آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
چرخ و صد عقده به کارش فکند باز منم
نیست مرغی که پرش رُست و نزَد بالی، ماند
در دل مرغی اگر حسرت پرواز منم
زلف در پای تو کو دست که بینم روزی
تا بدین دولت شایسته سرافراز منم
بگشا لب به تبسم که مسیحا گوید
آنکه هرگز نکند دعوی اعجاز منم
مرد میدان دو جامند حریفان یغما
رندِ خُمخانهکشِ میکدهپرداز منم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و حسرتهای خود سخن میگوید و ابراز میکند که او همواره در تلاش و کوشش است اما به رغم همهچیز همچنان ناتوانیهایی دارد. او به تصویر پرندهای اشاره میکند که با وجود داشتن احساس پرواز، به دلایلی نمیتواند اوج بگیرد. همچنین، شاعر از زیباییهای عشق و شادمانی صحبت میکند و میگوید که در دنیای عشق، او به دنبال ارزش و مقام است. در نهایت، او خود را رند و میخانهای مینامد که در این دنیای پرغوغای عشق و زندگی، به دنبال خوشی و خوشبختی است.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که اگر یک مشکل از کارش حل نشود، همچنان چرخ زندگیاش به گردش ادامه میدهد و در عوض صد مشکل دیگر برای او به وجود میآورم.
هوش مصنوعی: پرندهای نیست که بتواند پرواز کند و بالی بزند، اما اگر در دل پرندهای باشد، من حسرت پرواز را در خود دارم.
هوش مصنوعی: عزیزم، زلف تو بر زمین افتاده است و من آرزو دارم روزی آن را ببینم تا شاید به این نعمت بزرگ، سرفراز و خوشبخت شوم.
هوش مصنوعی: لبت را به خنده باز کن که کسی که مانند مسیحا است، این را میگوید: من کسی هستم که هرگز ادعای اعجاز ندارم.
هوش مصنوعی: در میدان رقابت، دو نوع مرد وجود دارند: یکی حریفان قوی و دیگری من که به طور ماهرانهای از میخانهها و لذتهای آن بهره میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.