گنجور

 
ظهیر فاریابی
 

بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر

حقیقت است که جز کردگار قادر نیست

به حکم آنک بد و نیک هر چ پیش آید

مقدّرست به هر حال اگر چ ظاهر نیست

به سعی می نشود هیچ گونه روزی بیش

ز روی کم خردی گر چه مرد صابر نیست

بلی عنایت صاحب که در مصالح خلق

ز یک دقیقه به انواع لطف قاصر نیست

چو سوی جمله نظر می کند ز روی کرم

چرا به جانب من هیچ گونه ناظر نیست

به صد امید دل اندر تو بسته ام که از آن

زبان حال من به اتمام هیچ شاکر نیست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.