فکر سامان جهان، کار من رنجور نیست
برنیاید این تلاش از ناتوانان، زور نیست
میکشد خود را بر اوج جاه این دار فنا
پایه مرد خویشتن بین را کم از منصور نیست
یافتی چون ملک دل، بگشا به اظهارش زبان
والی این مملکت را، حاجت منشور نیست
تنگ روزی، بیش گردد بهره مند از مال خود
جوی بهتر میخورد آبی که آن پرزور نیست
گرچه دورم از دل این خلق دل از حق بدور
گر ازین دوری بحق نزدیک گردم، دور نیست
مهر دولت گر کشد تیغ از پس دیوار فقر
برنخیزد سایهوَش واعظ اگر بیشور نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تلاشها و مشکلات انسانی میپردازد. شاعر معتقد است که تلاش و کوشش انسانها در دنیای فانی بیفایده نیست و به این نکته اشاره میکند که سختیها و فقر نمیتواند مانع از دستیابی به اهداف بزرگ شود. او همچنین دربارهی اهمیت نمایش دل و نیتهای قلبی و لزوم سازش با واقعیتهای زندگی سخن میگوید. نهایتا، با وجود دوری از مردم، حس نزدیکی به حقیقت و حق را در خود حفظ میکند و باور دارد که تلاشهای او ممکن است در شرایط سخت به نتیجه برسند.
هوش مصنوعی: فکر کردن به نظم و سامان دنیا برای من کار سخت و دشواری نیست، زیرا این تلاش از کسانی ساخته نیست که ناتوانند.
هوش مصنوعی: کسی که در اوج جاه و مقام خود قرار میگیرد، به طور طبیعی خود را قربانی میکند و ارزشهای انسانی و شرافت را فراموش میکند. او در این اوج، از دیگران کمتر نیست و شایسته احترام و توجه است.
هوش مصنوعی: اگر دل تو مانند یک پادشاه است، زبان خود را برای بیان آن باز کن، نیازی به سندی برای اثبات آن نداری.
هوش مصنوعی: در روزهای سخت اقتصادی، شخصی که دارای مال و ثروت است، میتواند بیشتر بهرهمند شود. همچنین، آبی که قوی و کامل نیست، کیفیت کمتری دارد و در واقع بهتر است که از منابع بهتر استفاده شود.
هوش مصنوعی: هرچند از دل مردم دور هستم و از حق نیز فاصله دارم، اما اگر به سوی حقیقت نزدیک شوم، این فاصله دور از دسترس نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت و شانس انسان به او یاری برساند، حتی در پشت دیوارهای فقر نیز نشانهای از آن دیده نخواهد شد. و اگر واعظ و راهنما نیز پرشور و انگیزه نباشد، تاثیری نخواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست
گر مثل جان می رود، ترک توام مقدور نیست
روزی اندر کوی خودبینی قیامت خواسته
زانکه آه دردمندان کم ز نفخ صور نیست
رخ چه پوشی چون حدیث حسن تو پنهان نماند
[...]
عشق سطانیست کو را حاجت دستور نیست
طائران عشق را پرواز گه جز طور نیست
کس نمی بینم که مست عشق را پندی دهد
زانک کس در دور چشم مست او مستور نیست
دور شو کز شمع عشق آتش بنزدیکان رسد
[...]
گر بپرسی بندهٔ خود را، ز لطفت دور نیست
زانکه کس در بندگی چون بنده ات [مهجور] نیست
گر تو گویی در خداوندی بود غیر تو کس
یا چو من در بندگی و اخلاص این مقدور نیست
گر تو را بر حال زار من نظر نبود یقین
[...]
با تو است آن یار دائم وز تو یک دم دور نیست
گرچه تو مهجوری از او، وی ز تو مهجور نیست
دیده بگشا تا ببینی آفتاب روی او
کافتاب روی او از دیده ها مستور نیست
لیک رویش را بنور روی او دیدن توان
[...]
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
پیش دوران طریقت این سخن مشهور نیست
رمز مستان معانی را نداند عقل دون
صیدبازان حقیقت در خور عصفور نیست
عشق مستست و بتیغ تیز میگوید سخن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.