طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
سرود خارکن برخاست جا بر جا هزاران را
نگر بیپرده روی گل برافکن برقع ساقی
ایاغ لاله بین بر کف صلازن بادهخواران را
خورد خون دلم ور زار گریم مغتنم داند
حریف باده آری دوست دارد روز باران را
بر ابروی تو از هر طاق و منظر دیدهای بینم
چو بر شکل مه نو چشم حسرت روزهداران را
ز اشکم در خروش آمد دل سنگش عجب نبود
که آرد در فغان سیل بهاری کوهساران را
برهنه پای میپویم رهی کز سهم پی ریزد
بجای نعل صرصر تک سمند شهسواران را
گریز دل همی یاد آرم از مژگان خونریزش
چو صیدی در میان بینم صف خنجرگذاران را
از آن چشمان خوابآلوده شبها شد که بیدارم
تو ای اختر گواهی، دیده شب زندهداران را
ز شر کین اعدا ایمنم یغما دریغ ایزد
هم ار کردی کفایت خیر مهر دوستداران را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با تمجید از زیبایی طبیعت و عشق، جلوههای بهار را توصیف میکند. شاعر از عشق و عواطفش میگوید و به سرود خارکن و بهاری شدن دلها اشاره دارد. او به زیبایی محبوبش و آرزوهایش برای دیدار او میپردازد و از غم و اشتیاقش برای وصال میگوید. تصاویری از دلشکستگی، اندوه و امید به عشق در این شعر به چشم میخورد. شاعر همچنین به خطرات و دشمنان اشاره میکند و از مراقبت و حمایت خداوند برای دوستداران میگوید.
هوش مصنوعی: زیبایی بهار، جلوهگری میکند و از آن طرف، صدای کارگران که مشغول جمعآوری گل و گیاه هستند، در گوش میرسد. در این میان، هزاران مناظر دلفریب خود را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: به زیباییهای روی گل توجه کن و حجاب ساقی را کنار بزن. ای یاس، لاله را ببین که در دستان بادهنوشان میدرخشد.
هوش مصنوعی: اگر دل من زخم خورده باشد و من از غم گریه کنم، دوست میداند که این حال من در روز بارانی ارزشمند است. دوست در کنار من و با بادهاش، این لحظات را میپسندد.
هوش مصنوعی: به ابروی تو از هر زاویهای که نگاه کنم، زیباییات را میبینم و این زیبایی مانند روشنی ماه نو است که دلهای عاشقان را به حسرت میاندازد.
هوش مصنوعی: از اشک من دل سنگ او به جنبش درآمد، تعجبی ندارد که فریاد من مانند سیل بهاری، کوهها را به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: من برهنه پا در راهی میروم که به جای نعل، بادهای تند بر زمین میریزند و سمندهای شهسواران از آن عبور میکنند.
هوش مصنوعی: دل من یاد مژگان خونریز تو را میکند، مانند صیدی که در میان صفی از افرادی که خنجر در دست دارند، قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: چشمان خوابآلود تو در شبها باعث بیداری من شده است، ای ستارهای که گواهی بر شبزندهداران میدهی.
هوش مصنوعی: از بلا و دشمنیها مصونم و امیدوارم که خداوند اگر بخواهد، به اندازه کافی محبت و خیر را به دوستانم عطا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را
کجا دانست یارب درد و داغ دل فگاران را
مبار ای ابر روز گشت آن چابک سوار آخر
که دیده بر ره است از دیرباز امیدواران را
ازین عشق جگرخواره چه دارم چشم بهبودی
[...]
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را
که روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را
چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوت
صلای باده زد مرغ چمن پرهیزگاران را
تو نیز ای پیر دیر اندر چنین فصلی به سرمستی
[...]
بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
که یاران در چنین روزی بکار آیند یاران را
عجب خاری خلید از نو گلی در سینه ریشم!
که برد از خاطر من خار خار گل عذاران را
ز ناز امروز با اغیار خندان میرود آن گل
[...]
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
که افزاید رسایی از گره در رشته باران را
ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را مانع
کجا ساکن کند دست نوازش بی قراران را؟
به قدر سعی، از مقصود هر کس بهره ای دارد
[...]
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
سحاب خشک حسرت میدهد مشتاق باران را
چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمیاری
به امیدی نشاندی ای صبا امیدواران را
نمک دارد که بعد از انتظار غم ز دل بردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.