میشود جان تازه، چون دوری ازین تن میکند
میشود دل زنده هرگه یاد مردن میکند
مرهم مظلوم باشد، نیش بر ظالم زدن
زخم دندان سگان را، بخیه سوزن میکند
پیچش هر کار را، باشد گشادی عاقبت
آخر این سرگشتگی کار فلاخن میکند
ای که از رنج توقع ماندهای از خواب و خور
درد دندان طمع را، چاره کندن میکند
میتوان با روی گرمی صد دل آوردن به دست
خانه صد آیینه را یک شمع روشن میکند
غم مخور، گردد جداییها به جمعیت بدل
تخم را دهقان پریشان، بهر خرمن میکند
از ره چشم است واعظ، خانه دل بیصفا
گرد، ره در خانهها دایم ز روزن میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفاهیم جدایی، رنج، و امید میپردازد. شاعر اشاره میکند که با دوری از تن، جان تازهای میشود و یاد مرگ ممکن است دل را زنده کند. او همچنین به این نکته میپردازد که ظلم و ستم ممکن است در نهایت به نفع مظلوم تمام شود. نهایت هر کار و تلاش، دستاوردی خواهد داشت و در شرایط سخت، امید و تلاش میتواند به تغییر اوضاع کمک کند. شاعر به این نکته اشاره میکند که میتوان با محبت و گرمی، دلهای بسیاری را به دست آورد و غمها میتوانند به جمعیت و همراهی تبدیل شوند. در نهایت، او به توصیف خانه دل و ناپاکیهای آن میپردازد و تاکید میکند که نیاز به توجه و آگاهی برای رفع این ناپاکیها وجود دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که از این بدن فاصله میگیری، جان تازهای به دست میآوری. هر بار که به یاد مرگ میافتی، دلت دوباره زنده میشود.
هوش مصنوعی: کمک به کسی که مظلوم است مانند تسکین و درمان درد اوست، اما اگر به ظالم آسیب برسد، به نوعی مثل دوختن زخم دندانهای سگهاست که میتواند درد را افزایش دهد.
هوش مصنوعی: هر کاری که پیچیدگی و سختی داشته باشد، در نهایت به نوعی آسان خواهد شد و این آشفتگی و سرگشتگی مانند یک وسیلهی پرت کردن سنگ، در پایان به نتیجهای خواهد رسید.
هوش مصنوعی: ای کسی که از تحمل انتظار و دردهای ناشی از آن خسته شدهای، امید و آرزوی طلب متعفن و آزاردهندهات را باید جراحی و از ریشه قطع کنی.
هوش مصنوعی: با چهرهی گرم و صمیمی میتوان دلهای زیادی را به دست آورد، مشابه این که یک شمع میتواند صد آیینه را روشن کند.
هوش مصنوعی: نگران نباش، جداییها به زودی به یکدلی تبدیل میشود. مانند کشاورزی که با نگران بودن از بیحاصل ماندن دانهها، در نهایت به برداشت خوشههای حاصلخیز میرسد.
هوش مصنوعی: واعظ از طریق چشمها میآید و دلهایی که پاک نیستند را متلاشی میکند، او همواره از روزنهها به درون خانهها سرک میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه عالم روز کین چون قصد دشمن میکند
تیغش از یک تن دو و تیر از دو یک تن میکند
شاه شاهان جهان آنکو به گرز گاوسار
شیرمردان را به گاه حمله چون زن میکند
سرور گردنکشان سلطان نظام ملک و دین
[...]
وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
دیده را زآب روان و سبزه روشن میکند
خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن میکند
همچو نرگس مینهد بر کف به عشرت جام می
[...]
دیدهها را چهرهٔ گلرنگ گلشن میکند
روی آتشناک، شمع کشته روشن میکند
بیحجابی بر فروغ حسن باد صرصرست
شرم، خوبی را چراغ زیر دامن میکند
خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار
[...]
شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکند
روزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد
آستین بر آتش من کار دامن میکند
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهای
[...]
از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن میکند
از نگاه گرم، شمع کشته روشن میکند
گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش
این همه گرمی چرا اشکم به دامن میکند
حسن او از گریهٔ من دارد این رونق، که آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.