خاطرت چون رم کند از هر دو عالم،رام اوست
تا ز هستی کنده یی دل را، نگین نام اوست
تا بفکر خویش افتادیم، صید او شدیم
هر به خود پیچیدن ما، حلقه یی از دام اوست
یاد او در خاطرم آسوده نتواند نشست
بی قراریهای عاشق، بستر آرام اوست
عذر خواهیهای لطفش از دلم بیرون نبرد
این چه دلچسبی است با شیرینی دشنام اوست
بیقراری میرساند مژده او را بما
واعظ آواز تپیدنهای دل پیغام اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به بیان احساسات عمیق و آشفتگیهای عشقی خود میپردازد. او از یاد خدا و معشوق خود صحبت میکند و میگوید که یاد آنان در دلش آرام نمیگیرد و بیقراری او نتیجه عشقش به آنهاست. همچنین، اشاره میکند که عذرخواهیهای معشوقش هرگز از دلش بیرون نمیرود و حتی دشنامهای او هم برایش شیرین و دلچسب است. در نهایت، تپشهای دلش پیغام عشق و وصال او را به او میرساند.
هوش مصنوعی: اگر خاطرت از هر چیزی در این جهان دور شود، آنچه تو را به آرامش میرساند، نام اوست. وقتی که از زندگی و هستی جدا میشوی، دل تو به یاد او آرام میگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که به فکر خود مشغول میشویم، در واقع به دام او افتادهایم و هر چرخشی که در خود داریم، به نوعی حلقهای از دام او محسوب میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر سپردن یاد او در ذهنم به آرامش نمیرسد و هیجانات عاشقانه، همانند بستر آرامش او عمل میکنند.
هوش مصنوعی: عذرخواهیهای محبتآمیز او نتوانسته احساس دلخوریام را برطرف کند. این چه جذابیتی دارد که با تلخی ناسزاهایش همراه است!
هوش مصنوعی: بیقراری و ناآرامی ما نشاندهندهی آمدن پیام اوست. واعظ در واقع با صدای تپش دل ما خبر از او میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افسر سر گرمی مهر از فروغ جام اوست
خرده انجم سپند روی آتش فام اوست
ذکر او دل زنده دارد چرخ مینا رنگ را
جان این فیروزه در دست خواص نام اوست
صبح محشر انتظار جلوه او می کشد
[...]
درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
تلخی مردن شراب صاف درد آشام اوست
کاسه های دیده مجنون که شد یکسان به خاک
در بیابان طلب نقش پی گمنام اوست
جز خیال زلف او در دل نمی گنجد مرا
[...]
نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
هر دو عالم را فصاحت بستهٔ دشنام اوست
آفتاب از پرتو عکسش نشانی می دهد
ساغر سرشار معنی، جرعه سنج جام اوست
خویش را همرنگ زلفش گفت و عنبر شد خجل
[...]
داور گیتی که تاج آفرینش نام اوست
وین همه ادوار گردون آنی از ایام اوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.