گنجور

آمار شعرها

 

ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ ۳۳

 

گر به کوه اندر پلنگی بودمی

سخت فک و تیز چنگی بودمی

گه پی صید گوزنی رفتمی

گاه در دنبال رنگی بودمی

گاه در سوراخ غاری خفتمی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۲

 

ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند

کوچ کردی تو و آثار تو ماند

چون کند قافله کوچ از صحرا

می‌نهد آتشی از خویش به جا

بار بستی تو ز سرمنزل من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۱ - نکوهش چرخ (راستگوی شادزی)

 

ویحک ای افراشته چرخ بلند

چند داری مر مرا زار و نژند

خستن روشن‌ضمیران تا به کی

کشتن آزادمردان تا به چند

تا به کی در خون مارانی غراب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۱ - چیستان

 

چیست آن جنبدهٔ والاگهر

گوهرش از آب و آتش جسته فر

زادهٔ خورشید و هم‌پیمان خاک

گاه چون مریخ و گاهی چون قمر

هر زمان رنگی پذیرد در جهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۶۴ - هوس شاعر

 

گر به کوه اندر پلنگی بودمی

سخت‌فک و تیز چنگی بودمی

گه پی صیدگوزنی رفتمی

گاه در دنبال رنگی بودمی

گاه در سوراخ غاری خفتمی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۶۵ - دامنه البرز

 

باد صبح ازکوهسار آید همی

یاد یار غمگسار آید همی

یارگوبی سوی شهر آید زکوه

دوست گویی از شکار آید همی

بامدادان در هوای گرم ری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا

 

سکته کرد و مرد ایرج میرزا

قلب ما افسرد ایرج میرزا

بود مانند می صاف طهور

خالی از هر درد ایرج میرزا

سعدی ای ‌نو بود و چون سعدی‌ به ‌دهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادب

 

مادر باباشمل رفت از جهان

هفته‌ای باباشمل بربست لب

مرگ مادر خاطرش افسرده کرد

گشت خاموش آن تنور ملتهب

لیک با این‌ سوگواری‌های سخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ عشقی

 

وه که عشقی در صباح زندگی

از خدنگ دشمن شبرو بمرد

پرتوی بود ازفروغ آرزو

آن فروغ افسرد وآن پرتو بمرد

شاعری نوبود وشعرش نیزنو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۶۶ - بهار و تیمورتاش‌

 

صدر اعظم حضرت تیمورتاش

بشنود یک نکته از این مستمند

حق‌صحبت‌هست‌حقی‌معتبر

بود می‌باید بدین حق پای‌بند

بنده‌را با خواجه حق صحبت است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۷۶ - غول

 

بنگر آن غول راکز هول او

دیو لاحول دمادم می کند

گر کشی عکسش به دیوار خلا

لولئین از هیبتش رم می کند


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۸۱ - لطیفه

 

مثقلی با من ز روی طنز گفت

صحبت از فضلت به کشور می‌رود

گر ترا دستی است درعلم سیر

کشف این رمزت میسر می‌رود

این جهان چه‌؟ گاو چه‌؟ ماهی کدام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوشش

 

اهتمام و شوق اگر یاور شود

مرد خامل ذکر نام‌آور شود

شوق را باطل مکن در خویشتن

تا ز نورش خاطرت انور شود

کاتش تابان به خاکستر درون

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار

 

داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست

هرسه با او جور و او با هر سه جور

اولین‌، آن ثروتی کز روی سعی

کرده حاصل در سنین و در شهور

دومین‌، حوری‌وشی کاو را نبود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۰۵ - دل خودکامه

 

کاش بودم زان کسان کاندر جهان

سازگار آیند با هر خار و خس

یا از آن مردم که گرد آیند زود

نزد هرشیرینیئی همچون مگس

آن کسم منکر سر خودکامگی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی

 

ای دربغا میرزا طاهرکه بود

فضل و تقوی را جناب او مناص

مدرسش دایم به درس و بحث گرم

مجلسش یکسر به اهل فضل غاص

بود ثابت مدت پنجاه سال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - نالهٔ ملت

 

هست صوتی بس مهیب و خوفناک

بانگ توپ و نعرهٔ فرماندهان

سخت‌تر زانست بانگ صاعقه

کاندر آید نیم شب از آسمان

هست از آن بسیار هول‌انگیزتر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهری

 

گفت صوفی تن بود زندان جان

چون قفس کانجا نشانی بلبلی

گفتمش در اشتباهی ای رفیق

کی شود تن در بر جان حایلی‌؟

جسم‌، اضدادیست درهم بیخته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسی

 

مانده بود از امتیاز دارسی

با حساب پارو با پیرار سی

خلق ایران سرگران زین امتیاز

ز آذری و مشهدی و فارسی

اهل آبادان فقیر و پر ز نفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبس

 

سهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی

بسته برروبش دری چون آهنی

پاسبانانی در آنجا صف زده

هریکی از خشم چون اهریمنی

کیست گویی اندربن در بسته سمج

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

[۱] [۲] [۳]