گنجور

 
وحدت کرمانشاهی

پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد

بهر ابروی کجش فکر دگر خواهم کرد

نکند گر نظری بر دل سودازده‌ام

ملک دل را ز غمش زیر و زبر خواهم کرد

یا که دیوانه صفت گیرم از آن دلبر کام

یا که از عشق و جنون صرف نظر خواهم کرد

گرچه ره دور و در این راه خطر بسیار است

به سویش با سر پرشور سفر خواهم کرد

گر بخواهد که به کویش برسد پای رقیب

ره بر او بسته و ایجاد خطر خواهم کرد

تا که گهگاه شوم بهره‌ور از بوی عُقار

بر در میکده گهگاه گذر خواهم کرد

می‌دهم جان به تمنای وصالش وحدت

هان مپندار در این باره ضرر خواهم کرد

 
 
 
زنده‌رود
اوحدی مراغه‌ای

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد

دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید

بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد

خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند

[...]

جامی

نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد

بهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد

تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان را

سوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد

دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوخت

[...]

سیدای نسفی

از سر کوی تو امروز سفر خواهم کرد

سود خود صرف به سودای دگر خواهم کرد

ابروی سیمبری مد نظر خواهم کرد

شکوه از زلف پریشان تو سر خواهم کرد

دامن خویش پر از خون جگر خواهم کرد

[...]

ساغر کنگاوری

از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد

خاک حسرت ز فراق تو به سر خواهم کرد

از درت خون دل از دیده روان خواهم رفت

عاشقان را ز جفای تو خبر خواهم کرد

شب گور است و سحرگاه قیمت ز پیش

[...]

فروغی بسطامی

از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کرد

شب خود را به همین شیوه سحر خواهم کرد

مو به مو بندهٔ آن زلف سیه خواهم شد

سال ها خواجگی دور قمر خواهم کرد

با خم ابروی او نرد هوس خواهم باخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه