گنجور

 
واعظ قزوینی

کی دگر دیوانه ما با قبا سر می‌کند؟

جامه از مصحف اگر پوشد، که باور می‌کند؟!

ناروایی، تا نباشد نام عشقی بر سرت!

بر سر، ای دل، داغ کار سکه بر زر می‌کند

یاری خردان برد، کار بزرگان را ز پیش

صف شکافی تیغ، از پهلوی جوهر می‌کند

عمر می‌کاهد ز فکر مال، دایم خواجه را

خویش را از ضبط گوهر، رشته لاغر می‌کند

خرد نشماری حق هم‌کاسگی را ای بزرگ

شیر یک پستان، دو کودک را برادر می‌کند

دیده وقت پیریت بی‌جا نمی‌آرد غبار

از غم فوت جوانی خاک بر سر می‌کند!

خانه گیتی، مثال خانه آیینه است

هر زمان از خلق دیگر صورتی بر می‌کند

از بلندی می‌رسد معنی بهر نزدیک و دور

رتبه گفتار واعظ کار منبر می‌کند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین

آن نگر کِش باد پیشت خاک بر سر می‌کند

چند گویی پیشت آیم، وه که چون تو یوسفی

[...]

خواجوی کرمانی

آنک از کان هر زرو گوهر که سر بر می کند

پیش دست کان یسارش خاک بر سر می کند

جود اوکی بحر اخضر را نپوشد هر نفس

جامه ی سیمابی موجش که در بر می کند

چون صبا از محمر اخلاق او دم می زند

[...]

سلمان ساوجی

هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر می‌کند

سوزش اندر هر سری سودای دیگر می‌کند

با کمال خویشتن بینی، نمی‌دانم چرا؟

هر زمان آیینه را با خود برابر می‌کند

صورت ماهیت رویش نمی‌بیند کسی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سلمان ساوجی
جلال عضد

باد عُنفت چشمه خور را مکدّر می کند

خاک پایت توتیا در چشم اختر می کند

ابر دست گوهرافشان تو در روز عطا

آستین آرزو پر درّ و گوهر می کند

قدّ تو بر هفت مسند چار بالش می زند

[...]

ناصر بخارایی

سبزه از خط غبارت خاک بر سر می‌کند

غنچه از لعلت قبا را چاک در بر می‌کند

می‌زند سرو روان را پنچه‌ها بر سر چنار

تا چرا با قد تو خود را برابر می‌کند

می‌روی در باغ و هر جانب برای دیدنت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه