گنجور

شعرهای جامی با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱ - آغاز

 

المنة لله که به خون گر خفتیم

یکچند چو غنچه عاقبت بشکفتیم

از کشمکش دهر بسی آشفتیم

کز گوهر راز سبحه واری سفتیم


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۲ - جامی که قوی شکسته حال است

 

جامی که قوی شکسته حال است

وز دست زمانه پایمال است

چون فال زنان ناخردمند

گرد آورده ست مهره ای چند

باشد نظر خجسته فالی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۳ - تاجور ساختن این شاهد غیبی به بی عیبی مباهی به تاج بسمله که مرصع است به جواهر اسماء و صفات الهی

 

ابتدی بسم الله الرحمن

الرحیم المتوالی الاحسان

می کنم از نم این آب حیات

زندگی بخش دل اهل نجات

تر زبان خامه مشک افشان ار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات

 

انما الله اله واحد

فهو المنعم و هوالحامد

می نهد شکر نعمت به دهان

می کند شکر گزاری به زبان

شکر فضلش چو عطای دگر است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن

 

ای حیات دل هر زنده دلی

سر خرویی ده هر جا خجلی

چاشنی بخش شکر گفتاران

کار شیرین کن شیرین کاران

بر فرازنده فیروزه رواق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۶ - تخم درود در زمین معذرت کاشتن و خوشه مغفرت درودن و توشه آخرت برداشتن

 

فرخ آن روز که از مکمن راز

بارگی راند به جولانگه ناز

علم جاه به بطحا افراخت

مکه را سکه دولت نو ساخت

سرو بی سایه اش از قدر بلند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۷ - چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستن

 

ای قمر طلعت مکی مطلع

مدنی مهد یمانی برقع

شقه برقع تو برق افروز

لمعه برق رخت برقع سوز

لیلت القدر ز مویت تاری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۸ - در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوست

 

چون نی خامه شد انگشت نمای

به نواسازی توحید خدای

دلگشا زمزمه دیگر ساخت

پرده نعت پیمبر پرداخت

به چو آن زمزمه کوتاه کند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۹ - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاست

 

شب که زد تیرگی مهره گل

قیرگون خیمه ز مخروطی ظل

اختر از سیم و شهاب از زر ناب

ساختند از پی آن میخ و طناب

چون مشبک قفسی مشکین رنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۰ - عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان به وی توان رسید محروم ماند هر که در پهلوی خویش طلبید

 

ای به پهلوی تو دل در پرده

سر ازین پرده برون ناورده

دل که هر سر بود آورده او

دل در پرده بود پرده او

یکدم از پرده غفلت بدر آی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۱ - حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون موی بر خود تافت تا به صحبت غزالی نشتافت سر رشته این کار نیافت

 

مردم دیده روشن خردان

بحر دانش همه بین همه دان

بس که در مدرسه ها رنج علوم

برد شد حاصل وی گنج علوم

لیک ازان گنج بجز رنج ندید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۲ - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است

 

ای ز اندوه تو پر خون دل ما

دمبدم از تو دگرگون دل ما

دل ما در رهت افتاده پریست

که بر او باد هوا را گذریست

هر دم از جنبش هر باد درشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۳ - عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیت

 

آب آن روضه دین افروزد

تاب این خرمن ایمان سوزد

در سخن نیست به زر کس محتاج

سکه زر ز سخن یافت رواج

ای بسا قفل درین کاخ دو در

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت

 

ظلم حجاج به غایت چو رسید

تیغ بر تهمتی چند کشید

گنج ها زر به فدا آوردند

گنجشان خاک به سر بر کردند

هیچشان حیله گر سود نکرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۵ - مناجات در بیان قصور زبان سخن از شرح کمال الهی و شکر نوال نامتناهی و طلب سنجیدگی وی تا به میزان موزونی یابد و در کفه قبول افزودنی

 

ای زبان خرد از کنه تو بند

پایه قدر سخن از تو بلند

به خرد شرح کمالت نتوان

به سخن شکر نوالت نتوان

سخن از باغ جمالت وردیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی او

 

ای به هر شاهد موزون مفتون

حالت از مشک خطان دیگرگون

هیچ شاهد چو سخن موزون نیست

سر خوبی ز خطش بیرون نیست

صبر ازو صعب و تسلی مشکل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که(برگ درختان سبز در نظر هوشیار،هر ورقی دفتریست معرفت کردگار) یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبق های نور از بهر نثار وی می برند

 

سعدی آن بلبل شیراز چمن

در گلستان سخن دستان زن

شد شبی بر شجر حمد خدای

از نوای سحری انوار قدم

بست بیتی ز دو مصراع به هم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم بره

 

ای سخن را چو گهر سنجیده

خلعت نظم در او پوشیده

کرده تمییز صحیحش ز سقیم

به ترازو زنی طبع سلیم

می کند وزن سخن نظم پرست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانه

 

ای درین کارگه هوش ربای

روز و شب چشم نه و گوش گشای

نه به چشم تو ز دیدن اثری

نه به گوشت ز شنیدن خبری

نرگس این چمنی کز لب جوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر داد

 

فاضلی وادی برهان پیمای

در بیابان جدل جان فرسای

عمر در بحث و جدل طی کرده

پای یکران عمل پی کرده

نه دلش را ز طریقت نوری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]