چه بارهاست به دوش از سبوی بادهفروشم
که بار منت سجاده بر گرفت ز دوشم
صلاح و تقوی و پرهیز و عقل و دانش و هوشم
به جرعهای تو بخر، زاهدم اگر نفروشم
به زلف و کاکلم ای خواجه گر سری است ببخشا
که این دو سلسله را من غلام حلقهبهگوشم
گواه مستی و هشیاری این نه بس که تو واعظ
مرا ز عربده کشتی و من هنوز خموشم
چه سود پند که هر پنبهای که ساقی مجلس
گرفت از لب مینای می نهاد به گوشم
امام شهر بپرداخت تن ز خرقه هستی
قبای عید مرا گو بیاورند بپوشم
بگو به پادشه از من کزین معامله بگذر
گدایی سر کویش به سلطنت نفروشم
مرا مگوی که یغما چرا خموش نشستی
بگو ز ناله چه حاصل چو نشنوند خروشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از مولانا، نشاندهنده تنش بین جهان معنوی و دنیوی است. شاعر با اشاره به خرید و فروش مفهومهای اخلاقی و دینی، از زهد و تقوا شعری میگوید که به چشم نمیآید و خود را در بند زلف و زیبایی میبیند. او به واعظ اشاره میکند که در مستی و غفلت فرد دیگری را به نصیحت میکشاند، حتی اگر خود هنوز در سکوت است. شاعر بیان میکند که حاضر نیست ارزش خود را به خاطر مقام و قدرت دنیوی از دست بدهد و به گدایی در درگاه عشق و حقیقت اولویت میدهد. در نهایت، او به اعتراض به بیتوجهی دیگران نسبت به نالههایش میپردازد، زیرا دیگران نسبت به صدای او بیاعتنا هستند.
هوش مصنوعی: بارها بر دوش من سنگینی مشتی از شراب بوده است، زیرا با سنگینی بار درخواست دعا و عبادت از دوشم برداشته شده است.
هوش مصنوعی: عبارت به این معناست که انسان باید به دنبال فضایل اخلاقی مانند صلاح، تقوی، پرهیزکاری، عقل، دانش و هوش باشد و اگر کسی این ارزشها را به قیمت ناچیزی به دست آورد، حتی زاهدی که به نظر میرسد انسان معنویتری است، ممکن است آنها را نفروشد. این بیان نشان میدهد که ارزشهای واقعی زندگی، فراتر از مسائل مادی و ظاهری هستند و باید آنها را با دقت و جدیت جستجو کرد.
هوش مصنوعی: ای آقا، اگر در زلف و موهای من راز و سری وجود دارد، آن را ببخش. چرا که من مانند یک غلام حلقه به گوش، تسلیم و بیاختیار هستم.
هوش مصنوعی: گواهی بر مستی و هوشیاری من این است که تو به عنوان واعظ، مرا از جهل و افراط دور کردی، اما من هنوز در سکوت هستم و به توصیههایت گوش نمیدهم.
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که نصیحت شنیده شود، وقتی هر گلی که ساقی به دست میگیرد و از لبهی جام مینوشد، در گوش من مینشیند؟
هوش مصنوعی: امام شهر به نیازهای زندگی رسیدگی کرد و از لباس مادی و وابستگیهای دنیوی آزاد شد. اکنون از او میخواهم که لباس ویژه و خاص مرا که نماد جشن و سرور است، بیاورد تا بپوشم و در آن احساس شادی کنم.
هوش مصنوعی: به او بگو که من از این معامله چشمپوشی میکنم و گدایی در کنار کوی تو را به سلطنت و قدرت نمیفروشم.
هوش مصنوعی: مدام مرا نپرسی که چرا خاموش هستم. بگو فایده ناله کردن چیست وقتی کسی صدای مرا نمیشنود؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
[...]
رسید نغمهای از بادهنوشی تو به گوشم
که چون خُم می و چون نایِ نی به جوشوخروشم
کجاست نرمی و کیفیتی و نشئهٔ عشقی
که مینخورده از آنجا برون بَرَند به دوشم
ز خامکاری تدبیر خود فتاده به خنده
[...]
هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم
به عرض جوهر طاقت درین محیط خموشم
که من ز بار نفس چون حباب آبله دوشم
سپند مجمر یأسم نداشت سرمهٔ دیگر
تپید ناله به کیفیتی که کرد خموشم
ز بس به درد تپیدن گداختم همه اعضا
[...]
ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم
که تا صباح قیامت خراب باده دوشم
بحشر هم عجب از جور یار نیست که چون نی
برآورد چو زخاکم درآورد بخروشم
نه خود بحرف تو گویا شوم که شوق تو باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.