در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است
سخن از بوسه در او لقمه بیش از دهن است
بوئی از نکهت آن طره به عشاق فرست
گرچه صد قافله یعقوب و یکی پیرهن است
گر نه زلفت دو هوا آمد و یک بام چرا
موی بر تارک و در گردن دلها رسن است
دولت حسن تو تا خلعت عباسی دوخت
روم تا هند در اندیشه طشت و کفن است
آنکه باریک تر از مو چه کند حکم طناب
طره کافر او گردن اسلام من است
سر و بالای تو نخلی است که کمتر ثمرش
سنبل زلف و گل عارض و سیب ذقن است
کافرم گر نه خطا هر کش از آن جبهه و خال
چشم بر بیضه اسلام و سواد ختن است
من به سر پنجه گرگان و توئی یوسف مصر
تو خلیلی و مرا بر سر آتش وطن است
کافر آن کز حرم لعل قبا چهر تو روی
در حریمی که حریر سیهش پیرهن است
کرد یغما اگرت طره دلالت سوی چهر
روی بر تاب که آن راهنما راهزن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی معشوقهاش میپردازد و با استفاده از تصاویر و تشبیهات زیبا، احساسات و اندیشههای خود را نسبت به عشق و فریبایی او بیان میکند. او میگوید که دهان معشوق نه جایی برای بوسه است و نه برای سخن، بلکه تنها لقمهای بیش نیست. همچنین از زلف و زیبایی معشوق سخن میگوید و تشبیهات مختلفی برای توصیف او به کار میبرد، مانند اینکه زلف او مانند طناب است که دلها را اسیر میکند و زیباییاش در دلها و افکار مردم تأثیر عمیقی دارد. شاعر به کشمکشهای داخلی خود نیز اشاره میکند و با اشاره به عشق و فراق، ارتباط خود با معشوقهاش را به وضوح به تصویر میکشد. در نهایت، او عشق را به سادگی از دست نمیدهد و زیبایی معشوق را همواره ستایش میکند.
هوش مصنوعی: در دهان او نه خبری از بوسه و نه مکانی برای حرف زدن وجود دارد، سخن از بوسه برای او بیشتر به این میماند که لقمهای بزرگتر از دهانش باشد.
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی موی آن معشوقه را به دلباختگان هدیه بده، هرچند که صد قافله یعقوب منتظرند و تنها یک پیراهن از او در اختیار داریم.
هوش مصنوعی: اگر زلف تو نبود، چرا دو حالت و یک سایه به وجود آمده است؟ چرا موهای تو همچون ریسمانی بر سر و در گردن دلها آویزان است؟
هوش مصنوعی: خوشبختی و زیبایی تو، مانند لباسی گرانبها بر تن این سرزمین دوخته شده است؛ از روم تا هند، همه در فکر عواقب و نتیجهٔ کارهای خود هستند.
هوش مصنوعی: کسی که ظریفتر از مو است، چه کاری میتواند انجام دهد؟ آن حکم است که مانند طناب، زلف او بر گردن ایمان من میافتد.
هوش مصنوعی: نخل بلندی که در بالا و سر تو قرار دارد، کمتر میوهای غیر از زیباییهای زلف و گلهای صورت و سیب گونهات دارد.
هوش مصنوعی: من اگر کافر هستم، این به خاطر آن است که در هر زمانی از غزلها و زیباییهای زندگی، چشمم به چهرهای افتاده که نمایانگر باورها و عقاید اسلامی و زیباییهای سرزمین ختن است.
هوش مصنوعی: من در مقام قدرت و شجاعت مانند گرگانی هستم، و تو که زیبا و دلربا هستی مانند یوسف در مصر. تو جایگاه والایی داری و من در این میان غمی از آتش وطن بر دوش میکشم.
هوش مصنوعی: کافر کسی است که از حرم زیبایی تو در حالی که چهرهات با حریری سیاه پوشیده شده، دوری میکند.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو مانند حسن چهرهات مرا به سمت خود میکشد، باید مراقب باشی، زیرا این راهی که به آن میروم، گمراهکننده است و ممکن است به دردسر بیفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باد صبح است که مشاطه جعد چمن است
یا دم عیسی پیوند نسیم سمن است
نکهت نافه مشگ است نه نافه است نه مشگ
اثر آه جگر سوخته ای همچو من است
نفس سرد گرم رو از بهر چراست؟
[...]
یارب این بوی خوش سنبل و گل با سمن است
یا نسیمی ز سر چار سوی یاسمن است
یا بخور کله تافته شمشاد است
با بخار رخ افروخته نسترن است
مگر این موسم خندیدن باغ ارم است
[...]
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
آنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلک
چاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
در کف عقل نهد شمع که بِستان و بیا
[...]
یا رب این نکهت جانپرور مشک ختن است
یا دم غالیه زلف دلارام من است
نفس روح فزا میدمد از طرف چمن
یا صبا لخلخه جنبان گل و یاسمن است
این چه باد است که برخاست بفراشی باغ
[...]
تا ز مشک ختنت، دایره بر نسترن است
سبزهٔ خط تو آرایش برگ سمن است
از دل مشک و سمن گرد برآورد، زرشک
گرد مشک تو که برگرد گل و نسترن است
زره جعد تو را حلقه مشکین گره است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.