانی - که میبرآیدم از غصه هر نفس جانی
-
نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ:چو خواهی قبایی که باشد پسند - زاوالای شعرم ستان بند بند
عراقی » لمعات » لمعۀ دوم:چتر برداشت و برکشید علم - تا بهم بر زند وجودو عدم
عراقی » لمعات » لمعۀ چهاردهم:مینماید که هست، نیست جهان - جز خطی در میان نور و ظلم
عراقی » لمعات » لعمۀ بیست و دوم:دامنش چون بدست بگرفتم - دست او را درآستین دیدم
-
نظام قاری » دیوان البسه » چند رساله » رسالهٔ صد وعظ:عجب که آتش والای سرخ شعله نزد - که بستهای قماشات سوختن گیرد
عراقی » لمعات » لمعۀ نوزدهم:اگر بساغر دریا هزار باده کشد - هنوز همت او بادۀ دگر خواهد