بسرمه نرگس او الفت دگر دارد
دگر چه فتنه ندانم که در نظر دارد
چو تار زلف که از شانه اش فزاید حسن
ز بهله موی کمر جلوه دگر دارد
برحم خویش بگو تا کناره بگزیند
که ابر دود دلم بارش اثر دارد
نه ناله سرسنگ است اشک گلرنگم
که ریشه همچو رگ لعل در جگر دارد
نگه نکردن او سوی ما، بس است دلیل
که با شکسته دلان گوشه نظر دارد
رود بدیدن خود از دل چو آینه اش
چو دوست واعظ ما را ز خاک بردارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره دارد و از احساسات عمیق خود نسبت به او میگوید. او بیان میکند که زیبایی معشوق به قدری جذاب است که هرلحظه جلب توجه میکند. همچنین، شاعر از ناراحتی و دلتنگی خود صحبت میکند و تاکید میکند که نگاه نکردن معشوق به او، خود دلیل بر عشق و دلبستگی است. در نهایت، شاعر آرزو دارد که معشوقهاش به سمت او بیاید و او را از غم و درد برهاند.
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و جذاب او، دنیای خاص و متفاوتی را برای من به ارمغان آورده است و نمیدانم که او با نگاهش چه نیرنگ و فریبی را در سر دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که موهای زیبا بر شانه ریخته میشود، همانند تارهای زلف، زیبایی خاصی پیدا میکند و در عین حال، موی کمر نیز جلوه و رونق دیگری دارد.
هوش مصنوعی: به مهربانی خود اشاره کن تا او از خود دوری کند؛ چرا که غم و اندوه قلبم تأثیری مانند بارش ابر دارد.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تصویرهای زیبا، احساساتی شبیه به ناله را توصیف میکند، اما این ناله از سنگ نیست، بلکه مانند اشکهایش رنگی لطیف و زیبا دارد. او میگوید که این اشکها از عمق وجودش، همانند رگهایی که در جگر او وجود دارد، برمیخیزند و نشاندهندهٔ ریشهدار بودن احساساتش هستند. به عبارتی، این اشکها نمادی از درد و عواطف عمیق او هستند که از دل به بیرون میآیند.
هوش مصنوعی: عدم توجه او به ما، خود نشانهای است که نشان میدهد او دلسوختهها را در نظر دارد.
هوش مصنوعی: رود به خاطر دیدن خود، مانند آینهای از دل ما را بالا میبرد، همانطور که دوست و معلم ما از خاک بلند میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هوای دوست مرا در جهان سمر دارد
به هر دیار زمن قصه دیگر دارد
ز بوته دل رویم همی کند چون زر
ز ابر چشم کنارم همیشه تر دارد
ز بار انده هجران ضعیف قد تو را
[...]
امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
ز سوز سینه لبم خشک و دیده تر دارد
امید وصل ز دل پرس و درد هجر زجان
که هر کسی ز غم خویشتن خبر دارد
بذوق جان سخن تلخ تو خوش است زقند
[...]
خبر دهید مرا کآن پسر خبر دارد
که کار من زغمش روی در خطر دارد
خبر ندارم در عشق او ز کار جهان
ولی جهان ز من و کار من خبر دارد
همه فسانه عالم مرا فرامش گشت
[...]
کس این کند که دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد
اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد
[...]
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
ز آتش دل پروانه کی خبر دارد
ز مرهمش نشود سود دردمندی را
که زخم کاری تیغ تو بر جگر دارد
ز بیقراری زلفت قرار یافت دلم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.