گنجور

شعرهای حافظ شیرازی با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰

 

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون

روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲

 

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴

 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱

 

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳

 

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است

از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود

آری آری طیب انفاس هواداران خوش است

ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲

 

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس

طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱

 

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷

 

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳

 

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت

جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲

 

میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت

گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست

خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت

عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹

 

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند

گوییا باور نمی‌دارند روز داوری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶

 

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود

مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲

 

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب

رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود

در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸

 

در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود

تا ابد جام مرادش همدم جانی بود

من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار

گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود

خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰

 

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید

قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵

 

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵

 

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز

ساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام

پرصدای ساربانان بینی و بانگ جرس

محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶

 

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

[۱] [۲] [۳]