سخت با دل، دل سخت تو به جنگ است اینجا
تا که را دل شکند شیشه و سنگ است اینجا
در بهاران گل این باغ ز غم وا نشود
غنچه تا فصل خزان با دل تنگ است اینجا
نکنم شکوه ز مژگان تو اما چکنم
که دل آماجگه نوک خدنگ است اینجا
از می میکده دهر مشو مست غرور
که به ساغر عوض شهد شرنگ است اینجا
بی خطر کس نبرد گوهر از این لجه ژرف
کام دل در گرو کام نهنگ است اینجا
من نه تنها به ره عشق ز پا افتادم
پای یک ران فلک خسته و لنگ است اینجا
تا به سر حد جنونم بشتاب آوردی
ای دل آهسته که هنگام درنگ است اینجا
گل یک رنگ در این باغ نگردد سر سبز
خرمی قسمت گلهای دو رنگ است اینجا
از خطا بسکه در این خطه سیه رو پر شد
پیش بیگانه کم از کشور زنگ است اینجا
فرخی با همه شیرین سخنی از دهنت
دم نزد هیچ ز بس قافیه تنگ است اینجا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجهای عشق و زندگی سخن میگوید. او به جنگ درونی دل و سختیها اشاره دارد و میگوید که در اینجا عشق و غم همواره در کنار هم هستند. فصلهای مختلف زندگی مثل بهار و خزان نیز نماد تغییرات و احساسات در دل انسان است. شاعر از غم ناشی از محبت و دل شکستگی شکایت دارد و از دیگران میخواهد که به ظواهر دنیا فریب نخورند. او با تصویرسازیهای زیبا و عمیق، خطرات عشق و زندگی را به تصویر میکشد و در نهایت به این نکته میرسد که حتی با تمام زیباییها و شیرینیها، مشکلات و دردها همیشه همراه ما هستند.
هوش مصنوعی: دل تو به شدت با دل دیگران درگیری دارد و در اینجا رقابت و نبردی در جریان است؛ به طوری که در این رقابت، نه شیشه نرم تاب تحمل دارد و نه سنگ سخت.
هوش مصنوعی: در بهار، گلهای این باغ از غم نمیآیند و تا زمانی که فصل پاییز فرا نرسد، غنچهها همچنان با دلتنگی در اینجا هستند.
هوش مصنوعی: نمیخواهم از مژگان تو شکایت کنم، اما چه کنم که دل من در اینجا مانند هدفی است که تیرها به سوی آن میآید.
هوش مصنوعی: از میخانه دنیا غرق در احساس خودپسندی نشو، زیرا در اینجا، آنچه در جام مینوشی، شیرین نیست و به جای عسل، تلخی مییابی.
هوش مصنوعی: خطر بدون دلیل کسی از عمق این دریا جواهر نمیبرد؛ زیرا در اینجا خواستههای دل به دست نهنگ محدود شده است.
هوش مصنوعی: من فقط به خاطر عشق دچار سقوط شدهام؛ بلکه پای این راستای سخت و پرمشقت، پای من هم مانند فلکی خسته و ناتوان است.
هوش مصنوعی: ای دل، به من خبر میدهی که باید با سرعت به سمت جنون بروم، اما باید آهستهتر پیش بروم چون در حال حاضر زمان آرامش و تفکر است.
هوش مصنوعی: در این باغ، گل یک رنگ نمیتواند همیشه شکوفا بماند؛ خوشبختی و سرسبزی فقط به گلهای دو رنگ تعلق دارد.
هوش مصنوعی: در این منطقه، به قدری اشتباهات و زشتیها زیاد شده که حتی وقتی به بیگانگان نگاه میکنیم، احساس میکنیم که اینجا کمتر از کشوری دیگر نیست.
هوش مصنوعی: فرخی به خاطر تنگی قافیهها و محدودیتها، از بیان و گفتن غزلی شیرین و زیبا خودداری کرده است و نتوانسته چیزی بگوید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجا
صحبت شیر و شکر، شیشه و سنگ است اینجا
حاصل دلشکنی غیر پشیمانی نیست
مومیایی، عرق خجلت سنگ است اینجا
چه کند کوچه و بازار به دیوانه ما؟
[...]
بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
باده خونابه صراحی دل تنگ است اینجا
شیشهٔ دل ز نزاکت گرهی بر باد است
آمد و رفت نفس صدمهٔ سنگ است اینجا
چشم پرخون جگر جام می گلناری
[...]
در خموشی همه صلح است، نه جنگ است اینجا
غنچه شو، دامن آرام به چنگ است اینجا
چشم بربند، گرت ذوق تماشایی هست
صافی آینه در کسوت زنگ است اینجا
گر دلت ره ندهد جرم سیهبختی تست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.