از لعل تو آنکه ساخت خاتم
بر هیچ نگاشت اسم اعظم
میکرد دلم خراب و میگفت
از کشور ما خرابهای کم
از دیده بپرس قصه دل
از جام شنو حکایت جم
در دور لبت به روح بخشی
بازیچه بود مسیح مریم
ای گندم خال دوده فامت
آتش زن دودمان آدم
شمشیر تو سد آهنین ساخت
جاوید میان زخم و مرهم
در سجده کعبه جمالت
مژگان شده راست و ابروان خم
تا زلف و لب تو شد پدیدار
گم شد شب قدر و اسم اعظم
چون هست اساس دهر بر باد
چون نیست بنای عمر محکم
یغما من و ساغر پیاپی
مطرب تو و نغمه دمادم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای عشق و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از قدرت و تاثیر عمیق معشوق بر دل و جان خود سخن میگوید و به توصیف ویژگیهای جذاب او، همچون لبان زیبا و ابروان خم، میپردازد. همچنین به ارتباط عمیق روحانی و زیباییهای زندگی بشری اشاره میکند. در نهایت، شاعر در حسرت و فراق عشق خود، از نوشیدن می و نغمههای شاد زندگی میگوید و به زوال و ناپایداری زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: کسی که از سنگ قیمتی تو انگشتری ساخته، هیچ نامی بر آن ننوشته است.
هوش مصنوعی: دل من دچار درد و ناراحتی بود و او میگفت که از جایی که ما هستیم، چیزی کم و کسر است.
هوش مصنوعی: از چشم بپرس که چه داستانی درباره دل دارد و از جام بشنو داستان جم.
هوش مصنوعی: در اطراف لبهای تو، به مانند یک بازیچه، روحی که مریم را به زندگی آورد، وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای گندم با دانههای سیاه، به آتش بزن و نسل آدم را بسوزان.
هوش مصنوعی: تو با شمشیرت به قدری قوی و مقاوم شدهای که در برابر زخمها و دردها، مانند سدی آهنین عمل میکنی و فاصلهای جاودانه بین زخم و درمان ایجاد میکنی.
هوش مصنوعی: در سجدهی کعبه، زیبایی تو باعث شده که مژگانها به سمت راست بچرخند و ابروها خم شوند.
هوش مصنوعی: وقتی که زلف و لب تو نمایان شد، شب قدر و نام بزرگ و مقدس به فراموشی سپرده شد.
هوش مصنوعی: از آنجا که بنیاد زندگی بر باد است، بنابراین بنای عمر هیچ استحکامی ندارد.
هوش مصنوعی: من در حال سرشاری و شور و شوق هستم و تو با نغمههای پیوستهات مرا در این حال غرق کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه این کبود طارم
پر گرد شده است باز و مغتم؟
زیرا که درو خزان به زر آب
بر دشت نبشت سبز مبرم
گشت آب پر از تم و کدر صاف
[...]
آمد رمضان بخیر مقدم
دیشب بسلام خان اعظم
جمشید زمان سکندر وقت
مقصود وجود نسل آدم
ای امر تو چون نفاذ تقدیر
[...]
مرداد مهست سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم
از گردون طبع خاک پر تف
وز باران چشم ابر پر نم
بر دشت لباسهای رو نیست
[...]
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
[...]
ای زرین نعل آهنین سم
ای سوسن گوش خیزران دم
ای باد صبا گرفته در گل
با آتش تو چو ساق هیزم
سیر تو به گرد خط ناورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.