گنجور

شمارهٔ ۱۰۲

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

ایا شهی که گشاده ست چرخ پیروزه

در آستان تو درهای فتح و پیروزی

دلی که آتش قهرت بسوخت تا به ابد

نیایدش پس از آن از زمانه دلسوزی

به موضعی که طریق صواب گم گردد

اشارت تو کند عقل را قلاووزی

دهد معلم رایت چو کودکان هر روز

به دست چرخ کهن تخته نوآموزی

برای نسخه تعدیل روز و شب خورشید

کند ملازمت عدل تو شبانروزی

کنون نه از پی آن شد سوی حمل که زند

به پیش طلعت تو لاف عالم افروزی

چو آفتاب غلامی زیان ندارد اگر

به خدمتت بره ای آورد به نوروزی

وجوه روزی خلق از عطا و بخشش توست

کنون به عدل نگه دار قسمت روزی

گدایی است درین پرده من بگفتم و رفت

تو دانی ار دری این پرده را وگر دوزی

به نام نیک بمان تا به حشر و شاد بزی

که به زنام نکو در جهان نیندوزی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام