پیری رسید و، قامت از آن در خمیدن است
کز پای، وقت خار علایق کشیدن است
مقراض وار شد چو قد از پیریم دوتا
معلوم شد که از همه وقت بریدن است
نور نگه بدامن مژگان کشید پای
یعنی که وقت پای بدامن کشیدن است
چین بر رخم چگونه نیفتد؟ که روز وشب
چون عمر، باد تند روی در وزیدن است
دیگر بگو چه تخم امل میتوان فشاند؟
اکنون که وقت سبزه ز خاکم دمیدن است
سیب ذقن گزیدن خوبان، دگر بس است
هنگام پشت دست بدندان گزیدن است
برچیده میشود چو بساط بزرگیت
دیگر چه جای این همه بر خویش چیدن است
دامان دل بچنگ هوس میدهی کنون
کز دست خویش، وقت گریبان دریدن است
دستت بزیر سنگ دوصد بار مانده است
اکنون که وقت دست ز دنیا کشیدن است
از کار شد دو بال جوانی و، پیریت
دل در هوای عیش همان در پریدن است
خوش نوبهار عمر به تعجیل میرود
برخیز چشم من، که علاجش دویدن است
افگنده عقل طوق گریبان بگردنم
زور جنون کجاست؟ که روز دریدن است
از یار و دوست، وقت سلام وداع شد
قامت مرا برای همین در خمیدن است
واعظ خموش، موعظه گفتن دگر بس است
من بعد وقت موعظه خود شنیدن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در باب پیری و گذران عمر میپردازد. شاعر به خمیده شدن قامت و آثار پیری اشاره کرده و تأکید میکند که زمان برای جدایی از دنیای مادی و اندیشهی دنیاگریزی فرارسیده است. او با یادآوری جوانی و شور زندگی، به گذران لحظات و ضرورت اقدام به زندگی بهتر اشاره میکند. همچنین از بیتوجهی به موعظهها و حبس در دغدغههای مادی میگوید و به ضرورت جستجوی معنای واقعی زندگی در این دوران میپردازد. در پایان، شاعر از مخاطب میخواهد که به جدایی و عواقب آن توجه کند و از محبوس شدن در دنیا پرهیز کند.
هوش مصنوعی: سالهای زندگی به انتهای خود نزدیک میشود و بدن دیگر توان جوانی را ندارد، زمان آن رسیده که از دشواریها و وابستگیها رها شویم و به فکر زندگی جدید باشیم.
هوش مصنوعی: وقتی که قد و قامت من به خاطر پیری کمزور و خمیده شد، متوجه شدم که زمان برای برش و قطع شدن همیشه وجود دارد.
هوش مصنوعی: نور چشمهای تو به مژگانت مانند دمی زیباست که به سوی من میآید، نشان میدهد که زمانی برای آغاز عشق و نزدیک شدن به تو فرا رسیده است.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم چین و چروک روی صورتم را نادیده بگیرم؟ وقتی که روز و شب، همانطور که عمر بیوقفه در حال گذر است، در حال وزیدن و تغییر هستند.
هوش مصنوعی: بگو چه امیدی میتوان داشت؟ اکنون که زمان رویش و شکوفایی است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقت آن فرا رسیده که افراد خوب دیگر به زیباییها و لذتهای زودگذر فکر نکنند و به جای آن تمرکز خود را روی موضوعات مهمتر و واقعیتر بگذارند. به عبارت دیگر، به جای توجه به چیزهای سطحی و زودگذر، باید به نکات عمیقتر و حقیقیتر زندگی توجه کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که همهی امکانات و بزرگیت برچیده شود، دیگر چه دلیلی دارد که بخواهی این قدر به خودت برسید و خود را مهم جلوه بدهی؟
هوش مصنوعی: دل را به دامان هوس خود میآویزی، حالا که خودت تصمیم گرفتهای، وقت آن است که از دست خودت کلافه و پریشان شوی.
هوش مصنوعی: دست تو زیر بار مسئولیتها و مشکلات بوده و حالا زمانی رسیده که باید از این دنیا و دغدغههای آن فاصله بگیری.
هوش مصنوعی: جوانی تمام شده و انرژی و شور و شوق آن از دست رفته است، اما دل شما هنوز در آرزوی لذت و خوشی به پرواز در میآید.
هوش مصنوعی: بهار زندگی با سرعت سپری میشود، پس ای چشم من، برخیز و بدان که درمان این گذر سریع، حرکت و تلاش است.
هوش مصنوعی: عقل بر گردنم طوقی می اندازد، اما نیروی جنون کجاست؟ چون امروز، روزی است برای شکستن این طوق.
هوش مصنوعی: وقتی که از دوست و یار خداحافظی میکنم، بدنم به خاطر این وداع دچار خمیدگی و ناراحتی شده است.
هوش مصنوعی: واعظ دیگر ساکت شده است و موعظه کردن برای او کافی است. از این به بعد وقت آن است که خود را بشنود و به درون خود گوش فرا دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آزادگی ز منت احسان رمیدن است
قطع امید دست طلب را بریدن است
بحری است زندگی که نهنگش حوادث است
تن کشتی است و مرگ به ساحل رسیدن است
سیر ریاض عالم جان با حجاب تن
[...]
مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
چون نبض، زندگانی ما در تپیدن است
در شاهراه عشق ز افتادگی مترس
کز پا فتادن تو به منزل رسیدن است
بر سینه گشاده ما دست رد خلق
[...]
پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است
معراج ما به عرش کدورت رسیدن است
پیری رسید، چون نشود قامتم دوتا؟
تعظیم میهمان، بر مردم، خمیدن است
یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است
دندان کرم خورده، علاجش کشیدن است
باید که عضو عضو تو کوشند بهر شکر
آن سانکه شکر گوش، نصیحت شنیدن است
پاداش یک دقیقه که غافل شوی ز حق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.