ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
ماه رمضان است بکن کار ثوابی
در سینه ندانم که چه کرد آتش عشقت
از ناله خود می شنوم بوی کبابی
صد حرف زند در عوض یک سخن غیر
و آنگاه سوالی که نیرزد به جوابی
آن زرد گیاهیم که در دشت محبت
یک بار به ما سایه نینداخت سحابی
تا بو که به وجهی نگرم روی تو پیوست
دارم به هم آمیخته بیداری و خوابی
مگذار که خط گرد عذار تو زند پر
هم جلوه طاووس دریغ است غرابی
انوار شهود تو به روی تو حجاب است
زانم چه که امروز برافکنده نقابی
ناوک به سوی مدعی افکند و به من خورد
این است خطائی که بود به ز صوابی
یغما عجب ار خاک وجودت نبرد باد
از چشم و دل این گونه که در آتش و آبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و ناراحتیهای عاطفی خود سخن میگوید و در عین حال به شوق و شور شراب در ماه رمضان اشاره میکند. او از آتش عشق که در دلش شعلهور است، ناله میکند و حسرت میخورد که هیچ موجودی در دشت عشق به او سایه نینداخته است. شاعر در میانه بیداری و خواب غرق است و از زیبایی معشوق خود نوشته و با نگرانی از اینکه مبادا زیبایی او تحت تأثیر خط و خشها قرار گیرد، سخن میگوید. در انتها، او به خطاهایی که در عشق مرتکب شده اشاره کرده و حس میکند که وجودش تحت تأثیر آتش عشق در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، با اینکه دلم پر از غم و ناراحتی است، به من یک جام شراب بده. امروز ماه رمضان است و به این بهانه میخواهم عمل نیکویی انجام دهم.
هوش مصنوعی: در دل من نمیدانم آتش عشق تو چه کرده است، اما از صدای نالههای خود، بوی کبابی به مشامم میرسد.
هوش مصنوعی: در برابر یک حرف درست، صد کلام بیمعنا و غیر مرتبط بیان میشود و در نهایت، سوالی مطرح میشود که اصلاً ارزش پاسخ دادن را ندارد.
هوش مصنوعی: ما همان گیاه زردی هستیم که در دشت عشق، هیچگاه سایهای بر ما نیافتاده است.
هوش مصنوعی: هر بار که به چهرهات نگاه میکنم، حس میکنم که در حال خواب و بیداری همزمان هستم، گویی دنیای واقعی و خواب با هم در هم آمیختهاند.
هوش مصنوعی: نگذار که نقش دور صورت تو، جلوهای شبیه به طاووس ایجاد کند، که این واقعاً تأسفآور است و شایستهات نیست.
هوش مصنوعی: نورهای مشاهدهٔ تو همچون پردهای بر چهرهات قرار دارد، زیرا میدانم که امروز نقابی را کنار زدهای.
هوش مصنوعی: تیر به هدف دشمن پرتاب شد، اما به من اصابت کرد. این نشاندهنده اشتباهی است که بدتر از درستی است.
هوش مصنوعی: عجب است اگر باد وجود تو را از چشم و دل برباید، در حالی که تو در آتش و آب به این شکل هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
ما را و جهان را تو در این خانه نیابی
چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت
چه نادره گر آب شود مردم آبی
از عقل دو صدپر دو سه پر بیش نماندهست
[...]
ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی
از بوی تو در تاب شود آهوی مشکین
گر باز کنند از شکن زلف تو تابی
بر دیده صاحب نظران خواب ببستی
[...]
ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
وی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی
شبهاست که از حسرت روی تو نیاید
در دیده ی بیدار من دلشده خوابی
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت
[...]
در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
کردیم سوال و نشنیدیم جوابی
خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را
جز دیده که ما را مددی کرد به آبی
من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست
[...]
عالم چو سراب است، طلب کن تو سر آبی
می نوش که خوشتر ز سراب است شرابی
هست از قلم صنع خدا بهر تأمل
خط بر خد ساقی به سوی بنده کتابی
از چنگ مده هشت بهشتی که نهفته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.