گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
لیک دیوانهتر از من دلِ شیدای من است
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون
نیش آن خار که از دست تو در پای من است
رخت بربست ز دل شادی و هنگام وداع
با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است
جامهای را که به خون رنگ نمودم امروز
بر جفاکاری تو شاهد فردای من است
چیزهایی که نبایست ببیند، بس دید
به خدا قاتلِ من دیدهٔ بینای من است
سرِ تسلیم به چرخ آنکه نیاورد فرود
با همه جور و ستم همّتِ والای من است
دل تماشایی تو، دیده تماشایی دل
من به فکر دل و خلقی به تماشای من است
آنکه در راهِ طلب خسته نگردد هرگز
پای پُرآبلهٔ بادیهپیمای من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر دلتنگی و جنون شخص عاشق است. شاعر میگوید که هرچند خود را مجنون میداند، ولی دلش دیوانهتر از خود اوست. او از دردهای ناشی از عشق و جدایی میگوید و احساس میکند که غم و جدایی از معشوق در دلش جای دارد. شاعر با تصویری از رنج و زخمهایی که از معشوق خورده، نشان میدهد که این دردها بخشی از زندگی و سرنوشت او شدهاند. همچنین به ناتوانی خود در برابر عشق و تماشای زیباییهای محبوبش اشاره میکند و به عزم و پایمردیاش در پیگیری عشق علیرغم همه دشواریها و رنجها میپردازد. در نهایت، او مشکلات و سختیها را بخشی از سفر عاشقانهاش میداند.
هوش مصنوعی: با این که من دیوانهام و صحراهای دیوانگی برای من مناسب است، اما دل عاشق من از خود من نیز دیوانهتر است.
هوش مصنوعی: در نهایت، آن درد و رنجی که از تو به من رسیده، به وسیله دل و چشم، خودش را نشان میدهد و مانند خاری که در پای من است، به ما میرسد.
هوش مصنوعی: شادی از دل من رفت و هنگام خداحافظی با غم گفتم که یا تو باید بروی یا من.
هوش مصنوعی: لباسی که امروز با خون رنگین کردم، گواهی بر ظلم تو به من در آینده خواهد بود.
هوش مصنوعی: چیزهایی که نباید میدیدم را خیلی دیدم و به جان خودم قسم، چشمان بینای من قاتل من هستند.
هوش مصنوعی: من به رغم تمام ناملایمات و ظلمهایی که بر من گذشته، همیشه با عزت و ارادهای قوی به زندگی ادامه میدهم و تسلیم نمیشوم.
هوش مصنوعی: دل زیبا و جذاب تو باعث شده است که چشم من به آن دل خیره شود. در واقع، دل و جان من در فکر تو و خلق و خوی توست و آنها نیز به تماشای من مشغول هستند.
هوش مصنوعی: کسیکه در جستجوی خواستهاش خسته نشود، همیشه همسفر من است که در این سفر پر از چالشها و موانع، استوار و مقاوم باقی میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
هر که را درد سخن هست مسیحای من است
گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا
کهکشان جاده همت والای من است
به تماشای گل و لاله به بستان نروم
[...]
چرخ خاکستری از آتش سودای من است
وسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است
فیض باطن سبب زینت ظاهر باشد
چاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است
طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهت
[...]
خودگدازی نمِکیفیت صهبای من است
خالی از خویش شدن صورت مینای من است
عبرتم، سیر سراغم همه جا نتوانکردن
چشم بر خاک نظر دوخته، جویای من است
سازگم گشته گیام، این همه توفان دارد
[...]
رمضان گفت بعید این نه تقاضای من است
خورد آئین تو ناخوردن یاسای من است
شاهد آلای تو و زاهد کالای من است
اندر این کشور یا جای تو یا جای من است
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.