کام دلم ز وصل تو حاصل نمیشود
گیرم که شد، دگر دل من دل نمیشود
دیوانهای که مزه دیوانگی چشید
با صد هزار سلسله عاقل نمیشود
اجرا نشد میان بشر گر مرام ما
آجل شود اگرچه به عاجل نمیشود
حق گر خورد شکست ز یک دسته بیشرف
حق است و حق به مغلطه باطل نمیشود
زور و فشار و سختی و تهدید و گیر و دار
با این رویه حل مسائل نمیشود
تکفیر و ارتجاع و خرافات و های هوی
از این طریق طی مراحل نمیشود
مجلس مقام مردم ناپاک دل مخواه
کاین جای پاک جای اراذل نمیشود
یک ملک بیعقیده و یک شهر چاپلوس
یارب بلا برای چه نازل نمیشود
نازم به عزم ثابت چون کوه فرخی
کز باد سهمگین متزلزل نمیشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز ناامیدی و نارضایتی از وضعیت زندگی و جامعه میپردازد. شاعر به این نتیجه میرسد که ارتباط و عشق واقعی به سختی به دست میآید و حتی اگر در ظاهر همدیگر را بیابیم، در واقع دلها در کنار هم نیستند. او به ویژگیهای منفی جامعه، از جمله ظلم، خرافات و ناپاکی میپردازد و میگوید که با این روشها هیچ مشکل اجتماعی حل نخواهد شد. شاعر همچنین بر پایداری و استقامت خود تأکید میکند و میگوید که مانند کوهی استوار است که با بلایای طبیعی تزلزل نخواهد یافت. در نهایت، او خواستههای خود را از قدرت و جامعهای پاک بیان میکند.
هوش مصنوعی: دل من به وصال تو راضی نمیشود، حتی اگر این وصال به دست بیاید؛ زیرا دیگر دل من مثل گذشته شاداب نخواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که طعم دیوانگی را چشیده است، هرگز با هیچ مقدار عقل و حکمت نمیتواند به حالت عادی بازگردد.
هوش مصنوعی: اگرچه ما در زندگیامان به اهداف و آرزوهای خود دست نیافتهایم، اما این به این معنا نیست که ارزشهای ما به فراموشی سپرده شده است. 목표های بلندمدت و حقیقی ما ممکن است در این دنیا محقق نشوند، ولی هنوز هم در دل و ذهن ما زندهاند.
هوش مصنوعی: هرگاه حق از یک گروه بیمروت آسیب ببیند، باز هم حق است و نباید به خاطر تقلب و فریب، ارزش آن خدشهدار شود.
هوش مصنوعی: با فشار و تهدید نمیتوان مشکلات را حل کرد؛ باید روشی منطقی و آرامشبخش برگزید.
هوش مصنوعی: برای پیشرفت و تحول، نمیتوان به ایدهها و باورهای نادرست، بازگشت به عقب و جنجالهای بیاساس تکیه کرد.
هوش مصنوعی: در جلسهای که تشکیل میشود، از افرادی که دلهای ناپاک دارند پذیرایی نکنید، زیرا این مکان مقدس نمیتواند محلی برای افراد ناپاک باشد.
هوش مصنوعی: چرا باید بلا و سختی برای یک حاکم نادان و یک شهر تملقگو نیفتد؟
هوش مصنوعی: من به اراده و عزم استواری که مانند کوه است، افتخار میکنم؛ کوهی که حتی در برابر بادهای شدید و خطرناک هم لرزند نمیخورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل رفت و آرزوی تو از دل نمیشود
دل پاره گشت و درد تو زائل نمیشود
مه میشود مقابل روی تو هر شبی
یک روز با رخ تو مقابل نمیشود
رویم زر است و بر در تو خاک میکنم
[...]
یک لحظه درد عشق تو از دل نمیشود
وز دیده نقش روی تو زایل نمیشود
گویند پند ده دل شیدای خویش را
بسیار پند دادم و عاقل نمیشود
در ورطهایست کشتی صبرم به بحر عشق
[...]
تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
کام دل از جمال تتو حاصل نمی شود
هر دل بجعد سلسله مویی قرار یافت
دیوانه ی منست که عاقل نمی شود
دست تهی اگر همه تعویذ دوستیست
[...]
هر رهروی دچار به منزل نمیشود
این راه قطع بیکشش دل نمیشود
زنجیر موج مانع شور محیط نیست
مجنون ما به سلسله عاقل نمیشود
گلگونه خجالت روح است روز حشر
[...]
ای دل مخواه کام که حاصل نمیشود
حق از برای کام تو باطل نمیشود
لذتشناس نیست که از دوست غافلست
لذت کسی شناخت که غافل نمیشود
تا جا گرفته عشق تو در سینه یک نفس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.