گنجور

شمارهٔ ۶۸ - د رحق فخرالدین

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » مقطعات
 

فخر دین ، اعتقاد من دانی

که همیشه هوای تو جویم

دورم از مجلست و لیک مقیم

در مجالس دعای تو گویم

سال و مه ورد مدح تو خوانم

روز و شب راه مهر تو پویم

در فراق رکاب فرخ تو

چهره از خون دل همی شویم

لعل شد بی لقای تو اشکم

زرد شد بی جمال تو رویم

تا تو من بنده را نمی جویی

آب حشمت نمانده در جویم

در نوایب ز ناله چون نالم

در مصایب ز مویه چون مویم

پیش چوگان حادثات فلک

باز سر گشته مانده چون گویم

بوی صدر تو گر بمن برسد

دیدهٔ بینا شود بد آن بویم

از تو تشریف نامه دارم چشم

که چنین کرد لطف تو خویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام